اخبار پوشاک و طراحی ودوخت آذربایجان غربی
افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند ، بلکه کارها را بطریق متفاوت انجام میدهند ...
جمعه ٢٩ بهمن ۱۳۸٩
زنان وفعالیتهای اقتصادی درعصرقاجار ... نظرات() 

زنان و فعالیت های اقتصادی در عصر قاجار(3)

فکوهی رضا آقا بابا دستجردی gorgan-mirheidari2.JPGرضا آقا بابا دستجردی

چکیده
از مهم ترین وجوه حیات اجتماعی زنان در هر دوره ای میزان مشارکت آنها در امور تولیدی و اقتصادی است. در حقیقت نقش زنان در سازمان های خارج از خانه در هر دوره را می توان نشانی دانست

بر حضور این قشر در عرصه اجتماع و پیرامون آن تحولات اجتماعی هر عصر. در این مقال نقش زنان در تولیدات اقتصادی عصر قاجار مورد بررسی قرار خواهد گرفت. از آنجایی که این عصر را می باید از نقطه نظر بیداری ایرانیان و افکار آزادی خواهانه آغازگر تحولاتی نوین در ایران دانست و با نگاهی اجمالی به این تاریخچه می توان به نقش و حضور زنان نیز در این عرصه پی برد پس بازنمایی گوشه ای از حیات اجتماعی زن که نقش وی در تولیدات اقتصادی است زوایای بیشتری از آن دوران را بر ما آشکار خواهد ساخت.
کلیدواژه ها

زن، قاجار، اقتصاد، تولیدات زنان، صنایع دستی.
بیان مسئله
با مطالعه تاریخ ایران از گذشته های دور می توان نقش زنان را در تولیدات اقتصادی در روستاها پا به پای مردان مشاهده کرد. تولیدات اقتصادی از محل کشاورزی، دامپروری، صنایع دستی و امثالهم از مهم ترین وجوه این گونه مشارکت هاست. در حقیقت زن در طول تاریخ اقتصادی ایران تنها پس از آشنایی ایرانیان با افکار آزادی خواهانه و روشن تر گردیدن حقوق خود بیش از پیش در عرصه های اجتماعی خصوصاً اقتصادی وارد گردید. اما با نگاهی به مطالعات تاریخی اعصار معاصر می توان به راحتی دریافت که زنان فارغ از کار در روستاها که به تولیدات سالم اقتصادی و کمک به مرد مربوط می شد در شهرها دست به خودفروشی و اقداماتی مشابه می زدند که در مقاله حاضر بیشتر به وجوه نحوه امرار معاش و تولیدات اقتصادی پرداخته خواهد شد. شاید بتوان اهمیت پرداختن به این مسئله را آنجا دانست که موقعیت اجتماعی زن این عصر پیش درآمد موقعیت زن امروزی است و اینکه چه تفاوت هایی و چگونه در طرز نگرش به وی حاصل شده است. با این مقدمه می توان پرسش مقاله حاضر را اینگونه مطرح نمود که زن عصر قاجار چه نقشی در تولیدات و وجوه اقتصادی عصر قاجار داشته و چگونه. پاسخ به پرسشی اینچنین راه را جهت آشنایی با موقع اجتماعی زن این عصر بیش از پیش هموار می سازد.  
نقش زنان در تولیدات اقتصادی
زنان در عهد قاجاریه، خواه از طریق تولید برای خانواده و خواه تولید برای امرار معاش، نقش مهمی در معیشت خانواده ها ایفا می کردند که این نقش در اقتصاد کشور نیز بی تاثیر نبود. یکی از دلایلی که به نظام چند زنی دامن می زد، استفاده از نیروی جسمی زنان در تولیدات دامپروری و کشاورزی بود. در میان قبایل ترکمان، ازدواج با بیوه زنان به دلیل تجربیاتی که در قالی بافی و دامپروری داشتند، از اولویت بیشتری برخوردار بود. ( رابینو 43:152) منابع تاریخی موجود به دفعات از نقش مهم زنان نواحی مختلف کشور در مسائل اقتصادی یاد می کنند. پاتینجر که در زمان سلطنت فتحعلی شاه (1212- 1250ه.ق) به ایران آمده بود گزارشی مبنی بر نقش سودمند زنان کرمان در تولید و تبادلات جاری آن زمان دارد و اعلام می دارد که صنایع شال بافی، نمدبافی و تفنگ سازی این منطقه در سراسر آسیا شهرت دارد و یک سوم جمعیت سی هزار نفری کرمان، اعم از زن و مرد، به این صنایع اشتغال دارند. ( پاتینجر 1348: 257) زنان شهر قزوین در صنعت قلاب دوزی و روبند دوزی شهرت داشتند ( بهلر 3:1356) و زنان جلفا هر کدام دارای هنر و « مشغول صنعتی » بودند. ( هدایت 244:1344) زنان اصفهان در گلچه دوزی، سکمه دوزی و نقده دوزی مهارت داشتند. ( تحویلدار اصفهانی 97:1342)
در جامعه اصولاً از زن انتظار می رفت که حداقل در یکی از صنایع دستی  سررشته ای داشته باشد. (دلریش 45:1375)
صنایع دستی، در راس کارهای تولیدی که زنان به آن می پرداختند، قرار داشت. به گزارش اوژن اوبن در فاصله سالهای 1907- 1906م سه هزار کارگاه مخمل بافی در کاشان در پستوی خانه ها به تولید مشغول بودند. ( اوبن 278:1363) بیوه زنان و پیرزنان همدان با اتکا به قیطان بافی، لقمه نانی به دست می آوردند و امرار معاش می کردند.( ظهیرالدوله 73:1351) بیوه زنان اصفهانی هم برای امرار معاش اطفال خویش به ریسمان بافی می پرداختند. ( تحویلدار اصفهانی 101:1342) بافتن پارچه های الیجه و کرباس از نخهای پشمی و ابریشمی یا پنبه ای در میان زنان روستایی مرسوم بود و با استفاده از آنها البسه مورد نیاز خانواده را تهیه می کردند. ( نائینی 35:1366)
با وجود مشتقات زیادی که در این کارها بر زنان وارد می آمد سود چندانی نصیبشان نمی شد، چه بسا که فرشهای بافته شده در روستاها سهم ارباب ده می شد ( اوبن 110:1362) و یا اینکه اگر زنان حق فروش داشتند ترجیح می دادند به علت دوری از بازارهای مصرف و ازدحام تجار و واسطه ها و همچنین مسئولیت خانه داری، قالی های تولیدی خود را به قیمت ارزان به آنان بفروشند. ( دلریش 48:1375)
گاه تمام مردان یک روستا برای انجام وظایف لشگری به کار گرفته می شدند. ( فلاندن 423:2536) از این رو همه رنج های تولید محصولات کشاورزی بر عهده  زنان می افتاد و به این ترتیب، کارایی یک زن روستایی بیش از پیش به اثبات می رسید. ( دلریش 50:1375)
زنان روستایی در مراحل بعدی تولید محصولات کشاورزی نیز، سهم اساسی داشتند. محصولات کشاورزی پس از برداشت، باید مراحل دیگری را طی می کردند تا به مواد قابل مصرف مبدل شوند، از جمله خرمن کردن گندم و تبدیل آن به آرد، که در این موارد هم زنان، با وسایل ابتدایی چون آسیاب دستی، نقش عمده ای ایفا می کردند. ( افضل الملک 331:1361)
مرحله نهایی کار، یعنی عرضه و فروش محصولات نیز به عهده زنان بود. در مسافرت های طویل المدت آن روزگار، مسافران مایحتاج خود را تا حد زیادی از تولید کنندگان روستایی و ایلیاتی، به خصوص زنان می خریدند. ( افضل الملک 160:1361)
زنان ایلیاتی و روستایی به دامداری نیز می پرداختند. دوشیدن شیر دام ها و به دست آوردن فرآورده های آن از جمله کره، پنیر، ماست و روغن از جمله وظایف مهم زنان در روستاها و ایلات بود. ( دلریش 52:1375)
زنان و پاره ای مشاغل غیر تولیدی
رانده شدن برخی از زنان به سوی مشاغل کاذبی چون خود فروشی به منظور امرار معاش بود. بسیاری از منابع دست اول قاجار، به خصوص از دوران حکومت ناصری به بعد، از برنامه های متعدد بزم و عیش و نوش با این قبیل زنان سخن می گویند. ( دلریش 52:1375)
هر چند شرع و عرف جامعه و به تبع آن حکومت، با کار این زنان مخالف بودند، اما باز شاهد رونق کار آنها در جامعه بوده و علی رغم فشارها و محدودیت ها، از طریق خودفروشی امرار معاش می کردند. مجازات هایی که در حق این زنان اعمال می شد، همه سطحی و کم دوام بود. در سال 1273 ه. ق دولت چهارصد تن از زنان روسپی شهرهای مختلف را به عتبات تبعید می کند، اما آنان همچنان به فعالیت خود ادامه می دهند. ( ادیب الملک 213:1364)
به گزارشی برای اصلاح و تادیب زنان روسپی و زن هایی که واسطه آنها شده بودند، خانه مخصوصی به نام « توقیف خانه » معین شده بود که زنان جوان در آن برای شستن لباس طلبه ها و سربازها، و زنان پیر برای مرده شویی به کار گرفته می شدند. ( فلور 65:1366)
زنانی که با فروش جسم خود امرار معاش می کردند، به آسانی آلت دست واقع شده و جهت پیشبرد مطامع سیاسی جمع یا فرد خاصی، به کار گرفته می شدند. به عنوان مثال، نگرانی ناصرالدین شاه از فعالیت های هواداران سید جمال الدین اسد آبادی، منجر به تشکیل پلیس مخفی گسترده ای توسط کامران میرزا نایب السلطنه می گردد که روسپیان نیز از اعضای فعال این دستگاه بودند. ( کرمانی 432:1362) در درگیری بین مستبدین و مشروطه خواهان در عهد محمد علی شاه نیز، شاهد استفاده مستبدین از این زنان، جهت تضعیف مشروطه و مشروطه خواهان هستیم. ( دلریش 56:1375)
رجال و دولتمردان قاجاریه و اجزای آنان، نه تنها از رهگذر پیشه زنان خود فروش به سودهایی دست می یافتند بلکه خود از مشتریان پر و پا قرص آنان محسوب می شدند. ( دلریش 57:1375)
با توجه به اینکه خودفروشی، ممر درآمد این زنان بوده است، کمتر می توان تنها عوامل روانی را علت اصلی انحراف آنان ذکر کرد. ایران عهد قاجاریه جامعه ای پر آشوب بود که همواره جمع کثیری از مردان را به کام مرگ می کشانید و این وضع، لاجرم موجب بی سرپرستی بسیاری از زنان می گشت. هیچ قانون و مرجع خاصی برای حمایت از حقوق اعضای جامعه وجود نداشت و امیال و اراده کانون های بزرگ و کوچک قدرت، یگانه محور تعیین کننده سرنوشت مردم بود. ( دلریش 58:1375)
یکی از پیامدهای اجتماعی بلواها و تحولات سیاسی، رژی، مشروطه، دوران استبداد صغیر و...استقرار قوای خارجی در کشور، ناامنی در جاده ها و کشته شدن جمعی از مردان بود که زنان آنها به علت فقدان هر گونه حمایت قانونی و مادی برای امرار معاش خود و خانواده هایشان، پس از بسته دیدن  همه درها، تن به خودفروشی می دادند. نگرانی از عدم تامین مادی خانواده ها پس از مرگ مردان، بارها در منابع موجود تکرار شده است. ( دلریش 58:1375)
عدم حمایت قانون از زنان بیوه و فقدان مراکز تولیدی و اقتصادی که توان جذب آنان را داشته باشد، از یک سو و عطش رجال و متمولان و سربازان قاجار در کامجویی از زنان بی پناه، از سوی دیگر به بازار خود فروشی زنان دامن می زد. ( دلریش 59:1375)
حکومت قاجاریه علی رغم نیاز زنان بیوه به حمایت مالی و نیز زنانی که همسرانشان توانایی کار کردن نداشتند هرگز دست به اقدامی نزد.
البته خودفروشی تنها شیوه امرار معاش غیر تولیدی زنان نبوده است و تعدادی از آنان نیز، از طریق رقاصی و مطربی زندگی می کردند. کانون اصلی به کارگیری این زنان دربار بود. بزم های درباری فتحعلی شاه، با هنرنمایی های رقاصه ها و مطربان و نوازندگان زن تکمیل می شد که علاوه بر تشکیلات خاص در دربار، دارای حقوق و مواجب مرتبی هم بودند.
یکی از عرصه های اشتغال غیر تولیدی پاره ای از زنان که به مراتب رایج تر از خود فروشی و مطربی و رقاصی بود، خدمتکاری آنها با عناوین متفاوتی چون دده، گیس سفید و دایه در نزد خاندان های متمول بود. به طوری که وجود آنها، از عوامل مهم در به گردش درآوردن چرخ زندگی خانواده های متمول به حساب می آمد. چرا که زنان این قبیل خانواده ها به خاطر حفظ ظواهر اشرافی، حتی المقدور از پرورش کودکان خودداری می کردند و نسبت به وظایف یک زن خانه دار، نظیر آشپزی، خرید از بازار و نظافت منزل نیز بیگانه بودند. این راحت طلبی ها، به ضرورت موجب استفاده از زنان طبقات محروم جهت انجام کارهای رایج اندرون می گردید. از آنجایی که وجود خدمتکاران در خانه همواره مورد نیاز بود، اکثراً به صورت ثابت در منزل اربابان خود اقامت می گزیدند و ضمن برخوردار شدن از پوشاک و خوراک، ماهیانه یا سالیانه، به فراخور سابقه و اهمیت کار خود مواجبی هم دریافت می داشتند. ( مستوفی 157:1343)
البته همه مشاغل غیر تولیدی زنان جامعه عهد قاجار، به موارد ذکر شده خلاصه نمی گردید. برخی از زنان مشاغلی را عهده دار بودند که خدماتی و کاملاً نافع به حال جامعه بود. مثلا همه دایه گان در خدمت زنان مرفه الحال نبودند، بلکه بسیاری از آنان در خدمت کودکانی قرار داشتند که فاقد مادر بودند و یا اینکه مادرانی بیمار داشتند. طبابت نیز از جمله مشاغل خدماتی برخی از زنان سنتی بود که با تکیه بر داروهای گیاهی بدان می پرداختند. ( دلریش 50:1375)
علاوه بر روستاها، در شهرها نیز، زنان به طبابت سنتی خود می پرداختند. زنان در یکی از تکایای تهران آن روزگار، بیمارستان یا درمانگاه عمومی تشکیل داده بودند و از مراجعان، که اکثر بانوان بودند، معاینه به عمل می آوردند. در ضمن چون طبابت اکثر آنها مفید بود، بدین علت صبح و عصر، عده زیادی از مادران با کودکان خود در اطراف تکیه مذکور منتظر می ماندند تا نوبت به آنها برسد. ( اعظام قدسی 49:1342)
زنان عهد قاجار، درمبادلات تجاری و بازار نیز، در سطح بسیار محدود سهیم بودند. بدین صورت که یا مانند فروشندگان دوره گرد، به فروختن پارچه در منازل می پرداختند ( هدایت 110:1344) و یا اینکه در خیابانها مشغول دست فروشی می شدند از جمله، در بازار وکیل شیراز ( وقایع اتفاقیه: 613) و در مسجد نو و شاه چراغ این شهر، زنان دست فروش مشغول به کار بودند. ( وقایع اتفاقیه:690) البته زنان به راحتی به این کار نمی پرداختند.
تکدی نیز یکی از راه های امرار معاش در آن دوره بود. این موضوع مسلم است که وجود گدایان در هر کشور، باری بر دوش مردم است و یکی از نشانه های اقتصاد بیمار در آن کشور است و دوران قاجار از این خصیصه جدا نبود و به گزارش کارلاسرنا هنگامی که کالسکه های زنان حرمسرا  از قصرهای شاهی خارج می شدند، همیشه تعدادی از زنان گدا مسیر آنان را اشغال می کردند آنها مطمئن بودند که چند سکه پول یا مقداری میوه و یا کمی شیرینی نصیبشان خواهد شد. ( سرنا119:1362)
اداره و سرپرستی حمام های زنانه نیز به عهده زنان بود. حمام ها از چهار ساعت قبل از ظهر، تا چهار ساعت بعدازظهر زنانه بود. زنانی که در این مدت حمام ها را اداره می کردند، به جز مواجبی که از صاحب حمام می گرفتند، از کمک های مراجعه کنندگان هم به صورت نقدی و جنسی، بی نصیب نبودند. ( اعظام قدسی 563:1342)
جالب است بدانیم که زنان در اواخر دوران قاجار و در زمان سلطنت احمد شاه (1327- 1343 ه. ق) وارد نظمیه می شوند و به عنوان پلیس مخفی در مکان هایی که به وجود آنان نیاز بود به خدمت می پردازند. ( دلریش 65:1375)
زنان در این دوران، برای بررسی و روشن شدن پرونده های جنایی وارد عمل می شدند و در واقع به ایفای نقشی مثبت در جامعه می پرداختند. از گزارشهای عبدالله بهرامی- معاون نظمیه تهران در زمان احمد شاه- چنین بر می آید که این زنان در زمینه کار خود، تعلیمات لازمی را نیز می دیدند. ( دلریش 65:1375)

نتیجه گیری
با توجه به آنچه مشاهده شد مشاغل زنان در این عصر به دو دسته مشاغل تولیدی و مشاغل غیرتولیدی تقسیم می شد. در باب مشاغل تولیدی مشترکات فراوانی میان مشاغل زنان در کنار مردان در تولیدات کشاورزی، دامپروری، صنایع دستی و... به چشم می خورجز شیوع فساد، فحشا و سو استفاده برخی سران نتیجه دیگری برای کشور در بر نداشتند. اما در پاسخ به پرسش مطرح در این مقاله می توان اینگونه بیان داشت که مشارکت و همکاری زنان در کنار مردان در کارهای تولیدی که به آنها اشاره کردیم در موارد محدود و اندک به تامین زندگی خانواده و در عرصه های وسیع تر و منطقه ای در رشد و باروری اقتصادی و عمدتاً کشاورزی جامعه نقش بسزایی داشت. هرچند که در مناصب مذکور زنان بیشتر به عنوان وسیله مورد استفاده واقع می شدند اما هیچ گاه نمی توان تاثیر آنها را بر فعالیت های اقتصادی ایران عصر قاجار به رغم برتری های مردان در تمامی اعصار تاریخ انکار کرد.یک‌شنبه، 9 اسفند 1388 - 00:40 د اما نوع دیگر مشاغل که بدان اشاره شد مشاغل غیر تولیدی بودند که به جز شیوع فساد، فحشا و سو استفاده برخی سران نتیجه دیگری برای کشور در بر نداشتند. اما در پاسخ به پرسش مطرح در این مقاله می توان اینگونه بیان داشت که مشارکت و همکاری زنان در کنار مردان در کارهای تولیدی که به آنها اشاره کردیم در موارد محدود و اندک به تامین زندگی خانواده و در عرصه های وسیع تر و منطقه ای در رشد و باروری اقتصادی و عمدتاً کشاورزی جامعه نقش بسزایی داشت. هرچند که در مناصب مذکور زنان بیشتر به عنوان وسیله مورد استفاده واقع می شدند اما هیچ گاه نمی توان تاثیر آنها را بر فعالیت های اقتصادی ایران عصر قاجار به رغم برتری های مردان در تمامی اعصار تاریخ انکار کرد.یک‌شنبه، 9 اسفند 1388 - 00:40

 

                                             انسان شناسی جنسیت

برداشت از سایت انسانشناسی وفرهنگ

چهارشنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸٩
لباسهای سنتی ایران ... نظرات() 

لباسهای سنتی ایران



کشور ما ایران از لحاظ دستاوردهای مادی ومعنوی بسیار غنی می باشد این دستاوردهای مادی و معنوی که همان فرهنگ وتمدن یک جامعه نامیده می شوند.
کشور ما ایران از لحاظ دستاوردهای مادی ومعنوی بسیار غنی می باشد این دستاوردهای مادی ومعنوی که همان فرهنگ و تمدن یک جامعه نامیده می شوند درایران از دوران ما قبل تاریخ و زمان تمدن بین النهرین مطرح بوده وجایی بسیار ومهم دربین پژوهشگران دارد.
 دراین خصوص به دلیل وجود قوم های مختلف و پوشش ها و سنتها و آداب و رسوم خاص هر قوم در جای جای کشورمان، فرهنگ هایی خاص آن قسمت با شرایط اقلیمی و جغرافیایی و نیز اعتقادات و علایق وشیوه زندگی مربوط به خود می بینیم .
اما آنچه مهم است اینکه تمامی این اقوام دارای فرهنگی غنی که ریشه در گرایش های مذهبی، سنتها و شرایط زندگیتان دارد می باشند . ازاینرو ایران یکی از کشورهای مطرح از لحاظ فرهنگ غنی و هنر وفلسفه می باشد.
در وهله های اخیر همواره پژوهش گران وباستان شناسان به دنبال راهی برای دستیابی به شناخت فرهنگ وتمدن یک جامعه بوده اند ،‌یکی از این راهها شناخت لباس اقوام یک جامعه می باشد وبه عبارتی شناخت فرهنگ یک جامعه امکان پذیر نمی باشد مگر با شناخت وبررسی لباسهای سنتی اقوام آن .
چرا که با شناخت پوشاک یک قوم می توان شیوه زنذگی ، شرایط اقلیمی و اعتقادات و آداب ورسوم، گرایشهای مذهبی و سیاسی و شرایط اقتصادی یک جامعه را شناخت ونیز ازطرفی می توان به ذوق هنری مردم آن ناحیه پی برد و شناخت نقوش تزئینی و رنگبندی وکارهای دستی آنها برای پژوهشگران آسان می شود.اقوام ایرانی در درجه اول به کارایی لباس واصول اعتقادی خود در پوشش پایبند بوده که آن را مطابق با شرایط آب وهوایی واقلیمی خود انتخاب می کنند، دراین مورد جنس لباس و رنگبندی آن نمایانگر این مسئله می باشد و سپس از هنرها و ذوقهای دستی بانوان هرقوم برای تزئین روی لباس هااستفاده می کنند . این تزئینات شامل رودوزی ، سوزن دوزی، پولک دوزی و سایر شیوه های تزئینی می باشد که درهر قوم با نقوش خاص آن منطقه متداول می باشد.
لازم به ذکر است که منظور از پوشاک اقوام صرفا" لباس های آنها نمی باشد بلکه این پوشاک شامل کفش ، کلاه ، سربند، شال، شال کمر، ردا، بالاپوش، جلیقه، لچک، زیور آلات و جواهرات و سایرمتعلقات می باشد که درجای خود در ارتباط با هر قومی بررسی می گردد و جالب اینکه با توجه به تنوع اجزاء لباس درتمامی آنها مسئله راحتی استفاده کردن از آنها نیز مورد توجه بوده است و مردمـان هر ناحیه با توجه به زیاد بودن تکه های لباس در پوشیدن و استفاده کردن آن دچار مشکل نمی شوند.
در طی قرنها لباس های فولکلوریک ایرانی - همانند لباس های روزمره - دچار تغییر و تحولاتی شده است و بعضا" گرایش به سمت ساده شدن دارد ولی در اینجا سعی ما بر این است که از طرحهای اصیل و لباسهای فولکوریک استفاده شود و همان طرح اصلی به نمایش گذاشته شود. لازم به ذکر است که دوخت این لباسها با استفاده از روشهای ساده اقوام و قواعد خودشان قابل اجرا میباشد و نیز شیوه تزیینات مخصوص به قوم مربوطه است و حتی پارچه های این لباس ها اکثرا" در جاهای دیگر رایج نیست و پارچه هر قومی در بین خودشان استفاده می شود و جاص همان قوم است. ولی سعی ما بر این است که این امکان را فراهم کنیم که علاقمندان از این طریق بتوانند به این لباس ها دسترسی پیدا کنند و در صورت نیاز انها را تهیه فرمایند.
از زمانی که انسان‌ها اولین پوشش را برای خود برگزیدند تا امروز مقوله لباس در محاصره انواع مدها و سلایق گوناگون درآمده است. این مساله موجب شد تا در طول تاریخ پوشاک بارزترین نشانه فرهنگی هر ملت باشد و مقامات بلندپایه مملکتی نیز در خصوص فرهنگ‌سازی برای پوشش مناسب‌تر حساس شوند. لباس ایرانیان به خصوص زنان ایرانی از مهم‌ترین و چالش‌برانگیزترین موضوعات سال‌های اخیر بوده است و این موضوع برای زنان جامعه ما از اهمیت دوچندانی برخوردار است.
تغییر و تحول در زندگی ایرانیان موجب شده تا در سال‌های اخیر زنان بیشتری در محیط کار قرار گیرند و این مساله حساسیت پوشش آنان را دوچندان کرد
پوشش زنان در ایران باستان
پوشش زنان در ایران باستان یک نظریه است که بر اساس آن، پوشش حجاب از ایران پیش از اسلام سرچشمه می‌گیرد.
ویل دورانت معتقد است نقش پوشش و حجاب زنان در ایران باستان چنان برجسته‌است که می‌توان ایران را منشاء اصلی پراکندن حجاب در جهان دانست.
دایره‌المعارف لاروس نیز به وجود حجاب زنان در ایران باستان اشاره می‌کند. در تفسیر اثنی عشری چنین آمده‌است: «تاریخ نشان می‏دهد که حجاب در فرس(فارس) قدیم وجود داشته‌است.»
آیین زرتشتی
زرتشتدر حدود بیش از هزار سال (و به روایاتی بیش از هزاران سال) پیش از میلاد مسیح، در کتاب یسنا بر عفت سرشتین در کنار پوشش ظاهری پافشاری کرده‌است.
بر پایهٔ آنچه موبد «رستم شهرزادی» گفته‌است، پوشش زن باید به گونه‌ای باشد که حتا یک تار موی او نیز آشکار نگردد. در خرده اوستا، چنین آمده‌است: «همگان نامی ز تو بر گوییم و همگان سر خود را می‌پوشیم و آن گاه به درگاه دادار اهورمزدا نماز می‌کنیم».
در کتاب پوشاک باستانی ایرانیان در ذیل عنوان «پوشاک اقلیت‏های میهن ما» در مورد حجاب زنان زرتشتی چنین می‏خوانیم: «این پوشاک که بانوان زرتشتی از آن استفاده می‏کنند، شباهتی بسیار نزدیک به پوشاک بانوان نقاط دیگر کشور ما دارد. چنان‏ که روسری آنان از نظر شکل و طرز استفاده، نظیر روسری بانوان بختیاری است و پیراهن، شبیه پیراهن بانوان لُر در گذشته نزدیک است و شلوار، از لحاظ شکل و بُرش، همان شلوار بانوان کُرد آذربایجان غربی است و کلاهک، همان کلاهک بانوان بندری است».
مادها
برپایهٔ پذیرفته‌شده‌ترین نظریهٔ کنونی، آریاییانی که به فلات ایران آمدند، به سه دستهٔ اصلی تقسیم شدند: مادها، پارس‌ها و پارت‌ها. مادها نخستین دودمان ایرانی را در ایران تشکیل دادند.
کتاب «پوشاک باستانی ایرانیان» دربارهٔ پوشش زنان در دوران مادها با تکیه بر نقوش برجستهٔ برجا مانده می‌گوید که پوشاک زنان آن دوران از دید شکل با پوشاک مردان یکسان است. در ادامه دربارهٔ آن نقوش چنین می‌نویسد:«مرد و زن به واسطه اختلافی که میان پوشش سرشان وجود دارد، از هم تمیز داده می‌شوند. به نظر می‌رسد که زنان پوششی نیز روی سر خود گذارده‌اند و از زیر آن گیسوهای بلندشان نمایان است.»
 هخامنشیان
به نظر می‌رسد که پوشش زنان در دوران هخامنشیان با دوران مادها چندان تفاوتی نکرده باشد. پیرامون پوشاک زنان در این دوره چنین نوشته شده‌اند: «از روی برخی نقوش مانده ازآن زمان، به زنان بومی بر می‌خوریم که پوششی جالب دارند. پیراهن آنان پوششی ساده و بلند یا دارای راسته چین و آستین کوتاه است. به زنان دیگر آن دوره نیز برمی خوریم که ازپهلو به اسب سوارند. اینان چادری مستطیل برروی همه لباس خود افکنده و در زیر آن، یک پیراهن با دامن بلند و در زیر آن نیز، پیراهن بلند دیگری تا به مچ پا نمایان است.»
در دوران هخامنشیان هنگامی که خشایارشا در مجلسی از ملکه «وشی» ایرانی خواست تا عریان به مهمانی حاضر شود تا حاضران زیبایی اندام او را ببینند، او به این کار تن نداد و همین باعث شد تا عنوان «ملکهٔ ایران» را از دست دهد، در حالی که «استر» یهودی به انجام این کار پرداخت.
ویل دورانت دربارهٔ زنان در دوران هخامنشیان می‌گوید: «زنان طبقات بالای اجتماع جرأت آن را نداشتند که جز درتخت روان روپوش دار از خانه بیرون بیایند. هرگز به آنان اجازه داده نمی‌شد که آشکارا با مردان آمیزش (اختلاط) کنند. زنان شوهردار حق نداشتند هیچ مردی را، حتی پدر یا برادرشان باشد، ببینند. در نقش‌هایی که درایران باستان برجای مانده، هیچ صورت زنی دیده نمی‌شود و نامی از ایشان به نظر نمی‌رسد.»
 اشکانیان
پس از هخامنشیان و تاخت و تاز اسکندر مقدونی به ایران، هنگامی که وضعیت سلوکیان آشفته بود، اشکانیان ایرانی که از پارت‌ها بودند، به حکومت رسیدند. در این دوران که نفوذ ادیان بودایی و مسیحیت از شرق و غرب، آیین زرتشتی را کم‌رنگ نموده بود، زنان ایرانی همچون گذشته دارای حجاب پوشیده‌ای بوده‌اند.
در این باره چنین می‌خوانیم: «لباس زنان اشکانی پیراهنی بلند تا روی زمین، گشاد، پرچین، آستین‌دار و یقه راست بوده‌است. پیراهن دیگری داشته‌اند که روی اولی می‌پوشیدند و قد این یکی نسبت به اولی کوتاه و ضمنا یقه باز بوده‌است. روی این دو پیراهن چادری سرمی کردند.»

درجای دیگر آمده‌است: «چادر زنان اشکانی به رنگ‌های شاد و ارغوانی و یا سفید بوده‌است. گوشه چادر در زیر یک تخته فلزی بیضی منقوش یا دکمه که به وسیله زنجیری به گردن افکنده شده، بند است. این چادر به نحوی روی سر می‌افتاده که عمامه (نوعی کلاه زنانه) را در قسمت عقب و پهلوها می‌پوشانیده‌است.»

درکتاب «پارتیان» نیزآمده‌است: «زنان عهد اشکانی قبایی تا زانو برتن می‌کردند، با شنلی که برافکنده می‌شد و نیز نقابی داشتند که معمولا به پس سر می‌آویختند.»
همچنین از آثار این دوره، روسری ابریشمین خوش رنگ و نگار و نفیس زنان سنگسری به جا مانده‌است که «ساخته مکنه» نام دارد و سده‌هاست که زنان سنگسری آن را می‌بافند و می‌آرایند. آنان این روسری را به ترتیب خاصی بر سر خود می‌بندند، که این خود نمونهٔ کامل پوشش سر زنان در زمان اشکانیان می‌باشد.
در دورهٔ اشکانیان پوشش زنان شامل پیراهن شلوار و در مراسم‌های رسمی و مذهبی همراه با شال بلندی بودهذاست که نمونه‌های آن در مجسمه‌های دورهٔ اشکانیان نمایان است. این مجسمه‌ها بانو اوبال و دخترش را با کلاهی بلند وجواهر نشان همراه با شال بلندی که در پشت آویزان است و گیسوان بافته و جمع سده و پیراهنی دراپه(چیندار به صورت افقی) وشلوار دراپه و جواهرات فراوان نشان می‌دهد که بسیار یادآور پوشش بانوان هندی است.

 

 ساسانیان

در زمان ساسانیان همچون دوران پیش از آن، زنان از چادر به عنوان پوشاک رو استفاده می‌کردند، و در زیر آن پیراهنی می‌پوشیده‌اند.
همچنین در این دوره پوشاندن صورت با نقاب نیز در میان زنان ایرانی وجود داشته‌است. در این باره ماجرایی در تاریخ نقل شده‌است که در اینجا آن را می‌آوریم: «هنگامی که اعراب، شاهزادگان ایرانی(دختران «کسری» از پادشاهان ساسانی) را به همراه اموال بسیار برای فروش (به عنوان برده/کنیز) به نزد عمر برده بودند، عمر فرمان می‌دهد تا نقاب از صورت برکشند تا خریداران با دیدن چهرهٔ آنان پول بیش‌تری بپردازند. در این هنگام شاهزادگان ایرانی که از دستور عمر اطاعت نکرده بودند مشتی بر سینهٔ نمایندهٔ عمر که قصد انجام این کار به زور داشت می‌زنند. عمر که خشمگین شده بود، قصد نمود تا با تازیانه بر آنان بزند، که در این گاه، شاهزادگان ایرانی می‌گریستند. علی ابن ابی طالب که نظاره‌گر ماجرا بود، عمر را به آرامش تشویق کرده و این حدیث را از محمد، پیامبر اسلام نقل نمود: «بزرگ و شریف هر قومی را که خوار و فقیر شده، گرامی بدارید.» پس از این که عمر آرام شده‌بود، علی گفت: «با دختران شاهزاده، نباید معاملهٔ دختران بازاری (کنیزان) کرد».

http://fa.wikipedia.org/wiki/

http://www.refah.ir/articles/201
 
http://www.aftab.ir/news/2007/jul/09/c4c1183993968_social_directory_woman.php

 

 

 

نظر بدهید  

نوشته شده توسط مسعوده انصاری،سرگروه حرفه وفن م11تهران در ساعت موضوع | لینک ثابت


 

 

چهارشنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸٩
لباسهای محلی جلوه ای ازفرهنگ اصیل وبومی ... نظرات() 

لباس‌های محلی، جلوه‌ ای از فرهنگ اصیل و بومی خراسان شمالی

 

 

بجنورد _ لباس‌های محلی خراسان شمالی از جذابترین و زیباترین جاذبه‌های فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی این خطه است که ماندگاری و استفاده از آن در گرو برنامه ‌ریزی و فرهنگ‌ سازی است.

 

 

رنگ‌های شاد و نقش و نگارهای متنوع به کار رفته در لباس‌های محلی علاوه بر جنبه‌های زیباشناختی، آرامش روحی و روانی را برای فرد به ارمغان می آورد.
امروزه ورود مدلهای لباس جدید و بی‌هویت خارجی و عمدتا غربی موجب شده تا لباس‌های بومی و محلی که معرف فرهنگ غنی و بومی مناطق مختلف بوده از رونق افتاده و کم کم رنگ فراموشی به خود بگیرد.
استان خراسان شمالی از جمله مناطقی است که به دلیل حضور اقوام مختلف به گنجینه فرهنگها شهرت یافته و جلوه این رنگین کمان فرهنگی و تنوع قومی را بخصوص در لباس محلی این نزادها بیشتر می توان دید.
لباسهای سنتی زنان کرمانج و ترکمن خراسان شمالی لباسهایی اصیل و ایرانی است که طرح و نگار نقش بسته بر آن چشمها را به میهمانی طبیعت می برد و هر نقش نمادی است که پیشینه ای دیرینه دارد.
زنان و دختران کرمانج و ترکمن این دیار در درازنای تاریخ پوشش اصیل خود را که گویا هویت آنان است حفظ کرده اند و به عنوان میراثی گرانسنگ، پشت به پشت به نسل بعدی منتقل کرده اند.
پوشش مرد و زن ترکمن و عشایر کرد در کنار هم جلوه ای دارد که امروزیها هنوز در تزیینات، نمایشها، برگزاری آیینهای جشن و غیره به جلوه گری آن پناه برده و آنرا چون تابلویی زینتی به رخ می کشند.
خراسان شمالی با پیشینه ای تاریخی و مذهبی، با ترکیب قومیتهای مختلف کرمانج، فارس، ترک، ترکمن و تات کانون وحدت قومیتها و دارای گنجینه هایی است که لباسهای سنتی آن از گنجینه های ارزشمند آن به شمار می رود.
زنان خراسان شمالی با دستان خود هنرمندانه لباس های محلی کم نظیری را خلق می کنند که حاصل ذوق و ابتکار آنان است.
اثر حضور مداوم زنان این خطه در دل طبیعت بوضوح در نقوش لباسهای محلی مشهود است، رنگ شاد و نقشهای شکسته سوزن دوزی شده بر حاشیه لباسهای همگی نشانگر الهام از طبیعت است.
لباس کرمانجهای این استان که دختران و زنان عشایر بر تن می کنند در رنگهای شاد و با حاشیه های متنوع دوخته شده که عمدتا شامل شلیته، گراس و یاشار است.
'شلیته' دامنی بلند است که تا زانو را می پوشاند و معمولا از جنس مخمل است که با رنگهای متنوع حاشیه دوزی می شود.
رنگ این لباس برای دختران زرد، برای نوعروسان سفید و برای زنان قرمز است و هر طایفه کرمانج نیز لباس مختص به خود را دارد.
'گراس'، پیراهنی بلند بوده که پایین آن چیندار است و 'جلیقه' از جنس مخمل است که با شلیته همرنگ انتخاب می شود و روی آن را سکه دوزی می کنند.
'یاشار'، روسری بلند از جنس حریر است و سربند، دستمال یزدی است که برای محکم کردن یاشار استفاده و روی آن بسته می شود.
'گار'، گوشواره ای بلند است که به دو طرف عرقچین متصل و روی سر قرار می گیرد و روی آن یاشار و سربند بسته می شود.
زنان کرمانج جوراب سفید و چاروق نیز می پوشند.
'چاروق' که به پاپوش سنتی مردم شمالشرق ایران اتلاق می شود کلمه‌ای ترکی و به معنای پای افزار یا پاپوش است که بندها و تسمه‌های بلندی دارد و بندهای آنرا به ساق پا می‌پیچند.
این پاپوش دارای نوکی برگشته به بالا بوده و جنس آن از چرم طبیعی است که با نخ‌های ابریشم الوان و اشکال مختلف زینت داده شده و برای زیباتر شدن این پاپوش در نوک آن منگوله، استفاده می‌شود که از نخ‌های ابریشم رنگی تهیه می‌شود.
پوشاک سنتی قوم ترکمن نیز توسط زنان و از پشم گوسفند یا ابریشم تهیه می شود که مردانه و زنانه آن متفاوت است و شامل 'چاوک، کولته، چلپی و یلک' می شود که متداول ترین و ارزانترین آنها چاوک است.
لباسهای زنان ترکمن بیشتر شبیه به هم هستند ولی هرکدام از آنها دارای شکلها، طرحها، نقشها و کاربردهای خاص خود هستند.
'چاوک' لباسی شبیه به مانتوهای امروزی است ولی پارچه آن از ابریشم به رنگ قرمز بوده و آستر زیر پارچه، با عرض پنج سانت در حاشیه ها و سرآستینها سوزن دوزی دارد.
'کولته' شبیه کت بوده و این لباس بصورت آویز روی دوش در مجالس و یا انداختن آن بر روی کلاه استفاده می شود.
'چلپی'، زیباترین لباس سوزن دوزی ترکمن و از تنوع و ظرافت خاصی برخوردار است که از جنس ابریشم است و آنرا در مراسم ازدواج به عروس می پوشانند.
این لباس توسط یک سوزن دوز ماهر طی شش ماه دوخته می شود که به همین دلیل قیمت بسیار بالایی دارد و معمولا در مراسم ازدواج این لباس را اجاره می کنند.
'یلک' تنها لباسی است که با زیورآلات و سکه تزیین می شود و بر سر می اندازند و جنس آن از ابریشم و کاربرد استفاده آن امروزه نسبت به قبل کمتر شده و بیشتر این نوع لباس را زنان بالای 40 سال می پوشند.
'یالق'، امروزه زنان ترکمن به دلیل بالا بودن قیمت پارچه های ابریشمی معمولا با حفظ اصالت از پارچه معمولی استفاده می کنند.
اما زیباترین لباس ترکمن که نشانه اصالت است و پوشش یک زن را بصورت کامل بیان می کند انواع لباسهای 'دارایی' است.
'دارایی یالق' ظریفترین و سبک ترین لباس ترکمن است که با دار مخصوص ابریشم بافی تهیه می شود و همانند یالق است اما جنس آن از ابریشم درجه یک بوده و تمامی مراحل آن بصورت دستی انجام می شود و با ریشه های بزرگتر از یالق تزیین و آنرا بر سر و روی کلاه می گذارند.
'دارایی کونیک' نوعی لباس بیشتر به رنگ قرمز و بندرت به رنگ سبز با راه راه های زرد مشاهده می شود.
'دارایی چاوک' که شبیه چاوک است با این تفاوت که سرآستین و کناره های آن سوزن دوزی نیست و به جای آن از زیورآلات استفاده می شود.
بیشترین پوشش زنان ترکمن در مراسم عروسی از لباسهایی مثل دارایی یالق، دارایی کونیک و داریی چاوک است.
'دون' یا قرمز دون لباس محلی مردان ترکمن است که جنس آن ابریشم قرمز تیره و با راه راه مشکی و نوع سوزن دوزی آن قیطان دوزی بوده که با عرض دو سانت و به رنگ مشکی و قرمز در کناره ها و سرآستین لباس دوخته می شود.
محل پوشش این نوع لباس ترکمنی بیشتر در مراسم اسبدوانی بوده و مردان ترکمن با این لباسها از دور به صورت فرش آذین شده در رنگهای مختلف به نظر می رسند.
'اچمک' این نوع لباس دارای دو بخش بیرونی و داخلی است که بخش بیرونی آن از پارچه های مشکی که روی آن طرحهایی به شکل لوزی به رنگهای متفاوت و از جنس ابریشم در حاشیه ها و سرآستین درست شده و داخل آن از پوست بره مشکی است که سطح صاف پوست زیر پارچه مخفی و سطح پرزدار پوست مشخص است و معمولا مردان در فصول سرد پاییز و زمستان آنرا می پوشند.
پوشش سر در ادوار مختلف و در میان اقوام مختلف متفاوت بوده و در این میان پوشش سر زنان ترکمن خراسان شمالی از آن به عنوان 'تخیه' نام برده می‌شود.
'تخیه' قدیمترها انواع و جنسهای گوناگونی داشته که با انواع نقش و نگار در طرح و سبکهای مختلف تهیه می‌شده و اسامی متنوعی نیز داشته است.
'آق قایما تخیه، قوپه تخیه' نوعی کلاه گرد دولایه از جنس ابریشم بوده که در طول تاریخ مورد استفاده قوم ترکمن بوده و در
60تا 70سال اخیر کمتر به آن توجه و به عبارتی به دست فراموشی سپرده شده اما اخیرا دوباره به صورتی کم‌رنگ با کمی تغییر استفاده از آن رواج یافته است.
'رودوزی سنتی' دیگر هنر دستی زنان خراسان شمالی است که هنر آراستن پارچه های ساده با بهره گیری از نخهای الوان و با کمک سوزن و قلاب است.
هنرمندان به مدد بخیه های ظریفی که بر منسوجات ساده می نشانند تلفیق زیبایی از صبر و شکیبایی و هنر را به نمایش می گذارند.
رودوزی های سنتی یکی از گسترده ترین شاخه های هنرهای سنتی است و در خراسان شمالی نیز با توجه به تنوع قومیتها از جمله کرمانج و ترکمن این هنر از جایگاه مناسبی برخوردار است، به طوریکه زنان ترکمن بر حاشیه پیراهن، شلوار، سرآستین،کلاه و کمربند لباسهای محلی سوزندوزیهایی را با نخهای گلابتون و ابریشم و در نقشهای مختلف انجام می دهند.
زنان هنرمند کرد نیز سوزندوزیهای ظریفی را بر سر آستین، پایین لباس و دور یقه انجام می دهند.
زیورآلات مکمل لباسهای سنتی و بومی بوده و معرف آداب، رسوم، عادات و سنن و فرهنگ مردم این استان است آنچنان که در مراسم عروسی و جشن و شادمانی اسب عروس نیز با زیورآلات خاص تزیین می شده است.
ترکمنان خراسان شمالی با استفاده از طلا، نقره، قلع، فیروزه، عقیق، مهره ها و نگینهای شیشه ای رنگی با ذوق و مهارت خاصی آثار هنرمندانه ای را خلق می کنند.
معاون صنایع دستی اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خراسان شمالی می گوید: لباسهای محلی، رودوزیها و نساجی سنتی این استان به دلیل وجود قومیتهای مختلف از طرح و نقوش متنوعی برخوردار است.
'علی عابدی' می افزاید: لباسهای بومی و رودوزیهای سنتی این استان به دلیل تنوع، ظرفیت خلق آثار جدید و طرح ها و نقشهایی که عمدتا ملهم از طبیعت و مطابق فرهنگ بومی و اصیل ایرانی و اسلامی است، درخور معرفی است.
وی گفت: با عنایت به اینکه بتدریج مدل لباسهای قدیمی دیگر از فرهنگ مردم حذف شده ، برای حفظ و ماندگاری رودوزیها و لباسهای سنتی این استان با توجه به حفظ اصالت طرحها و نقش ها در مدلهای جدید استفاده می شود.
وی اظهار داشت: با دانشکده های طراحی دوخت و لباس نیز مکاتباتی شده تا طرح ها و نقش های متنوع لباس ها و رودوزیهای اصیل بومی را در مدلهای جدید به کار گرفته و از آن محصولات جدیدی پدید آورند.
وی با بیان اشاره به موجی که در سالیان اخیر برای استفاده از لباسهای محلی در مراسم ها و جشنها ایجاد شده، گفت: برای ماندگاری این میراث فرهنگی باید با حفظ اصالت طرح ها و نقش ها را در مدلهای جدید طراحی و گنجانده شود.
عابدی اظهار داشت: در راستای حمایت از این صنایع دستی کلاسهای آموزشی رودوزی سنتی عمومی و تخصصی برگزار می شود و در نمایشگاهها نیز در معرض دید عموم گذاشته می شود.
وی اظهار داشت: علاوه بر کسب رتبه های برتر توسط صنایع دستی ممتاز این استان در جشنواره های کشوری، اخیرا روستای گردشگری 'رویین' در شهرستان اسفراین به عنوان 'دهکده نساجی سنتی' کشور معرفی شده است. ک/4
7184/626

انتهای خبر / خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) / کد خبر 30083672

 

 

یکشنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸٩
کارگاه آموزشی رشته طراحی ودوخت ... نظرات() 

به نام خدا

 

باسلام به اطلاع همکارانی که در هنرستانهای فنی وحرفه ای  رشته طراحی ودوخت

تدریس میکنند میرساندکه کارگاه اموزشی طراحی ودوخت در استان اجرا خواهد شد.ولذا مستدعی است همکاران محترم بادر دست داشتن موارد زیر د این جلسه شرکت فرمایند.

١- نقد وبررسی کتاب تدریس شده

٢-نمونه سوالات سالهای قبل و سال جاری

٣-پیشنهادات در مورد معظلات رشته

۴-طرح درس

۵-روش تدریس نمونه

زمان جلسه متعاقبا به اطلاع خواهد رسید

 

                                                      باتشکر سرگروه استان

جمعه ۱٥ بهمن ۱۳۸٩
توجه توجه توجه مسابقه در مورد کتاب جدیدالتالیف الیاف نساجی ... نظرات() 

بسمه  تعالی

باسلام

به استحضارمیرسانددبیرخانه راهبری کشوری پوشاک در   نظر دارددرراستای برنامه عملیاتی دبیرخانه راهبری رشته طراحی دوخت مسابقات را حول محور کتب جدید التالیف الیاف  نساجی برگزار نماید.

عناوین مسابقه:

١-طرح درس نویسی

٢-طراحی نمونه سوالات استاندارد برمبنای جدول بارم بندی جدیدکتاب الیاف نساجی

٣-طراحی کلیپ اموزشی یا تهیه نرم افزار چند رسانه ای

شرایط ارسال :طرح درسها ونمونه سوالات به صورت تایپ شده ودر محیط word2003

-------word2007باقلمbzarواندازه ١٢باشد.

آدرس:خراسان رضوی مشهدمقدس خ امام خمینی کوچه سجادیمرکز علمی فیوضات

دبیرخانه راهبری پوشاک

 

جمعه ۱٥ بهمن ۱۳۸٩
نقدوبررسی کتابهای الگوی 1و2طراحی ودوخت ... نظرات() 

بسمه تعالی

احترامادر راستای کیفیت بخشی به اموزش  دبیرخانه کشوری پوشاک در نظردارد در خصوص اصلاح وبازنگری اساسی در کتابهای الگوی (١)و(٢) نقد وبررسی این کتابها را انجام را انجام دهد.

شایسته است کلیه هنراموزانی که مشغول به تدریس این دروس در رشته طراحی ودوخت فنی وحرفه ای میباشند تا تاریخ ١٠ اسفند فرم های پیوستی را تکمیل وبه دبرخانه معین پوشاک استان اذربایجان غربی ارسال فرمایند.

                                                                       باتشکر:سرگروه پوشاک استان

 

پنجشنبه ۱٤ بهمن ۱۳۸٩
مدل لباس عروس ... نظرات() 
پنجشنبه ۱٤ بهمن ۱۳۸٩
اصول مهندسی فاکتورهای انسانی (ارگونومی)وتطابق شرایط کار ... نظرات() 
اصول مهندسی فاکتور‌های انسانی(ارگونومی) و تطابق شرایط با کاربر

اصول مهندسی فاکتور‌های انسانی(ارگونومی) و تطابق شرایط با کاربر

 

 

 

 

 

 

 

 

واژه های کلیدی

ارگونومی، مهندسی فاکتورهای انسانی، آنتروپومتری، بهره وری، ایستگاه کار، فیزیولوژی کار

 

 

 

 

بیان مسئله

 

کمتر فعالیتی را بتوان یافت که عاری از هر گونه عامل تهدیدکننده ای باشد. از این رو حفظ صیانت نیروی انسانی به عنوان رسالتی مهم مطرح می‌گردد و در این بین بخش عمده از مواردی که سلامت جسمی و روحی کاربران را به خطر می اندازد مربوط به شرایط ارگونومی محیط‌های کار می‌باشد. ارگونومی بطور علمی در طول دوران جنگ‌های جهانی مطرح گردید. ارگونومی از نظر لغوی بــه معنای قوانیــن کار می‌باشــد در حقیقت ارگو  (ergo) به معنی کار و Nomos به معنی قوانین و اصول می‌باشد. ارگونومی از تطابق هر چه بیشتر شرایط محیط کار با اپراتور سخن می‌گوید به تعبیری می‌توان ارگونومی را به ترتیب زیر تعریف نمود.

"علم اصلاح و بهینه سازی محیط، مشاغل و تجهیزات به گونه ای که متناسب با محدودیت‌ها و قابلیت‌های انسان باشند". (مولف) با توجه به تعریف یاد شده مشخص می‌گردد که دامنه عملکرد این علم می‌تواند بسیار وسیع باشد (1).

 

اهداف و دامنه عملکرد ارگونومی

مهمترین اهداف ارگونومی عبارتست از

الف) ایمنی ـ بهداشت

ب) تولید ـ بهره وری

 

این علم از یک سو به سلامت افراد می‌اندیشد و از سوی دیگر کارآمد بودن و بهره وری سیستم‌ها را در فعالیت‌های متنوع صنعتی یا غیرصنعتی بطور دقیق مد نظر دارد.

با عنایت به آنچه تاکنون ذکر شده و با توجه به اهداف مزبور بخشی از حیطه های عملکردی ارگونومی را می‌توان به شرح زیر دانست :

 

1) بررسی میزان توانمندی شاغلین با توجه به نوع کار و انرژی مصرفی

 

2) مطالعه ابعاد فیزیکی بدن (آنتروپومتری) و کاربرد این دسته از اطلاعات در طراحی ایستگاه های کار

 

3) طراحی ارگونومیک ابزارهای دستی

4) طراحی ایستگاه های کار نشسته، ایستاده (یا توام) و آنالیز سیستم انسان ـ  ماشین

 

5) بررسی‌های روانشناختی از دیدگاه نحوه ارتباط بین افراد

 

6) تعیین رژیم‌های کار و استراحت (زمان‌های استراحت و مدت انجام کار)

 

7) بررسی روش‌های حمل دستی کالا و طراحی خطوط بسته بندی و بارگیری دستی

 

8) بررسی صدمات اسکلتی عضلانی مرتبط با کار و آنالیز وضعیت‌های بدنی

 

9) بیومکانیک شغلی

 

10) ارگونومی و کار در منزل

 

11) کاربرد بهینه رنگ و موسیقی در محیط‌های کار

 

آنچه در بالا ذکر شد بخشی از موضوعاتی است که از دیدگاه مهندسی انسانی قابل بررسی و ارزیابی می‌باشد، که نکاتی در مورد برخی از آن‌ها به اختصار ذکر می‌شود.

 

سیستم انسان ـ ماشین

سیستم انسان ـ ماشین یکی از سیستم‌های فراگیر در مبحث ارگونومی است که دارای چهار فاکتور اساسی می‌باشد که عبارتند از انسان ـ محیط ـ تجهیزات ـ شغل،

 بدیهی است چنانچه بتوان در هر سیستم یا محیطی این چهار عامل را آنالیز نمود می‌توان مزایا و معایب آن سیستم یا ساختار را معین ساخت و بدنبال آن به بررسی معایب و رفع آن‌ها پرداخت به بیان دیگر هر سیستم کاری شامل عناصر و المان‌های انسانی و تجهیزاتی می‌باشد که مستقر در یک محیط تعریف شده ای هستند این سیستم‌ها یا به تعبیری ارگوسیستم‌ها می‌توانند به شکل‌های ساده یا پیچیده که تحت نام کلی سیستم انسان ـ ماشین نیز خوانده می‌شوند، مطرح گردند (2).

در اشکال یاد شده حروف M ,H ,E به ترتیب گویای محیط، انسان و تجهیزات می‌باشند.

بالطبع هر یک از المان‌های تشکیل دهنده یک سیستم انسان ـ ماشینی می‌تواند بر حسب نوع و شرایط، اثرات قوی یا ضعیفی را بر روی دیگر عوامل سیستم بگذارند.

 

 

تعیین رژیم‌های کار ـ استراحت

از جمله موارد حائز اهمیت در انجام فعالیت‌های شغلی خصوصا امور صنعتی تنظیم زمان‌های کار و استراحت پرسنل می‌باشد با مطالعات انجام شده بطور متوسط میزان مصرف انرژی برخی از مشاغل در جداولی آورده شده است از طرفی به کمک تجهیزاتی چون ارگوسیکل یا نوار گردان و یا با محاسبه ضربان قلب می‌توان برآورد مناسبی از قابلیت‌های مصرف انرژی در افراد مختلف را تعیین نمود و سپس به کمک معادلاتی می‌توان زمان‌های استراحت و کار را مشخص کرد.

 

ایستگاه های کار

در بررسی‌های ارگونومیک، ایستگاه های کار از جمله مواردی هستند که بطور دقیق بررسی می‌شوند. ایستگاه های کار را بطور عمده به سه دسته نشسته، ایستاده، نشسته ایستاده تقسیم می‌کنند و در طراحی هر یک از آنها به اصول ابعاد شناسی بدن، حدود دسترسی کاربر، نوع فعالیت، زمان و فاکتور‌های مرتبط دیگر توجه می‌شود.

 

بدیهی است عدم رعایت اصول مهندسی انسانی در فعالیت در ایستگاه های کار می‌تواند باعث بروز صدمات جسمانی و کاهش راندمان گردد. بسیاری از مشکلات جسمانی ناحیه ستون فقرات (بویژه کمر)، ناراحتی‌های اندام فوقانی (بویژه مچ دست و شانه ها) و حتی عوارض بینایی در اثر کار در شرایط نامناسب ایستگاه های کار رخ می‌دهد.

 

 

 

آنتروپومتری (تن سنجی)

یکی از موارد مهمی که در ارگونومی مطرح می‌باشد، آنتروپومتری است. آنتروپومتری، علم سنجش ابعاد بدن می‌باشد در این مبحث از جمله اهداف مهم تعیین دامنه ابعادی اندام‌های مختلف در بین کاربران و به طور کلی افراد بشر می‌باشد بدیهی است در طراحی ایستگاه های کار باید اطلاعات اوّلیه ای در خصوص ویژگی‌های ابعادی بدن در اختیار باشد، به کمک سنجش‌های مطرح در آنتروپومتری می‌توان این اطلاعات اولیه را به دست آورد. آنتروپومتری بدو شکل عمده استاتیک و دینامیک تعریف شده است.

 

در آنتروپومتری استاتیک، اندازه اندام‌های مختلف در شرایط ثابت وبدون حرکت به دست می‌آید در نوع دینامیک، دامنه حرکتی اندام‌ها و چگونگی حرکات نیز مورد بررسی قرار می‌گیرند.

 

بررسی صدمات اسکلتی ـ عضلانی مرتبط با کار

در محیط ‌هــای کار بــه علت وجــود عوامــل مخاطــره آمیز گوناگون امکان بروز بیماری‌های شغلی  (Occupational Diseases) امری ثابت شده است. در بین صدمات و عوارضی که سلامت شاغلین را تهدید می‌کند برخی از بیماری‌ها جزء بیماری‌های مرتبط با کار (Work Related Diseases) می‌باشند که از جمله مهمترین این دسته از بیماری‌ها عوارض اسکلتی عضلانی (Musculoskeletal Disorders) یا  MSD  می‌باشند، که به شکل اختصاصی تر آنرا تحت عنوان (WMSDs) ـ (Work-related Musculoskeletal  یا  Disorders) ـ  بیان می‌کنند. از بین ریسک فاکتور‌های مهم (WMSDs) می‌توان به موارد زیر اشاره نمود.

 

الف) وضعیت استقرار بدن حین انجام کار (body Posture)

ب) میزان نیروی اعمال شده از طرف اندام‌ها

ج) انجام فعالیت‌های تکراری (Repetitive task)

 

از بین صدمات اسکلتی عضلانی مرتبط با کار که باعث کاهش توانمندی افراد و بالطبع افت راندمان شغلی می‌شود می‌توان کمر درد  (LBP) وعوارض ـ  مچ دست خصوصا  (CTS , CTD) را نام برد.

به کمک اجرای اصول مهندسی انسانی می‌توان عوامل مکانیکی و تنش‌های عضلانی را تا حدود قابل توجهی کنترل نمود، به بیان دیگر با کمک روش‌های ارگونومیک می‌توان ضمن طراحی مناسب ایستگاه های کار، وضعیت استقرار بدن  (Posture) را تصحیح نمود البته لازم به توضیح است که فاکتور‌های موثر در چگونگی وضعیت استقرار بدن در حین کار متنوع هستند که برخی از آنها عبارتند از : ویژگی‌های فیزیکی کاربر، نیازهای شغلی، شرایط ایستگاه کار.

 

 

حمل دستی کالا

یکی از معضلات بهداشتی که از دیدگاه اصول ارگونومی قابل بررسی است حمل دستی بار می‌باشد. در اکثر صنایع کشور و حتی در امور غیرشغلی به دفعات زیاد جابجایی دستی کالا و بلند کردن بار ـ (Manual lifing) ـ  اتفاق می‌افتد و این امر یکی از دلایل مهم برای بروز کمردرد می‌باشد از این رو عدم توجه به این مهم نه تنها از نظر سلامت وایمنی شغلی کارگران باعث بروز مشکلات جسمانی می‌شود بلکه از دیدگاه اقتصادی نیز به بروز خسارت‌های مالی منجر می‌گردد. به گزارش سازمان نایوش (NIOSH) در آمریکا(1981) بیشتر از 60% مشکلات ستون فقرات مربوط به کمر درد (LBP) می‌باشد و سالانه حدود نیم میلیون کارگر در آمریکا به درجات مختلف به اینگونه صدمات مبتلا می‌شوند. این گزارش حاکی از این حقیقت است که در حدود 60% غرامت‌های ناشی از صدمات جسمانی در بلند کردن دستی بار و حدود 20% در هل دادن و کشیدن بار اتفاق می‌افتد. کمیسیون ایمنی و بهداشت انگلستان گزارش کرده است که بیش از 25% حوادث مربوط به جابجایی دستی کالا بوده است.

 

(R.S. Bridger : Introduction to Ergonomics)

بطور کلی دو حالت متمایز برای بلند کردن بار به صورت دستی ممکن است اتفاق افتد.

الف) حالت اسکات (Leg Lift, Squat)

ب) حالت استوپ (Back Lift, Stoop)

 

حالت اسکات، حالتی است که طی آن ستون فقرات کاملا به صورت کشیده و مستقیم نگهداشته می‌شود، زانو‌ها خم شده و بار با دست‌هابه صورت محکم گرفته می‌شود و سپس با نیروی عضلات پا، بار به طرف بالا هدایت می‌شود. در این روش نیرو‌های وارده بر ستون فقرات در حد قابل ملاحظه ای کنترل می‌شوند.

حالت استوپ، حالتی است که طی آن ستون فقرات خم شده و پاها مستقیم هستند در واقع بلند کردن بار به این روش باعث می‌شود که نیروهای زیادی بر دیسک‌های بین مهره ای اعمال شوند حالت اول حالتی ایمن وحالت دوم، شرایط غیر ایمن دارد. لازم به توضیح است که از دیدگاه اصول مهندسی انسانی روش‌های جدیدی که بر پایه طراحی ایستگاه کار استوار است تعیین شده است که با اجرای آن لازم نیست خم شدن زانوها و نشستن در حین برداشتن دستی بار اتفاق افتد. در حقیقت با عنایت به مطالعات ارگونومیک محیط کار و به کمک جدیدترین معادله حمل دستی بار، ایستگاه کار به گونه ای طراحی می‌شود که هیچ یک از حالات ذکر شده اتفاق نمی‌افتد و کارگر قادر خواهد بود با بهره وری بالاتر و تحمل تنش‌های عضلانی کمتر، حمل دستی بار را انجام دهد.

 

فیزیولوژی کار (Work Physiology)

یکی از مباحث عمده و مهم در مهندسی انسانی، فیزیولوژی کار است در فیزیولوژی کار شاخص‌های فیزیولوژیک بدن که بطور مستقیم یا غیرمستقیم از شرایط محیطی و شغلی متاثر می‌شود مورد مطالعه قرارمی‌گیرد. به کمک یافته های فیزیولوژیک مذکور می‌توان اطلاعات گوناگونی را در مورد سطح توانمندی، میزان قابلیت تطابق افراد، سطح خستگی، تغییرات ضربان قلب و أریتم تنفس میزان انرژی مصرفی و 000 رابدست آورد.

 

بدیهی است با مطالعه شرایط حرفه ای و ویژگی‌های فیزیولوژیک کاربران می‌توان از استرس‌ها و تنش‌های مختلفی که افراد را تهدید می‌کنند جلوگیری نمود. در مطالعات فیزیولوژی کار نیازهای شغلی باتوجه به توان هوازی لازم نیز مورد بررسی قرار می‌گیرد مثلا دریافته اند که انجام فعالیت‌های خیلی سنگین به بیشتر از 5/2 لیتر اکسیژن در هر دقیقه نیاز خواهد داشت، این مقدار برای کار‌های سبک کمتر از 5/0 می‌باشد. در این دسته از مطالعات، ضربان قلب، فشارخون و اسید لاکتیک نیز مورد اندازه گیری و بررسی قرار می‌گیرند (3).

 

پیشنهادها:

با توجه به دامنه عملکرد وسیع علم ارگونومی و نگرش توام مهندسی انسانی به سلامت افراد و بهره وری سیستم‌ها، لازم به نظر می‌رسد که شاغلین در حرف گوناگون با وظایف شغلی متنوع نسبت به الگوهای مطرح در ارگونومی آشنایی لازم را پیدا نموده و در جهت اجرای آن‌ها کوشش نمایند بدیهی است کارشناسان علوم بهداشتی با عنایت به رسالت خطیر حفظ سلامت افراد بشر جایگاه ویژه ای را در این راستا به خود اختصاص خواهند داد لذا توصیه می‌شود الگوها و پیشنهادهای ساده و قابل اجرای ارگونومی از سطح ادارات و سازمان‌های دولتی به اجرا درآید و بخش‌های مختلف ادارات مثل واحد‌های تایپ، تکثیر، امور دفتری، دفاتر امور کارشناسی و مدیریتی از این دیدگاه مورد مطالعه و بررسی قرار بگیرند تا الگویی مناسب برای مراکز صنعتی، خصوصی و حتی مراجعین تعریف شود. مفاهیم بنیادی ارگونومی را حتی می‌توان با زبانی ساده از ابتدائی

ترین سطوح آموزشی یعنی مهد‌های کودک و مدارس تعریف نمود تا حداقل بتوان از بروز صدمات عضوی آتی اقشار جامعه جلوگیری کرد، البته کاربرد اصول ارگونومی در واحد‌های صنعتی و یا در طراحی محصولات به شکل‌های دیگری قابل دستیابی می‌باشد.

خلاصه

ارگونومی علمی است چند نظامه با دامنه عملکرد وسیع که از اهداف عمده آن ارتقاء سطح سلامت در سایه بهره وری هر چه بیشتر سازمان می‌باشد. ارگونومی می‌تواند به سئوالات گوناگونی در زمینه شرایط محیط کار پاسخ دهد.

 

  • شاید یکی از پرسشهای مهمی که مدیران واحد‌های مختلف صنعتی به دنبال پاسخگویی به آن می‌باشند، نحوه استخدام بهینه و مناسب نیروی کار می‌باشد، بدیهی است کارگرانی که در یک واحد صنعتی مشغول بکار می‌شوند باید قادر باشند با شرایط حاکم بر محیط کار، به تولید و فعالیت بپردازند و بالطبع عدم کارایی کاربر، حادثه پذیری و عدم مسئولیت پذیری اپراتور از جمله عوامل مهمی هستند که می‌توانند به طور مستقیم یا غیر مستقیم بر تولید و بهره وری اثرات منفی گذارند.

 

  • به کمک الگو‌های ارگونومیک می‌توان فعالیت‌های مورد نظر در انجام امور شغلی را از دیدگاه میزان مصرف انرژی به گروه های سبک تا خیلی سنگین تقسیم بندی نمود و بطور موازی با ارزیابی‌های افراد در برنامه های قبل از استخدام، نحوه بکارگیری کاربران را متناسب با قابلیت‌های آنها تعریف نمود.

 

  • در مباحث مهندسی انسانی، روش‌های ایجاد انگیزش در شاغلین با هدف افزایش سطح رضایت مندی و کاهش خطاهای اپراتوری مطرح می‌شود. یکی دیگر از مواردی که بر روی توانمندی جسمانی و دقت‌های ذهنی و ادراکی پرسنل اثر می‌گذارند، خستگی می‌باشد خستگی یک عامل بازدارنده ای است که نه تنها باعث کاهش قوای جسمانی افراد می‌شود بلکه به طور غیر مستقیم و در اثر کاهش میزان دقت، حادثه پذیری فرد افزایش یافته و نهایتا بهره وری شغلی تنزل می‌یابد در مباحث مهندسی انسانی به کمک معادلات و اندازه گیری‌های فردی و محیطی، زمان‌های کار و استراحت تنظیم می‌شوند.

 

  آیا مبتلا به کمر درد هستید ؟ ! در بین افراد بشر، بخش کثیری از مردم به درجات مختلف مبتلا به گونه هایی از صدمات استخوانی ـ عضلانی هستند که یکی از شایع ترین آن‌ها کمر درد (LBP) می‌باشد. عامل کمر درد حتما نباید فعالیت‌های جسمانی و یدی سنگین و طاقت فرسا باشد بلکه شاید در برداشتن قلم از روی زمین هم این عارضه بروز کند. حتی در زمان استراحت هم ریسک فاکتورهایی وجود دارند که باعث این صدمه می‌شوند به محل نشستن خود در همین لحظه که در حال مطالعه هستید نگاه کنید، نیم نگاهی هم به طرز نشستن خود بیفکنید، چگونه است ؟ چند ساعت در طول شبانه روز از صندلی برای نشستن استفاده می‌کنید! 

 

آیا نوع صندلی شما مطلوب است ؟

آیا نوع مطلوب صندلی را می‌شناسید؟

آیا نوع و طرز نشستن شما مطلوب است ؟

 آیا روش صحیح نشستن را می‌دانید؟

 

مطالعات مختلف به اثبات رسانده اند که ایستگاه کار (نشسته ـ ایستاده، چه توام) چنانچه مطابق با اصول مهندسی فاکتور‌های انسانی نباشد می‌تواند عاملی مهم و موثر در بروز کمر درد تلقی شود. بدیهی است چنانچه فعالیت‌های سخت و سنگین جسمانی هم به آن اضافه شوند، این عوارض تشدید می‌شوند.

در مباحث ارگونومی راهکارهای گوناگونی در خصوص اصلاح شرایط کار و کنترل صدمات اسکلتی عضلانی مرتبط با کار، توصیف می‌شود.

با عنایت به آنچه ذکر شد دست اندرکاران علوم بهداشتی می‌توانند با مطالعه دقیق‌تر یافته های ارگونومیک نسبت به ارائه پیشنهادها و نظرات اصلاحی برای ارتقاء سطح سلامت شاغلین در فعالیت‌های مختلف، موفق تر عمل نمایند.

 

 

منابع

1) صادقی نائینی حسن : اصول ارگونومی در طراحی سیستم‌های حمل دستی کالا ـ  انتشارات آسانا ـ  1379

 

2) Bridger R.S.: Introduction to Ergonomics, 1995 

3) Galer. I.: Hand book of Ergonomics, McGraw hill, 1985

 

 

 

 

 

پنجشنبه ۱٤ بهمن ۱۳۸٩
ارگونومی ... نظرات() 

بررسی ارگونومیکی وضعیت های بدنی انجام کار در شاغلین حرف خیاطی، کفاشی، سراجی و قالی بافی به روش ارزیابی OCRA

 

جلالی علی*,نسل سراجی جبرائیل

 

* دانشگاه علوم پزشکی تهران، دانشکده بهداشت، طبقه دوم، گروه بهداشت حرفه ای

 

  زمینه و هدف: در میان اختلالات اسکلتی عضلانی ناشی از کار، اختلالات اندام فوقانی قسمت عمده ای را به خود اختصاص داده است. این امر می تواند از سویی به دلیل ظرافت و آسیب پذیری بیشتر این اندام ها و از سوی دیگر به دلیل درگیر بودن بیشتر این اندام ها نسبت به اندام تحتانی حین انجام کارها باشد که به تبع آن این اندام ها بیشتر در معرض عوامل خطر اختلالات اسکلتی عضلانی می گیرند در نتیجه زمینه بیشتری برای ابتلا به اختلالات اسکلتی عضلانی دارند. یکی از روش های بررسی عوامل خطر ایجاد کننده اختلالات اسکلتی عضلانی اندام فوقانی، روش ارزیابی فعالیت های تکراری شغلی (OCRA) می باشد. این روش یک ابزار آنالیز شغلی بوده و برای انجام ارزیابی کلی و مفید تاثیر عوامل ریسک مختلف بر روی اندام فوقانی (شانه، آرنج، مچ دست، دست و انگشتان) به کار می رود. مطالعه حاضر، با هدف بررسی و ارزیابی ارگونومیکی وضعیت های انجام کار به روش OCRA در شاغلین حرف خیاطی، کفاشی، سراجی و قالیبافی کارگاه های موجود در برخی زندان های استان تهران انجام پذیرفت.
روش بررسی: این مطالعه به صورت مقطعی و از نوع مطالعات توصیفی تحلیلی میباشد. جامعه هدف جهت اجرای روش پرسشنامه ای نوردیک و نیز روش 496، OCRA نفر مددجوی مرد شاغل در کارگاه های مذکور بود که در روش پرسشنامه ای نوردیک چهار شغل خیاطی (203 نفر) کفاشی (211 نفر) سراجی (67 نفر) و قالیبافی (15 نفر) مورد بررسی قرار گرفتند و در روش 17، OCRA وظیفه شغلی تجزیه شده از مشاغل خیاطی (7 وظیفه)، کفاشی (5 وظیفه)، سراجی (4 وظیفه) و قالیبافی (1 وظیفه) برای دست راست، همچنین 17 وظیفه شغلی برای دست چپ مورد بررسی قرار گرفتند.
یافته ها: نتایج این بررسی که با استفاده از آزمون های آماری کای اسکوئر، مک نمار، کروسکال - والیس و t مستقل به دست آمد عبارتند از: عدم برابری نسبت های شیوع اختلالات اسکلتی - عضلانی اندام فوقانی در چهار شغل مذکور (P Value = 0.003)، وجود اختلاف معنی دار بین میانگین شاخص OCRA در چهار شغل مذکور (P Value< 0.001) و پذیرش وجود ارتباطی معنی دار بین سطح شاخص OCRA و نوع شغل (P Value<0.001).
نتیجه گیری: بالاترین نمرات شاخص OCRA مربوط به وظیفه شغلی بافت قالی بوده و در مجموع شغل قالیبافی به عنوان خطرناک ترین شغل ارزیابی شد و مشاغل کفاشی، خیاطی و سراجی به ترتیب در رتبه های ریسک پایینتری قرار گرفتند (P Value<0.001).

 

کلید واژه: ارزیابی ارگونومیکی، اختلالات اسکلتی عضلانی اندام فوقانی

پرسشنامه نورریک

                                          مجله علمی پزشکی قانونی

سه‌شنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸٩
روح هنر در هنرمندان چهارمحال بختیاری جاری است ... نظرات() 
روح هنر در هنرمندان چهارمحال و بختیاری جاری است



89/11/11- میراث آریا
    
    
    مهدیه رمارم- پرداختن به هنرهای سنتی و صنایع‌دستی ایران مقوله‌ای نیست که بتوان با نگاهی سطحی توسعه آن را رقم زد بلکه بررسی‌های موشکافانه و کارشناسانه برای بهبود آن مورد نیاز است.
    
    هر یک از هنرمندان سراسر کشورمان در تلاشند با ایجاد ابتکار و نوآوری هنرهای سنتی و صنایع‌دستی را از منسوخ شدن و فراموشی نجات دهند.
    
    چهارمحال و بختیاری یکی از استان‌های کشورمان به شمار می‌آید که تولیدات آن بسیار هویت دار و بومی است.
    
    این بدین معنا است که اهالی چهارمحال و بختیاری نه تنها در سال‌های اخیر به سوی صنایع‌دستی روی آورده اند بلکه از دیرباز بخش مهمی از احتیاجات روزمره آن‌ها با بهره گیری از هنر دست زنان و مردان این استان تأمین می‌شده است.
    
    زندگی به سبک عشایرنشینی در چهارمحال و بختیاری موجب روی آوردن افراد بسیاری به تولید محصولات رشته‌های پرکاربرد از قبیل رنگرزی سنتی، گلیم، سرانداز و جاجیم بافی شده است.
    
    نمد مالی سنتی و نوین، سرمه دوزی، ساخت قفل سنتی چالشتر و احجام فلزی برخی از رشته‌های رایج در این استان محسوب می‌شوند.
    
    معاونت صنایع‌ستی استان چهارمحال و بختیاری در سال‌های اخیر با اقدامات بی نظیر خود توانسته توسعه و ترویج صنایع‌دستی را در این استان رقم زند.
    
    هنرمندان صنایع دستی چهارمحال و بختیاری بیمه شدند
    
    معاون صنایع‌دستی چهارمحال و بختیاری از تحقق بیمه تأمین اجتماعی هنرمندان این استان خبر داد.
    
    فیروزه هیبتیان اظهار داشت: در نخستین فاز نزدیک به چهل هنرمند صنایع‌دستی از مزایای بیمه تأمین بهره مند شدند.
    
    وی افزود: این هنرمندان در رشته‌های معرق چوب، سفال، سراجی سنتی، گلیم بافی، تراش سنگ‌های قیمتی و نیمه قیمتی و سرمه دوزی فعال هستند.
    
    معاون صنایع‌دستی استان چهارمحال و بختیاری ادامه داد: 200 هنرمند نیز که به تازگی گواهی مهارت فنی خود را دریافت کرده‌اند به اداره کل تأمین اجتماعی این استان معرفی می‌شوند.
    
    این مقام مسوول تصریح کرد: دوره بعدی آزمون‌های اداره کل آموزش فنی و حرفه‌ای دهه سوم بهمن ماه سال جاری برگزار می‌شود.
    
    به گفته وی این معاونت اقدامات لازم را برای مطلع ساختن هنرمندان مناطق دور افتاده از اجرایی شدن بیمه، انجام داده است.
    
    معاون صنایع‌دستی استان چهارمحال و بختیاری تأکید کرد: فرمانداری و شورای شهر بهترین یاری کنندگان معاونت صنایع‌دستی در آگاه ساختن هنرمندان هستند.
    
    چهارمحال و بختیاری میزبان نخستین همایش ملی نمد
    
    معاون صنایع‌‌دستی استان چهارمحال و بختیاری از آغاز توزیع فراخوان نخستین همایش ملی نمد در سراسر کشور خبر داد.
    
    فیروزه هیبتیان با اعلام این خبر اظهار داشت: شناسایی، پاسداشت، حفظ و احیای نمد و هنر نمد مالی یکی از اهداف برگزاری این همایش است.
    
    وی ادامه داد: توسعه کاربری محصولات نمدی از طریق نوآوری، شناسایی و تجلیل فعالان این رشته از صنایع‌دستی نیز در همایش مذکور مورد توجه قرار می‌گیرد.
    
    معاون صنایع‌دستی استان چهارمحال و بختیاری ارتقاء سطح اشتغالزایی و بازرگانی محصولات نمدی را از اهداف این پروژه عنوان کرد و گفت: ارائه مقالات برگزیده، برگزاری نمایشگاه آثار نمدی و نشست‌های تخصصی را در این همایش مشاهده خواهیم کرد.
    
    وی افزود: تجلیل از فعالان این حوزه، نمایش فیلم‌های مستند و برپایی کارگاه تولید نمد از دیگر برنامه‌های اجرایی این همایش است.
    
    این مقام مسوول تصریح کرد: ارسال مقالات تنها از طریق سایتwww.ichto.ir که مربوط به استان چهارمحال و بختیاری است، صورت می‌گیرد.
    
    وی با اشاره به اینکه مدیر کل میراث فرهنگی ستان ریاست همایش را بر عهده دارد، افزود: دبیر این جشنواره معاون صنایع‌دستی استان و دبیر کمیته اجرایی آن سرپرست اداره کل توسعه و ترویج ستاد است.
    
    معاون صنایع‌دستی استان چهارمحال و بختیاری یادآور شد: فرامرز کبیری استاد دانشگاه هنر شهرستان فارسان به عنوان دبیر کمیته علمی این جشنواره انتخاب شده است.
    
    وی خاطر نشان کرد: بر اساس جدول زمان بندی آخرین مهلت ارسال چکیده مقالات 28 اسفند امسال و اصل مقالات 28 فروردین ماه است.
    
    به گفته این مقام مسوول پذیرش مقالات در 14 اردیبهشت اعلام و همایش در 28 همین ماه برگزار می شود.
    
    آموزش صنایع‌دستی به 662 هنرجوی زن در چهار محال و بختیاری
    
    مدیر کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری چهارمحال و بختیاری از حضور 662 هنرآموز زن در دوره‌های آموزش صنایع‌دستی و هنرهای سنتی این استان خبر داد.
    
    مژگان ریاحی اظهار داشت: این تعداد هنر آموز در 9 ماه نخست امسال دوره‌های لازم را فرا گرفتند.
    
    وی تعداد هنرآموزان مرد را 11 نفر عنوان کرد و افزود: تعداد هنر آموختگان زن در رشته‌های هنرهای سنتی و صنایع‌دستی این استان 157 نفر است.
    
    مدیر کل میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری چهارمحال و بختیاری با اشاره به اینکه تمامی دوره آموزشی به بخش خصوصی واگذار شده، اضافه کرد: تعداد مراکز آموزشی تا پایان آذرماه امسال 16 مرکز بوده است.
    
    وی تصریح کرد: البسه محلی، گلیم بافی، قلمکار، معرق، سرمه دوزی، قلمزنی، نگارگری، سراجی سنتی، محرق ساقه گندم، سفالگری، منبت و چاپ باتیک در دوره‌های مذکور آموزش داده شدند.
    
    این مقام مسوول یادآور شد: 38 مربی شاخص زن وظیفه آموزش صنایع‌‌دستی را در این مراکز بر عهده داشتند.
    
    وی خاطر نشان کرد: هم اکنون نیز دوره‌های آموزش صنایع‌دستی چهارمحال و بختیاری در حال برگزاری است.
    
    274 فقره مجوز صنایع‌دستی در شهرکرد صادر شد
    
    به گفته معاون صنایع‌دستی استان چهارمحال و بختیاری 197 کارت شناسایی صنعتگری در 9 ماهه نخست امسال توسط این معاونت صادر شده است.
    
    فیروزه هیبتیان با اعلام این خبر اظهار داشت: 55 هنرمند این استان نیز برای تمدید کارت شناسایی صنعتگری اقدام کردند.
    
    وی ادامه داد: این معاونت در صدور شش جواز تأسیس کارگاه هنرهای سنتی و صنایع‌دستی نیز موفق عمل کرده است.
    
    معاون صنایع‌دستی استان چهارمحال و بختیاری تصریح کرد: دو جواز تأسیس کارگاهی نیز تاکنون تمدید شده است.
    
    این مقام مسوول در اداره کل میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان چهارمحال و بختیاری تأکید کرد: تعداد پروانه‌های تولید کارگاهی که از سوی معاونت صنایع دستی این استان صادر شده، شش فقره است.
    
    وی یادآور شد: هشت فقره مجوز یاد شده نیز پس از بازرسی توسط کارشناسان تمدید شد تا هنرمندان فعالیت خود را در این کارگاه ها از سر گیرند.
    
    معاون صنایع‌دستی این استان خاطر نشان کرد: کارت‌های شناسایی صنعتگری این استان نیز در اختیار هنرمندان رشته‌های گلیم بافی، البسه محلی، قلمکار، سرمه دوزی، سفالگری و چاپ باتیک قرار گرفته است.
    
    به گفته وی مجموع مجوزهای صادره توسط معاونت صنایع‌دستی این استان 274 فقره است. 

                                                           به نقل از سایت فرش ایران

 

دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸٩
پوشاک محلی اذری نماد تبلور عفاف وحجاب ایرانی ... نظرات() 

 

پوشاک محلی آذری نماد وتبلور عفاف وحجاب ایرانی

 

پوشاک محلی  وسنتی هر منطقه تنها اثر باستانی میباشد که بطور زنده و صد در صد مستند و شاهد زنده فرهنگ و تمدن هر قومی می باشد همچون پرچمی است که انسان به وسیله  آن کوله باری ازناگفته هایی که در هیچ کتابی یافت نمیشود.چرا که کتاب وکتابخوانی نسبت به لباس محلی عمری نداردوتوسط یک شخص ویاقدرتی نیافریده شده است لباس محلی زاییده ذهن خلاق انسان در زمانها ی گذشته است ،انسانی که به دوراز هیاهوی بازارهای جهانی وماهواره های شبکه های جهانی درمحل زندگی خود  بانعمتهای خدادادی خود باگلها وگیاهان وپوست حیوانات بومی لباسی مناسب آب وهوای محل خود تهیه میکرد.لباسی که او را از گزند گرما وسرما ودشمنانش حفظ میکرد.،او خودرا بااین لباس  مانند گلها وگیاهان وپرندگان زیبای محل زیباتر میساخت.ونیز لباس خود را طوری تهیه میکرد که به راحتی به دنبال معشیت زندگی اش بروداولین خانه .انسان درزمانهای گذشته لباس وی بودو ی با  خلاقیت ودرک خوداز دنیای اطراف اپتدا در آن مسکن میگزیید.لباس خانه اول هرکسی است.ودرست بدین گونه است که    با بررسی های تاریخی وعلمی روشن شده است  که پو شاک هر محلی ارتباط تنگاتنگی با چگونگی اب وهوا ی منطقه  واعتقادات  ومبنای فکری  وذهنی شرایط زندگی ان فرهنگ دارد.

مرور کلی بر پوشاک سنتی مناطق چند مشخصه را بطور اشکار در بر میگیرد لباس مردمان زمانهای گذشته  بطور مسلم  مثل امروزه تابع تاثیرات ارتبا طات جهانی و ماهواره وتلویزیون  و مد روز وغیره نبود بلکه درست منطبق با ان چه که باید پوشیده میشد لباس میپوشیدند  ومسلما هرکسی بادیدن لباس سنتی هر قومی حتی بدون انکه زبان ان قوم رانیز بفهمدبرداشتهای زیر رااز لباس مزبورخواهد داشت.

1-هوای منطقه پوشندگان لباس  گرم یا سر دبوده است

2-لباس مربوط به زنان یا مردان  است.

3-جنس و رنگ پارچه لباس بومی منطقه ومحصول نعمتهای ذاتی ان منطقه است.

4-شهر نشین یا کوچ نشین  بوده اند.

5- مدل لباس وویزگیهای ان متناسب شغل انان بوده است.

6-ازچه نوع زیور الاتی استفاده میکردند.

7- شرم وحیا که یکی از دلایل لباس پوشیدن انسان است تا چه حدی رعایت می شده است.

بطور مثال هرکسی با دیدن لباس مردم عرب میفهمدکه  که این مردم در اب وهوای گرم زندگی میکنند ویا اقوامی از ان سوی دنیا همچون سرخپوستان ویا جنگلهای امازون  که هنوز هم همچنان برهنه ویا نیمه برهنه مانند حیوانات محل زندگی خود زندگی را سر میکنند. ومانند اجدادشان نگرش خاص خودشان رادارند.وبالاخره مقایسه پوشاک دنیای شرق وغرب نشاندهنده تفاوت عمیق بین این دو رانشان میدهد.درشرق مردم چه مسلمان وغیر مسلمان از چین گرفته تازاپن وهندویا پاکستان همه به نوعی دارای لباسی بلند وسربندی مناسب منطقه خود هستند. وغرب نیز همچون نیاکان خود چه امریکایی وچه انگلیسی همچنان نیمه لخت و برهنه می باشند همه انها نماد فرهنگ خاص خودشان را به نوعی حفظ کرده اند.ودر ایران تمام اقوام ایرانی هرکس به نوعی دارای لباس بلند گشاد همراه با روسری بزرگ وکوچک وانواع چادر میباشند.طرز بستن لچک و چادر کمر زن گیلانی ومازندرانی مناسب شرایط کاری آنان میباشد فرم وجنس.نقاب صورت مردم جنوب برای جلوگیری از آفتاب سوزان آنجا میباشد.رنگ سفیدلباس  بلوچ  نیز مناسب هوای خشک وسوزان ان مناطق میباشد.

 کاربرد انواع مختلف  روسری در لباس سنتی آذربایجان  نیز بیانگر غیرت وتعصب ورنگ روسری نشانگر رنگ گلهای وحشی کوههای ا ن و نیز جنسهای مختلف  آن نیز مناسب چهارفصل سال درآذربایجان میباشد.

بامروری برانواع روسری در لباس سنتی اذربایجان به نمودوجایگاه حجاب وعفاف ایرانی بیشتر پی خواهیم برد.

1-کلاقایی:پارچه ای که از ابریشم یا ابریشم پخته (جوشانده)ورنگزده بافته میشود.پارچه هایی ابریشمی چهارگوش که بافت قواره ای دارندوطرح های مخصوص به خود دارند وبه عنوان روسری زنانه ولباسی مورد استفاده قرارمیگیرند وشهرت جهانی دارند.وهم اکنون نیز به شیوه سنتی درکارگاههای چاپ باتیک تهیه میشود ویژگی خاص آن عبارتنداز ظرافت ،سبکی، طرحهای بته جقه ای نقوش گلهای محلی منطقه قابل توجه میباشد.این روسری تنها اثر باستانی است که تاکنون نیز مورد استفاده قرارمیگیردولی متاسفانه اخیرا به نام روسری چینی دربازار رایج شده  است .وبه جهت منافع مادی خارجیها این روسری طوری کوچک شده است که گردن ونیمی از موی خانمهای ایرانی بیرون میماند در صورتیکه این روسری بزرگترین روسری اذری،قشقایی ،ترکمنی  است وحداقل اندازه هر ضلع ان یک متر ونیم میباشد.

2-ساللاما:روسری بزرگ توری باریشه هایی ازجنس  همان روسری که ازروی کلاه یا روسری دیگر بسته میشود.

3-لچک:روسری هایی  که به صورت سه گوش بریده ودوخته میشود  ومعمولا از چارقد کوجکتر است واز زیر چارقد استفاده میشود.

4-آغابانی:روسری های سفید از جنس های لطیف ونازک با اندازه های متوسط مخصوصا مورد استفاده بانوان میانسال وکهنسال قرارمیگیرد .البته این روسری هنوز هم دراکثر مناطق روستایی وخانواده های اصیل اذری کاربرد دارد.

5-چالما:روسریهایی از جنس ابریشم یا کلاقایی که زنان دور سر ودهان خود همزمان میپیچند.

6-یایلیق:روسری های نازک وظریف و مخصوص تابستان میباشد. .یایلیق در گذشته سمبل آبرو وحیثیت یک دختر  اذری بود.اگر دختری یایلیق خود را گم میکرد وپسری نیز انرا پیدا میکرد..طبق سنت دیرینه اذربایجان ان دختر باید با ان پسر ازدواج میکرد چرا که دختر آذری دارای منزلت  وارزش واقعی زن را باید حفظ میکرد. .وحفظ حجاب وعفاف حتی قبل از اسلام جزو سنت های دیرینه در اذربایجان میباشد.

7-یاشماق:به معنی پوشانیدن بخشی از چهره است ودر اصطلاح بخشی از یایلیق وروسری است که زنان به دور سر وگردن مقابل دهان میبندند.طبق رسم ورسومات اذربایجان زن در اذر بایجان در هنگام برخورد بامردان غریبه یا مردان مسن فامیل دهان خودرا با ان میپوشاند ونشانه حجاب وحیا محسوب میشود.روگرفتن از بزرگترها ی دامادکه به نوعی احترام گذاشتن میباشد سنتی دیرینه در میان آذربایجانیان است  والبته در نوع یاشماق بستن تفاوتهایی  در بین انها دیده میشود. یاشماق یعنی تحمل ، سکوت وسکوت عروس هرچه بیشتر باشد   نشان دهنده نجابت بیشتر اوست واحترام او دربین اقوام همسر افزون میگرددد. نباید فراموش کرد که یاشماق براساس فلسفه ای در طی قرون در فرهنگمان ریشه داشته است.امروزه باتکیه برهمان فلسفه وهدف که مبنای هرگونه کرامت ونجابت وعزت بوده است. باید به یاشماق نگاه کرد.واگر نمی توانیم ویا نمی خواهیم یاشماق برون را حفظ کنیم ارزش بنیادین یاشماق را فراموش نکنیم .با یک نگاه به جایگاه زن در خانواده در زمانهای گذشته ومقایسه با زن در خانواده وجامعه امروزی روشن میشود حفظ مقام والای زن با یاشماق در گذشته با حمایت هیچ وکیل ماهر و خبره ای در جامعه امروزی میسر نخواهد شد.

                                         نوشته ی:                      صفوزامحمدزاده

 

 

 

شنبه ٩ بهمن ۱۳۸٩
روسری کلاغی وکه له جه ی مادربزرگ(1) ... نظرات() 

هنوز بچه بودم که مادر بزرگم از خانه ای ویران با دیوار های پا بر جایش می گفت که پدران و اجدادش در ان خانه می زیستند خانه ای که کوه بزرگ ماکو سایبانی بر روی ان گسترده بود و توانسته بود تا حدی از اسیب و گزند باد و  باران حفظ کند.

ومن به هنگام بازی در کوچه گاهگاهی به ان خانه چشم می دوختم وساعتها در خود فرو می رفتم در داخل ان خانه چه می گذشت وچه می گذرد وشبها به هنگام خواب غرق در فرو رفتگی و بر امدگی ها ی رختخوابم میشدم و انها را چون کوها و رودخانه شهرم می  یافتم و به ناگاه اسبان و سر بازان ی که در رکاب  وبه ان سو این سو می رفتند.

ودر سالهای اول دوره اپتدایی بودم هر وقت با پدرم تنها میشدیم از لباس و چادر و کفش مادرش میگفت واخر صحبت اش با اشتیاق خاصی میگفت  وهنوز هم ان  لباسها شاید در صندوق مادرم مانده باشد.ولی افسوس که مادر بزرگم زود از دنیا رفت و من ان صندوقچه  را ندیدم وپدرم بیاد ان  لباسها  هر از گاهی از مادرم می خواست  پیراهنی  همانند پیراهن رویی مادر بزرگش دوخته ودر خانه بپوشد. والبته مادرم نیز در این موقع ها از که له جه ی مادرش میگفت از سکه دوزی ،یراق دوزی ،پولک دوزی ان واینکه در شب حنابندان دایی مرحومش لباس مادرش هم چون چلچراغی روشن در میان مهمانان بود.

در دوره راهنمایی که بودم پدر م از کشف حجاب  ورضا خان می گفت  واینکه پدرش برای انکه  مادر بزرگ زن عمویش چادر  را کنار  نگذارند  واز ترس پاسبانهای  رضا خان از ماکو هجرت کرده و راهی دهی خلوت می شوند تا مگر انطوری که می خواهند زندگی کنند و بعد از چندین  سال دوباره به شهر بر می گردند و پدر بزرگم به خاطر دل خونی که داشت از فروختن رمینش برای جاده سازی دولت وقت امتناع می کرد ویه هنگام اصرار مامور ها در روی زمین دراز کشیده وگفته بود که اول باید بولدزر  از روی من بگذرد و بیچاره پدر بزرگم شاید نمی دانست که بالاخره این راه می بایستی درست  بشود.

واینگونه بود که من در کودکی به هنگام رفتن به خانه پدر بزرگ  در خیابانی که از یک طرف به کوهی محکم و استوار چسبیده بود واز طرف دیگر کاخهای خوانین ماکو با پنجره هایی  مشرف به کوه ارام ارام قد بر می داشتم و گاهی سختی و استواری کوههای سمت راستم و گاهی پنجره ها و کاخها ی زیبا و بعصا  خالی از سکنه مرا به سوی خود می کشاند  وانقدر محو انها می شدم که مادرم در تکه تکه راه با صدا زدنش صحنه باز سازی شده ذهنم را بر پاد میداد ولی من چند قدم تندتر به جلو بر داشته وسپس می ایستادم.

در دوره  راهنمایی معلم جغرافیا کره زمین را به کلاس اورد واز جغرافیای  زمین و کوه دشت وشهرها وروستاها گفت  من از دیدن خیالات دوره کودکی  ام به صورت رنگی در کتاب جغرافیا شگفت زده شدم  جه لذت بردم  وچه مشتاقانه  میخواندم  زنگهای جغرافیا و کاکسیون بیست  واوج شعف شادی از اینهمه زیبایی ودور برم .

و معلم جغرافیا یک روز از من پرسید صفورا بزرگ که  شدی  حتما معلم جغرافیا  می شوی  نه /

ومن هیچ وقت جوابی برای سوال وی نداشتم  وچون  من عاشق جغرافیا  بودم  ولی اینکه  هر کس  عاشق جغرافیا باشد اینکه حتما معلم جغرافیا خواهد شد. من متوجه این موضوع نمی شدم.

واما در دوره دبیر ستان زنگهای تاریخ و انشا دل زدگی های دوره کودکی ام را جلا می بخشید. ومن نام دبیر تاریخ مردی جا مانده در بین ورقهای تاریخ می نامیدم و دوستم از این اسم می خندید ولی خیلی جالب بود که تیب و قیافه و لباس پوشیدن دبیر تاریخ مانند اکثریت شخصیت های دور و برم نبودند  وی صحبت که میکرد باور می کردم گه انچه میگوید درست است اصلا راستش را بخواهید دیبر تاریخ اصلا به ژست  مد لباس  ومو اهمیتی نمی داد باور کنید بعضی وقتها استین کتش انقدر به خودش بلندتر بود که فقط نوک انگشتانش دیده میشد ولی در کلاس به جز تاریخ از هیچ چیز دیگری حرف نمی زد وعجیب اینکه هیچ وقت خنده وی را  ندیدم وادمی بود که من حس می کردم در کلاس هیچ کس را نمی بیند.

راستی من از بچگی زیاد می خواندم و کتابخانه شهرمان نزدیک خانه مان بود  ومسول کتابخانه  بخاطر دوستی با پدرم تقریبا هر کتابی می خواستم در اختیار م می گذاشت.

اصولا کمتر نیاز به خریدن کتاب داشتم چون کتابخانه پراز کتابهای مفید بود.تا بالاخره هنگام ورود به دانشگاه رشته  هنررا  بر گزیدم  که متناسب با رشته تحصیلی دیبر ستانی من نبود ومن لیست کتابهای لازم برای کنکور را تهیه می کردم وان موقع مثل امروز کلاسهای کنکور برای داوطلبان برنامه ریزی نمی کردند .

من پیش از پیش روی به کتابخانه اوردم و بخاطر قبولی در کنکور هر کتابی که در مورد تاریخ هنر بود خواندم هر کتابی که می توانست در قبولی من در دانشگاه موثر واقع بشود و بالاخره من از دانشگاه قبول شدم ولی غصه ای که از اینهمه مطالعه برایم ماند این بود که نویسندگان تاریخ وهنر ما اکثرا ویا حتی همگی غیرایرانی بودند  وهرچه نویسندگان ایرانی را جستجو کردم متوجه شدم انقدرکه  بیگانگان در هنر ما مو شکافی کرده وگفته اند خودیها نگفته اند والبته بعضی ها اگر گفته بودند هم با غرض گفته اند ان چنان که هست واقعا درد بزرگی است اینهمه بی توجهی به تاریخ هنر گذشتگان که ما برای دانستن در مورد خودمان باید به دیگران پناه ببریم ومن وقتی وارد دانشگاه شدم همه اش تو فکر نوشتن بودم. وبه هرجامیرفتم و به هرکتابخانه ای وموزه ای .دربه در دنبال روسری ولباسهای مادربزرگم بودم واما هیچ عکس وتصویری ومطلبی از انچه که پدرو مادرم در قصه هایشان برایم بازگو کرده بودند ندیدم وبالاخره سرتان را درد نیاورم نه روسری ونه که له جه ی مادر بزرگم رادر هیچ کتابی ندیدم.. تااینکه استاد حسین کلاقیچی گنجینه را در دانشگاه تهران دیدم باورم نمیشد روسری روی دست استاد درست همان روسری کلاغی با همان نقش ونگار وبا همان جنس روسری بزرگ اهدایی پدربزرگ به مادرم در عروسیش بود.چه روسری زیبایی روسری را از دست استاد گرفتم وگفتم این این روسری چقدر زیباست خندید وگفت دخترم این روسری وچاپ روی ان صنعت جد پدری من از تبریز میباشدوسال هاست اموزش این کار را در دانشگاه تهران ودانشگاه ازهراادامه میدهم در سراسر جهان از مسولین کشورهای مختلف دکترای افتخاری گرفته ام در اکثر نمایشگاهای داخلی وخارجی شرکت نموده ام واز زمان پهلوی ارزویم این بود که گارگاه این روسری را در جای جای ایران عزیز پابرجا کنم البته درچند استان توانسته ام اما کافی نیست ولی سنی از من گذشته است میترسم ازدنیا بروم واین کار را به پایان نرسانم....... ....................

                                             ادامه دارد.........

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جمعه ۸ بهمن ۱۳۸٩
بازیگر زن وطراحی لباس ... نظرات() 

 پانصد هزار تومانی!! بازیگر زن و طراحی مانتوهای پانصد هزار تومانی!! مدتی است که هنرمندان سینما بجز فعالیت هنری و سینمائی خود، به راه اندازی فعالیت های جدید اقتصادی البته با برند سینمائی شان مشغولند.
از نمایشگاه آب و نقاشی گرفته تا فروشگاه لوازم ورزشی و لباس و غیره همه جزء فعالیت های حاشیه ای بازیگران سینما است که برخی اوقات نیز از حاشیه خارج می‌شوند و مورد توجه رسانه ها قرار می‌گیرند.
نکته مهم این است که برخی قائل بر این هستند که در بسیاری از اوقات این چهره و برند سینمائی آنها است که مشتری جذب می‌کند.هر چند نمی‌توان از هنر برخی از آنها نیز به سادگی گذشت.
یکی از نمونه های آن خانواده اسکندری است.2 خواهر که علاوه بر فعالیت هنری، با استفاده از هنر و برند سینمائی شان به دیگر فعالیت های اجتماعی نیز مشغولند.
لاله اسکندری مدتی است که پیمانکار شهرداری شده است و نقاشی دیواری اتوبان ها را انجام می‌دهد.هر کس از اتوبان همت عبور کند حتما با نام لاله اسکندری در کنار برخی از نقاشی ها این اتوبان برخورد کرده است.

اما خواهر وی یعنی ستاره اسکندری نیز بجز شغل بازیگری، کارهای اقتصادی هم می‌کند. وی یک مغازه طراحی لباس در یکی از پاساژ های معروف تهران دارد و تا حالا چندین بار شوی لباس برگزار کرده است.
وی با دختر یکی از سرمایه دارهای تهران شریک شده است و معتقد است که در طراحی لباس به فرهنگ سنتی ایران توجه می‌کند.

 

                                                              منبع :سایت فراناز

جمعه ۸ بهمن ۱۳۸٩
خانه تکانی باورها ... نظرات() 

خانه تکانی باورها

 

 

چقدر خوبه که هر از گاهی باورهایمان را یه مروری کنیم. بد نیست ادم چند وقت یه بار ذهنیات و تفکراتش رو خانه تکانی کنه .واضح تر بگم.ما در مورد رفتار و افکارمون بیشتر از اونیکه فکر کنیم بر حسب عادت فکر میکنیم و عمل میکنیم. برای چند لحظه بدون تعصب این مطلب رو بخونیم. قبول؟!

قبل از ادامه بحث ازمایش زیر را بخوانید خیلی جالب و خواندنی است:

باور ها

 دانشمندان برای بررسی تعیین میزان قدرت باورها بر کیفیت زندگی انسانها آزمایشی را در « هاروارد یونیورسیتی » انجام دادند :

 

 80 پیرمرد و 80 پیرزن را انتخاب کردند . یک شهرک را به دور از هیاهو برابر با 40 سال پیش ساختند . غذاهای 40 سال پیش در این شهرک پخته میشد . خط روی شیشه های مغازه ها ، فرم مبلمان ، آهنگها ، فیلم های قدیمی ، اخباری که از رادیو و تلویزیون پخش میشد ، را مطابق با 40 سال قبل ساختند . بعد این 160 نفر را از هر نظر آزمایش کردند :

 

  تعداد موی سر ، رنگ موی سر ، نوع استخوان ، خمیدگی بدن ، لرزش دستها ، لرزش صدا ، میزان فشار خون ... بعد این 160 نفر را به داخل این شهرک بردند ، بعد از گذشت 5 الی 6ماه کم کم پشتشان صاف شد ، راست می ایستادند ، لرزش دستها بطور ناخودآگاه از بین رفت ، لرزش صدا خوب شد ، ضربان قلب مثل افراد جوان ، رنگ موهای سر شروع به مشکی شدن کرد ، چین و چروکهای دست و صورت از بین رفت .

 

  علت چه بود ؟

  خیلی ساده است . آنها چون مطابق با 40سال پیش زندگی کردند ، باور کرده بودند 40 سال جوانتر شده اند .

 

  انسانها همان گونه که باور داشته باشند می توانند بیندیشند . باورهای آدمی است که در هر لحظه به او القا میکند که چگونه بیندیشد .

 

  اصولا فرق بین انسانها ، فرق میان باورهای آنان است . انسانهای موفق با باورهای عالی ، موفقیت را برای خود خلق میکنند . انسانهای ثروتمند ، باورهای عالی و ثروت آفرین دارند که با اعتماد به نفس عالی خود و بدون توجه به تمام مسائل به دنبال کسب ثروت میروند و به لحاظ باورهای مثبتشان به ثروت مطلوب خود میرسند .

 

  قانون زندگی قانون باورهاست . باورهای عالی سرچشمه همه موفقیتهای بزرگ است . توانمندی یک انسان را باورهای او تعیین می کند ..

 

  انسانها هر آنچه را که باور دارند خلق میکنند . باورهای شما دستاوردهای شما را در زندگی میسازند . زیرا باورها تعیین کننده کیفیت اندیشه ها ، اندیشه ها عامل اولیه اقدامها و اقدامها عامل اصلی دستاوردها هستند

 

  حکایت دوم:

انیشتین می‌گفت : « آنچه در مغزتان می‌گذرد، جهانتان را می‌آفریند. »

استفان کاوی (از سرشناسترین چهره‌های علم موفقیت) احتمالاً با الهام از همین حرف انیشتین است که می‌گوید:« اگر می‌خواهید در زندگی و روابط شخصی‌تان  تغییرات جزیی به وجود آورید به گرایش‌ها و رفتارتان توجه کنید؛ اما اگر دلتان می‌خواهد قدم‌های کوانتومی بردارید و تغییرات اساسی در زندگی‌تان ایجاد کنید باید نگرش‌ها و برداشت‌هایتان را عوض کنید .»

 او حرفهایش را با یک مثال خوب و واقعی، ملموس‌تر می‌کند:« صبح یک روز تعطیل در نیویورک سوار اتوبوس شدم. تقریباً یک سوم اتوبوس پر شده بود. بیشتر مردم آرام نشسته بودند و یا سرشان به چیزی گرم بود و درمجموع فضایی سرشار از آرامش و سکوتی دلپذیر برقرار بود تا اینکه مرد میانسالی با بچه‌هایش سوار اتوبوس شد و بلافاصله فضای اتوبوس تغییر کرد. بچه‌هایش داد و بیداد راه انداختند و مدام به طرف همدیگر چیز پرتاب می‌کردند. یکی از بچه‌ها با صدای بلند گریه می‌کرد و یکی دیگر روزنامه را از دست این و آن می‌کشید و خلاصه اعصاب همه‌مان توی اتوبوس خرد شده بود. اما پدر آن بچه‌ها که دقیقاً در صندلی جلویی من نشسته بود،  اصلاً به روی خودش نمی‌آورد و غرق در افکار خودش بود. بالاخره صبرم لبریز شد و زبان به اعتراض بازکردم که: «آقای محترم! بچه‌هایتان واقعاً دارند همه را آزار می‌دهند. شما نمی‌خواهید جلویشان را بگیرید؟» مرد که انگار تازه متوجه شده بود چه اتفاقی دارد می‌افتد، کمی خودش را روی صندلی جابجا کرد و گفت: بله، حق با شماست. واقعاً متاسفم. راستش ما داریم از بیمارستانی برمی‌گردیم که همسرم، مادر همین بچه‌ها٬ نیم ساعت پیش در آنجا مرده است. من واقعاً گیجم و نمی‌دانم باید به این بچه‌ها چه بگویم. نمی‌دانم که خودم باید چه کار کنم و ... و بغضش ترکید و اشکش سرازیر شد.»

 

  استفان کاوی بلافاصله پس از نقل این خاطره می‌پرسد:« صادقانه بگویید آیا اکنون این وضعیت را به طور متفاوتی نمی‌بینید؟ چرا این طور است؟ آیا دلیلی به جز این دارد که نگرش شما نسبت به آن مرد عوض شده است؟ » و خودش ادامه می‌دهد که:« راستش من خودم هم بلافاصله نگرشم عوض شد و دلسوزانه به آن مرد گفتم: واقعاً مرا ببخشید. نمی‌دانستم. آیا کمکی از دست من ساخته است؟ و....

 

 اگر چه تا همین چند لحظه پیش ناراحت بودم که این مرد چطور می‌تواند تا این اندازه بی‌ملاحظه باشد٬ اما ناگهان با تغییر نگرشم همه چیز عوض شد و من از صمیم قلب می‌خواستم که هر کمکی از دستم ساخته است انجام بدهم .»

 

« حقیقت این است که به محض تغییر برداشت٬ همه چیز ناگهان عوض می‌شود. کلید یا راه حل هر مسئله‌ای این است که به شیشه‌های عینکی که به چشم داریم بنگریم؛ شاید هرازگاه لازم باشد که رنگ آنها را عوض کنیم و در واقع برداشت یا نقش خودمان را تغییر بدهیم تا بتوانیم هر وضعیتی را از دیدگاه تازه‌ای ببینیم و تفسیر کنیم . آنچه اهمیت دارد خود واقعه نیست بلکه تعبیر و تفسیر ما از آن است

 

 

فقط 10 دقیقه بشینیم تو یه جای خلوت و تک تک طرز فکر ها و رفتارهایی که بطور نا خود اگاه عادتمون هست مرور کنیم.میدونید چه اتفاقی میافته؟

 

اگر واقعا بدون تعصب تک تک اعمال و افکارمون رو مرور کنیم به خوبی میتونیم خوب و بدهاش رو از هم تفکیک کنیم. خوبها و به درد بخور هاش رو تقویت کنیم و بدها وکثیف هاش رو دور بندازیم تا بیش ازاین تو زندگیمون دست و پامون رو نگیره. انسان به طور ذاتی بدون اینکه نیاز به اقا بالا سری داشته باشه توانایی تشخیص خوب و بد رو داره. مگه نه؟؟؟!!!

 

خب منظورم از این خانه تکانی چیه؟:

تو ادبیاتمون بهش میگن:

چشمها رو باید شست .جور دیگر باید دید.....

 

تو ادبیات عرفانی مون هم بهش میگن:

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم......فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم

 

با کلاسها هم بهش میگن:

مهندسی مجدد یا ری انجینیرینگ:Re-Engineering

 

بزرگان هم بهش میگن:

مراقب افکارت باش که گفتارت میشود مراقب گفتارت باش که  رفتارت میشود مراقب رفتارت باش که عادتت میشود.مراقب عادتت باش که شخصیتت میشود و مراقب شخصیتت باش که سرنوشتت میشود..

 

مذهبی ها هم بهش میگن:

یک ساعت تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت

 

قانون فعالیت های ذهن ناخودآگاه:

ذهن ناخود آگاه شما موجب میشود همه گفته ها و اعمالتان مطابق با الگویی انجام پذیرد که با تصویر ذهنی و باورهای شما هماهنگ است.

 

ذهن ناخود آگاه شما بسته به اینکه چگونه برنامه ریزی میکنید می تواند شما را به پیش ببرد یا از پیشرفت باز دارد.

 

توی این خانه تکانی ذهن و رفتار چه اتفاقاتی میافته:

 

*بعضی باورهاوذهنیتها رو باید تمیز کرد و غبار زمان رو ازش دور کرد ،سر و سامانی داد ، خیلی محکم تر اوونها رو حفظ کرد و بهش بها داد.چه باورهای قشنگی داشتیم که به مرور زمان و دود زندگی یکنواخت سیاهی بهش نشسته و باید با چاشنی خاطره سر و سامانی بهشون داد و دوباره در ردیف اول قفسه باورهامون قرار بدیم

 

** بعضی از اوون باورها رو که اتفاقا از بس بهشون عادت کردیم خیلی هم دم دست قرار گرفتند و همیشه مزاحمی برای دیدن باورهای قشنگمون هستند،باید برای همیشه فراموش کرد و در زباله دان فراموشی قرار داد.

 

***اگر خوب به این باورها دقت کنیم میبینیم که بسیاری از رفتارهایمان ناشی از باورهایی است که از انها بیزار هستیم.ولی از بس در درون نا خود اگاهمان به انها عادت کردیم وجود انرا فراموش کرده ایم.

 

جالب است که در این کنکاش متوجه رفتارهایی میشویم که به دلیل انتقام از کسانیکه در حق ما ظلمی کرده اند و به انها دسترسی نداریم به طور ناخوداگاه از اطرافیانمان انتقام میگیریم.!در صورتیکه آنها شاید خیلی هم ما را دوست داشته باشند ولی این نفرت به قدری در درون ما نفوذ کرده که علاقه انها را نه تنها درک نمیکنیم بلکه به طریقی سعی در ازردن انها داریم.

 

**** مثل اینکه  مطلب داره پیچیده میشه.

 

****ضمنا اگر خوب دقت داشته باشیم با تفکراتی در درون خود مواجه میشیم که اتفاقا خیلی هم به کارمان امده و در برابر مشکلات زیادی از اونها استفاده کردیم ولی از بس که همیشه در دسترسمون بوده قدرش رو ندونستیم و فراموشش کردیم و گذاشتیمش کنار. و حالا که با مشکل مواجه میشیم یادمون رفته که چه ابزار خوبی رو کنار گذاشتیم و میتونستیم ازش استفاده کنیم. حالا که داریم افکارمون رو زیر و رو میکنیم خوبه که دوباره اون باورها و ابزارها رو گرد گیری کنیم و ازشون استفاده کنیم

                                                       منبع:اینترنت