اخبار پوشاک و طراحی ودوخت آذربایجان غربی
افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند ، بلکه کارها را بطریق متفاوت انجام میدهند ...
شنبه ٢۱ اسفند ۱۳۸٩
گفتگو با خانم نصرالهی مدیرکل دفتر صنایع نساجی وپوشاک ... نظرات() 

س ـ در ابتدا درخصوص تاریخچه فعالیت صنایع نساجی در ایران و اقداماتی که برای بهبود وضع این صنعت انجام شده است صحبت بفرمائید ؟
ج ــ  صنعت نساجی قبل از سال 57 از صنایع بسیار بزرگ در صنایع کشور محسوب می شد و خیلی از کارخانجات بزرگ که نساجی بودند به دلایل مختلف بعد از سال 57 مدیریتهایشان تحت پوشش مدیریتهای دولتی درآمد . این دلایل شامل عدم حضور مدیرانشان ، بدهیهایی که بانکها داشتند ، ... این کارخانجات تحت پوشش سازمان صنایع ملی و بعد از آن بنیاد مستضعفان ، بنیاد شهید و بانکها .
همه این کارخانجات بالای هزار نفر کارگر داشتند . متاسفانه در سنوات قبل ، ‌به ویژه در زمان جنگ با توجه به مشکل اشتغالی که داشتیم مسئله اشتغال را با این کارخانجات بزرگ که ازجمله کارخانجات نساجی بود مقداری حل می کردند و بعضا کارگرانی را به این کارخانجات اضافه کرده بودند بدون آنکه تولید در این کارخانجات افزایش یابد .
تا زمانی که محدودیتها بود و ارز یارانه ای داده می شد و محدودیت واردات و ... بود فروش آنها بصورت کپنی انجام می شد و این مشکلات در این کارخانجات بروز نمی کرد .  سال 76 و 77 که می توان گفت مصادف شد با زمانی که واردات کالا تقریبا زیاد شد و تعداد کارخانجات موجود اضافه شد و ارز یارانه ای برداشته شد این مشکلات بصورت عدم سود دهی در این کارخانجات بزرگ یا صنایع نساجی بروز کرد . در این سالها بود که به شدت با تنشهای کارگری در این کارخانجات روبرو بودیم . که بعداز بررسی این نتیجه حاصل شد که بیشتر این کارخانجات زیانهای هنگفتی را متحمل شدند که منجر شد به اینکه قانون بازسازی و نوسازی صنایع نساجی را تدوین کرده و اجرای آنرا آغاز کردیم .
پس آن زمان تقریبا شدیدترین موقع از نظر بحرانهای کارگری بود .
زمانی که بحث بازسازی و نوسازی صنایع نساجی مطرح شد دور اول اقدامات در این زمینه یعنی سال 79 که از ارز فاینانس استفاده می کردیم ، 75 واحد بحرانی را در کشور شناسایی شد که 60 درصد از این تعداد واحدهای تحت پوشش ارگانهای دولتی و عمومی بوده اند . در این سال برای این منظور 100 میلیون دلار ارز فاینانس اختصاص یافت . قدمت ماشین آلات بیشتر این کارخانجات به 40 سال پیش برمی گشت و بیشتر هم در سیستمهای پنبه ای و فاستونی یعنی سیستمهای بزرگ در صنعت نساجی بودند . بحث بازسازی در این کارخانجات شروع شد .
مطالعات بعد از آن ، یعنی دو سال بعد درخصوص مطالعات قانون بازسازی و نوسازی صنایع نساجی این نتیجه را حاصل کرد که این اقدامات در کارخانجات خصوصی بیشتر نتیجه می دهد تا کارخانجات دولتی و علت آنهم این بود که دولتیها درگیریهای اجتماعی داشتند و کارهایی که خصوصی ها می توانستند انجام بدهند در واحدهای تحت پوشش خیلی با اشکال برخورد می کرد .
بطور مثال یکی از کارهایی که باید در این صنعت انجام می شد این بود که سطح تحصیلات کارکنان افزایش یابد و مستلزم آن بود که کارگران قدیمی به نحوی صحیح از کارخانه منفک شوند و کارگران با سطح سواد بیشتر اضافه شوند و این کار در استانها برای کارخانجات خصوصی راحت تر انجام می شد و کارخانجات دولتی را مجبور می کردند با همین کارگران به تولید ادامه دهند .
با همه این تجارب سالی که قرار بود قانون بازسازی و نوسازی اجرا شود به این نتیجه رسیدیم که اگر برخی از کارخانجات از توجیه اقتصادی خارج شده اند اصرار نداشته باشیم آنها به تولید خود ادامه دهند بلکه اجازه بدهیم آنها کوچک سازی شوند و در کنار واحدهایی که امکان توسعه دارند آنها را توسعه دهیم . نتیجه آن شد که بعد از 5 سال که بحث بازسازی صنایع نساجی رو داشتیم تعدادی از کارخانجاتمان کوچک‌سازی یا ادغام شده بودند ولی در کنار بخشهای خصوصی خوب در صنعت نساجی بسیار رشد کردند . بنابر این در مجموع براساس آمارهای مستندی که داریم برای واردات الیاف در کشور که فقط در کارخانجات نساجی تولید می شود سالانه 20 درصد رشد تولید را برای صنعت نساجی حفظ کرده بودیم ضمن آنکه کارخانجاتمان هنگام آغاز اجرای این طرح حدود 50 درصد از تولیداتمان مربوط به بخش دولتی بود و زمانی که اجرای طرح تمام شد این سهم رسیده بود به 10 تا 15 درصد یعنی حدود 90 درصد از تولیدات صنعت نساجی به بخش خصوصی تعلق گرفته بود ، تغییر در کیفیت تولیدات داده شده بود ، بطور مثال اگر نرم تولیدات ما در نخهای پنبه ای نمره 20 بود بعد از اجرای طرح نخ نمره 30 و 40 که نخهای مطلوب در صنعت نساجی است به وفور تولید می شد .

س ـ دقیقا از چه سالی برنامه بازسازی و نوسازی آغاز شد و روند آن تاکنون چگونه بوده است ؟
ج ــ از سال 80 به مدت 5 سال برنامه بازسازی و نوسازی صنایع نساجی دنبال شد . در آن زمان صنایع نساجی بعد از اینکه در سال 77 ارز یارانه ای صنعت نساجی قطع شد ، مشکلاتی که در درون صنعت نساجی بعلت ارزهای یارانه ای پنهان مانده بود بروز کرد . این آشکار شدن مشکلات صنعت نساجی بصورت تشنجات کارگری ، عدم پرداختهای حقوقها و ... بود بنابر این اجرای طرح یادشده چند نتیجه داشت . سطح تحصیلات در کارکنان این صنعت بطور چشمگیری افزایش یافت ، مدیریتها از مدیریتهای دولتی به مدیریتهای خصوصی تبدیل شد ، بحث کیفیت محصولات صنایع نساجی حدودی که امکان داشت ارتقا یافت ، تغییراتی که در نخهای پنبه ای و اقداماتی که در طراحی پارچه و فرش ماشینی و... انجام شد که همگی اقداماتی بود که به تبع ، تنشهای کارگری هم به نسبت آنچه که در سال 80 شروع شده بود به حدود 20 درصد کشیده شد که از آن 75 کارخانه بزرگ که طرح اصلاح ساختار آنها را در کنار واحدهای توسعه ای دیگر داشتیم ، حدود 15 واحد دیگر مانده که مهندس محرابیان دستور تدوین جدولی برای آنها را داده‌اند که بعد تعیین شود برای آنها چه اقداماتی باید صورت گیرد .
نکته دیگر اینکه زمانی که این مطالعات در ایران انجام می‌شد ، مطالعات مشابهی را در هندوستان و چین هم انجام دادیم و مشخص شد که آنها هم همین اقدامات را کردند . هند هم در دوره ای شروع به اصلاح ساختارهایی را درباره صنعت نساجی انجام داد و در این برنامه بخشهای خصوصی را افزایش داد و بخشهای دولتی را کم کم جمع کرد و به همین اشکالات ما خوردند و درجاهایی بیش از آن نتوانستند پیش بروند و مثل ما که از 75 واحد 60 واحد را اصلاح کردیم و 15 تا باقی ماند ،‌ آنها هم تا حدودی جلو رفتند و در برخی واحدها متوقف شدند که طی سالهای مختلف آنها را اصلاح کردند و همچنین در کارخانجات خصوصی بیشتر این اقدامات را انجام داده ب

س ـ  آخرین وضعیت آماری فعالیتهای حوزه صنایع نساجی و پوشاک را بیان کنید ؟
ج  ــ   آمار صادرات این بخش از سال 81 رشد نسبی داشته ایم . از 470 میلیون تا 550 میلیون دلار صادرات صنایع نساجی ، پوشاک، چرم و کفش دربخشهای مختلف صنعت نساجی است شامل الیاف ، نخ ، پارچه ،‌ پوشاک ، فرش ماشینی ، موکت ، چرم و کفش . بیشتر این صادرات هم مربوط به البسه ، فرش ماشینی و موکت است . امیدواریم اقداماتی صورت دهیم که رشد این صنعت به سمت صادرات با ارزش افزوده بیشتر یعنی پوشاک سوق پیدا کند . با توجه به فضای بسیار رقابتی که در دنیا درخصوص کالاهای نساجی وجود دارد بحث کیفیت و قیمت تمام شده بسیار مهم و موثر است که توجه بیشتری را می طلبد که بحث جوایز صادراتی و نیز بحث پرداخت به موقع این جوایز می تواند خیلی در این امر موثر باشد . اگر این جوایز با فاصله یک سال و نیم پرداخت شوند آن تاثیری که باید بر صادرات داشته باشد نخواهد داشت همچنان که در حال حاضر نیز بسیاری از صادرکنندگان از این تاخیر در پرداخت گله مندند .

س ـ رشد صادرات در این صنعت در سال گذشته چگونه بوده است ؟
ج ــ  میزان صادرات محصولات صنایع نساجی در سال 86 تقریبا با سال 85 برابر بوده‌ و رشد زیادی نداشته است و حتی در سه ماهه اول امسال صادرات ما نسبت به مدت مشابه سال گذشته کاهش داشته است و امیدواریم در دو ماه آینده بتوانیم این کاهش‌ها را جبران کنیم .

س ـ علت رکود و نیز مشکلات در سالهای 85 و 86 در این صنعت چه بوده است ؟
ج ــ  اولا بحث اصلاح ساختارها طی این سالها به‌طور جدی پیگیری نمی شد و از اوایل امسال به این مقوله بیشتر پرداخته شد و پیگیری250 میلیون دلاری که داریم از بانکها با شدت بیشتری انجام شد . ضمن اینکه اصولا وقفه‌ای که ایجاد می‌شود بانکها هم با آن شدتی که درباره این مقوله اقدام می کردند این شدت  را کاهش می دهند . برخی از مسائل در بحث واردات کالاهای نساجی به کشور و نیز واردات قاچاق و ... این عوامل بازارهای صنایع نساجی را دچار مشکل کرد . این اقداماتی که درباره فضای خارج هم انجام می شود بر بحث تولیدات صنایع نساجی و حتی صادرات این صنایع بسیار موثر است . وقتی صادرات کم شود بر بازارهای داخلی فشار وارد می آید و این فشار بر سرمایه گذاری ها هم تاثیرگذار است .
بررسی واردات الیاف هم نشان داده است که رشد حدود 20 درصد در رابطه با واردات الیاف مصنوعی که در صنعت نساجی کاربرد دارد را داریم و رشد آن متوقف نشده و حتما نیاز به حمایتهای ویژه ای دارد که این رشد آن کمی افزایش یابد و در این زمینه باید هدف‌گذاریهای ما برای رشد 40 درصدی باشد تا رشد 20 درصدی حفظ شود .
کمبود مواد اولیه داخلی هم به صنعت نساجی مشکل ساز شده است .

س ـ وضعیت کلی صنعت چرم چگونه است ؟
ج ــ  در صنعت چرم با توجه به سهم یک درصدی که از نظر جمعیت در دنیا داریم ، سهم کشور را در صنعت چرم جهان به میزان همان یک درصد حفظ کرده ایم . ظرفیت اسمی چرم سبک ما 146 میلیون فوت مربع است و ظرفیت اسمی چرم سنگین 100 میلیون فوت مربع است . در بخش چرم سبک به علت داشتن پوست گوسفندی و مواد اولیه به اندازه کافی ، حدود 70 درصد ظرفیت فعال هستیم اما در چرم سنگین که پوست گاوی شامل آن می شود و در این زمینه در داخل کشور کمبود مواد اولیه داریم و در رابطه با واردات آن هم مشکلاتی مانند قرنطینه و بیماریهای دامی و ذبح شرعی و ... وجود دارد بنابراین با ظرفیت کمتری یعنی 30 تا40 درصد فعال هستیم . مجموع ظرفیت این دو بخش به حدود 50 درصد می رسد . سهم ایران در تولید جهانی ، برای چرم سبک 45 / 1 درصد و برای چرم سنگین 4 / 0 درصد است .
هم اکنون 280 واحد دارای پروانه بهره برداری در این بخش فعال است . صادرات 5 ساله کراست چرم و محصولات چرمی به این صورت بوده است : سال 82 بالغ بر 88 میلیون دلار بوده است ، در سال 83 بالغ بر 91 میلیون دلار ، سال 84 معادل 102 میلیون دلار ، سال 85 به میزان 119 و سال گذشته 120 میلیون دلار بوده است .
در زمینه کفش نیز 494  واحد دارای پروانه بهره برداری داریم . صادرات کفش ایران نیز در سال 81 به میزان 69 میلیون دلار ، سال 82 بالغ بر 91 میلیون دلار ، سال 83 به میزان 44 میلیون دلار ، سال 84 بالغ بر 78 میلیون دلار ، سال 85 به میزان 74 میلیون دلار و سال گذشته 87 میلیون دلار بوده است .
در زمینه فرش ماشینی نیز قابل ذکر است که 500 واحد در این بخش فعالند که البته 20 درصد از این تعداد بیش از 80 درصد تولید فرش ماشینی را برعهده دارند و 80 درصد واحدهای باقیمانده واحدهای چندماشینه در شهرستان کاشان هستند .

س ـ وضعیت تعرفه ها در صنعت نساجی و پوشاک چگونه است ؟
ج ــ  حدود 1007 تعرفه مربوط به این صنعت موجود است . این تعرفه ها شامل تعرفه های الیاف ، نخ و کالاهای نهایی هستند . بطور کلی الیافها که مواد اولیه مصرفی در صنعت نساجی و چرم هستند بین 4 تا 10 درصد است . تعرفه کالاهای واسطه ای مثل نخ نیز باتوجه به اینکه کارخانجات ریسندگی افزایش یافتند و نیاز ما به نسبت سالهای گذشته کاهش یافته است ، بین 15 تا 10 درصد تعیین شده اند و تعرفه کالاهای نهایی مانند پارچه 70 درصد ، چادر مشکی 20 درصد ، پوشاک و کفش 100 تا 120 درصد است . برای واردات چادر مشکی نمی توان تعرفه بسیار خاصی تعیین کرد . آمارها نشان می دهدکه واردات ازمحل این تعرفه بسیار کاهش یافته و رشد غیر منطقی در این بخش ایجاد شده است .

س ـ مصرف سالانه چادر مشکی در ایران هم اکنون چه میزان است ؟
ج ــ  واردات رسمی ما در شرایط عادی باید بین 20 تا 25 میلیون متر باشد اما برآورد نیاز مصرفی ایران سالانه50 میلیون متر است که بصورت برآوردی20 تا 25 میلیون متر آن از محل واردات تامین می‌شود و مابقی آن بصورت واردات چمدانی و کالای همراه مسافر خریداری می‌شود .
واردات پارچه چادر مشکی در سال 84 مبلغ 16 هزار تن معادل 75 میلیون دلار ، سال 85 بالغ بر 22 هزار تن معادل 84 میلیون دلار ، گذشته نیز 31 هزار تن بوده است .
 
ـ چه تعداد کارخانه در کشور وجود دارد که پارچه چادر مشکی تولید می کنند و تولید سالانه آنها چقدر است ؟ چه برنامه ای برای توسعه این تولید تدوین شده است ؟
ج ــ  کارخانجات اولیه فعال در این زمینه دو کارخانه کرپ ناز و حجاب شهرکرد که پارسال هم کارخانه نای زرین در خوانسار در بحث بافندگی به این دو مجموعه اضافه شده است . طراحی دو کارخانه اولیه برای تولید چادرمشکی با کیفیت متوسط صورت گرفته بود که هم اکنون عمده تولیدشان در زمینه تولید پارچه‌های دیگر اختصاص یافته است . آنها معتقدند که پارچه چادر مشکی تولیدیشان به خوبی در بازار به فروش نمی رسد . یکی از بحثهای مهم در زمینه پارچه چادر مشکی بحث فروش و بازار آن است . هم اکنون بازار کشور ما در این زمینه در دست واردات است و تولیدات باید تلاش بسیاری داشته باشد تا بتواند رقابت کند .
میزان تولید داخلی چادرمشکی سالانه 2 تا 3 میلیون متر است ولی ظرفیت این کارخانجات سه برابر این میزان است که به تولید پارچه های رنگی اختصاص یافته است .
ظرفیت کارخانه حجاب شهرکرد 10 میلیون متر است که 25 درصد آن به تولید چادر مشکی اختصاص یافته است . تعرفه پارچه های رنگی 70 درصد و چادر مشکی حدود 20 درصد است که این خود یکی از عوامل بی انگیزگی تولید کنندگان چادرمشکی در داخل کشور است .

س ـ تعداد کارخانجات تولید کفش و میزان تولید این محصول چقدر است ؟
ج ــ  در بحث کفش نیز همان مسائلی را داریم که در بخش نساجی داریم . بحث اینکه فروش محصولاتمان با توجه به واردات کالاهایی که دارد انجام می شود بسیار مشکل است . در چند سال اخیر خیلی در زمینه کیفیت کارشده است . دوسال قبل در واردات کفشهای چینی به شدت به تولیدات داخلی صدمه وارد شد ولی اقدامی که کردیم این بود که در سال 84 از اولین ادارات کلی بودیم که با هماهنگی با گمرکات حداقل حقوقهای ورودی ریالی را گذاشتیم که این منجر شد که کالای با کیفیت پایین کمتر وارد شود و به این ترتیب بخشی از مسائل واحدهای کفش و نساجی ما در این زمینه حل شد . در دو سال گذشته کلاسهای آموزشی در بخش کفش با انجمنهای کفش کشور و نیز ایتالیا مشترکا برگزار کردیم . مشکل جدی دیگری که در بخش نساجی و کفش گریبانگیر ماست آن است که بعلت فضای رقابتی شدید که درباره کالاهای نساجی وجود دارد صنایع نساجی نمی توانند قیمتهای خود را متناسب با نرخهای تورم افزایش دهند .

س ـ درخصوص میزان تولید پنبه و مسائل و مشکلات و برنامه‌ها درباره این محصول صحبت بفرمائید ؟
ج ــ  پنبه که مهمترین ماده اولیه سیستم پنبه ای ما در ایران سابقه تولید 240 هزار تن پنبه و سابقه صادرات 126 هزار تنی این محصول را داریم . تولید جهانی پنبه حدود 24 میلیون تن است که همین حدود نیز مصرف جهانی است اما در ایران هم اکنون 60 هزار تن تولید پنبه صورت می گیرد . در عین حال در کشور هم صادرات پنبه داریم هم واردات این محصول چون پنبه از نظر کیفیت و طول الیاف در کشورهای مختلف متفاوت است و کشورهای تولید کننده پنبه که عمدتا صاحب نام در صنعت نساجی هستند برخی از پنبه‌هایی که به کارشان می آید را وارد می کنند و در عوض بخشی از پنبه تولیدی خود را صادر می کنند . اغلب مواردی که داریم 5 تا 10 درصد حقوق ورودی پنبه است .
یکی از دلایلی که سطح تولید پنبه در برخی از این کشورها بالاست حمایتهای دولتی از کشت این محصول است . با توجه به مقررات سازمان تجارت جهانی در سالهای اخیر یارانه ها مقداری کمتر شده است . یارانه های بخش کشاورزی براساس ضوابط جدید این سازمان همچنان رو به کاهش است . همه این عوامل باعث شده در سالهای اخیر قیمتهای جهانی این محصول نیز افزایش یابد . قیمت جهانی این محصول درحال حاضر 7 / 1 دلار است . یعنی در روند 10 تا 12 ساله حدود 40 درصد قیمت جهانی پنبه افزایش یافته است .
از نظر وزارت صنایع و معادن کشت پنبه بسیار اهمیت دارد چون مهمترین ماده اولیه سیستم پنبه ای ماست که بزرگترین سیستم صنعت نساجی ایران است و حیات ما به پنبه بستگی دارد و در مرحله اول پنبه داخلی برای ما اهمیت دارد . همکاران ما در وزارت جهاد کشاورزی هم می دانند که پنبه ای که در دنیا تولید می شود از حمایت های خاص آن دولتها بهره مند است . در وزارت جهادکشاورزی ایران هم در حال حاضر حمایتهایی صورت می گیرد اما این که چه کشتهایی در اولویت باشند نیز باید مورد توجه باشد . پنبه تولید ایران الان نیاز به حمایت یارانه ای بیشتری دارد . در بحث کشت پنبه اگر 2 برابر این میزان هم در داخل تولید شود به راحتی از طرف کارخانجات ریسندگی به نرخ تضمینی خریداری خواهد شد .
ظرفیت اسمی واحدهای ریسندگی پنبه‌ای و الیاف مصنوعی هم اکنون 300 هزار تن است که با 225 هزار تن مواد اولیه 205 هزار تن تولید دارند و این درحالی است که میزان مصرف پنبه بین 150 تا 160 هزار تن و الیاف مصنوعی 60 تا 70 هزار تن می باشد .
علیرغم افزایش حقوق ورودی پنبه در دو سال اخیر تولید پنبه داخلی کاهش و با وجود خریداری شدن کل پنبه داخلی ، میزان واردات این محصول افزایش یافته است .
ما معتقدیم با توجه به واحدهای خصوصی خوبی که در صنعت نساجی فعالند ، صنعت نساجی ایران وارد تجارت جهانی شده است و حتی از بعضی از امتیازات آنهم استفاده نمی کند . از این نظر به تجارت جهانی وارد شده است که برای فضای رقابتی داخلی و خارجی فضای رقابتی یکسانی است در رابطه با کشورما که وارد شده و کشورهای دیگری که وارد نشده اند . زمانی که وارد تجارت جهانی شویم بعضی از تعرفه هایی که الان صادرکنندگان ما به برخی از کشورها پرداخت می کنند از آن برداشته می‌شود . برخی از صادرکنندگان ما برای صادراتشان به برخی کشورهای اروپایی تعرفه پرداخت می کنند .
هم اکنون اگر وارد واحدهای بخش خصوصی فعال در صنعت نساجی که از ابتدا توسط بخش خصوصی پایه‌گذاری شده‌اند شویم ، محسوس است که به خوبی درحال تولید و توسعه مناسب خود هستند . مسائل ومشکلاتی دارند اما این مسائل ، مشابه مسائلی است که در صنایع دیگر مشاهده می‌شود .
پس صنایع نساجی از نظر بخش ارزش افزوده و بخش سود مناسب اگر توسط بخش خصوصی توانا که همه شرایط خود را به خوبی بررسی می کند انجام بدهد جزو صنایع اشتغال‌زای سودآور است .
محصولات داخلی این صنعت به ویژه آن محصولاتی که توسط بخش خصوصی تولید می شوند ، از نظر کیفیت با محصولات خارجی قابل رقابت هستند .

س ـ درباره مسئله برند این صنعت چه تدابیری اندیشیده‌اید ؟
ج ــ  یکی از برنامه‌های ما همین مسئله است . در زمینه نخ برند داریم ، زمانی که می خواهیم به بخش پوشاک و کالاهای نهایی وارد شویم بحث برند مقوله بسیار مهمی است . خوشبختانه در توسعه بخش پوشاک به بحث برندسازی توجه بیشتری می شود . در حال حاضر نیز هم ما و هم تولیدکنندگان ما به این مسئله توجه ویژه‌ای دارند . یعنی شرایطی فراهم شده است که آنها معتقدند تولیدی که انجام می دهند اگر تحت پوشش برند نباشد بعدا دچار مشکل خواهند شد .

س ـ نظر شما درباره نقش مد در صنعت نساجی چیست ؟ برای این مقوله در صنعت

 

برای این مقوله در صنعت پوشاک چه برنامه‌ریزیهایی دارید ؟
ج ــ  مد در صنعت نساجی و پوشاک نقش و جایگاه بسیار مهمی دارد . خوشبختانه قانون مد و لباس را مجلس هفتم تصویب کرد . این قانون با بحث طراحی و تولیدات کالاهایی که باید با عرف و عقاید و ارزشهای جامعه همخوانی داشته باشد مرتبط است و ما تصمیم داریم به شدت از این قانون در رابطه با ایجاد واحدهای طراحی مد و لباس در صنایع نساجی و پوشاک استفاده کنیم . یکی از وظایفی که در این قانون برای وزارت صنایع و معادن لحاظ شده است استفاده از طراحان و بحث مد در کارخانجات نساجی است . براساس اقداماتی که تاکنون انجام شده است ، در چند دانشکده بحث طراحی در بخش کالاهای نهایی و نیز پارچه تدریس می‌شود و فارغ التحصیلانی نیز داشته‌ایم . در ماههای اخیر در چند مورد انجمن طراحان ایجاد شده است . این طراحان و کسانی که در بحث مد فعالیت می کنند انجمنهایی را تشکیل داده‌اند . ما نیز بسیار پیگیر آن هستیم که از کسانی که در این حوزه فعالند در کارخانجات نساجی استفاده کنیم . و بسیار در تلاشیم که تنوع در محصولات به خوبی صورت بگیرد .

س ـ آیا مدیریت واحدهای نساجی مدرن هستند یا سنتی قبلی ؟
ج ــ  کارخانجات دو دسته‌اند . کارخانجات جدید و کارخانجاتی که از طریق بخش خصوصی ایجاد شده‌اند که بسیار مدیریتهای مدرنی دارند و با مسائل روز علمی هم رو به جلو حرکت می کنند . کارخانجات نساجی جزو اولین واحدهایی بوده‌اند که همه دستگاههای خود را به سیستم کامپیوتری مجهز کردند و با این سیستم کنترل و عیب یابی می‌کردند .  کارخانجات قدیمی تر فعال در این صنعت هم خود را مقداری به روز کرده‌اند اما نه به طور کامل . 

س ـ هم اکنون در این صنایع چه تعداد واحد بحرانی وجود دارد ؟
ج ــ  واحدهای بحرانی که به هر حال باید اصلاح ساختار در داخل آنها صورت گیرد حدود 20 واحد است .

س ـ هم اکنون وضعیت تولید کفش ملی چگونه است ؟
ج ــ  کفش ملی دیگر تولید نمی‌کند و از حالت تولیدی خارج شده است . این واحد هم اکنون کفشها را از سایر تولیدکنندگان می‌گیرد و در داخل این مغازه‌ها به فروش می‌رساند . این سیستم ، سیستم خوبی است و کارخانجات ما که تولید می‌کنند می‌توانند از این فروشگاهها برای عرضه محصول خود استفاده کنند. هم اکنون مدیریت و مالکیت این فروشگاهها در دست سازمان بازنشستگی کشور است. از این سازمان درخواست کردیم این فروشگاهها کماکان در خدمت کفش باقی بماند و برند کفش ملی را حفظ کنند .

س ـ در واحدهای نساجی هم اکنون چقدر مشکل نقدینگی وجود دارد ؟ چه اقداماتی برای تامین نقدینگی صورت گرفته است ؟
ج ــ  این مشکل در واحدهای نساجی الان حرف اول را می زند . مدتی است که با هر کدام از سیستمهای بانکی که صحبت می‌کنیم تنها جوابی که دریافت می‌کنیم عدم کمک و همکاری است . مدتی است که بانکها درباره این مسئله به شدت افت کرده‌اند و نقدینگی نمی دهند . قبلا واحدهای خصوصی خوب ما در تعامل با بانکها مشکلی نداشتند اما الان همان واحدها هم مشکل دارند و موفق نمی‌شوند تسهیلات دریافت کنند . البته با تزریق 5 میلیارد دلاری که مهندس محرابیان اعلام کردند ، مشکل نقدینگی ما تا حدود زیادی برطرف می‌شود .

س ـ مشکل عمده صنعت نساجی در بخش واردات چیست و چه تمهیداتی برای آن اندیشیده شده ؟

 

ج ــ  در سالهای اخیر با حداقل حقوق ورودی ریالی که گذاشته‌ایم توانستیم تا حدودی از ورود کالاهای بی کیفیت به کشور جلوگیری کنیم اما همچنان درگیر بحث واردات کالا بصورت قاچاق هستیم . واردات کالا از طریق مبادی گمرکات و مناطق ویژه و بازارچه های مرزی نیز از دیگر مسائل مبتلا به این وصنعت است . تصور می‌شود علیرغم وضع تعرفه‌های مختلف برای واردات محصولات نساجی ، در عمل در رابطه با واردات این دست از کالاها هیچگونه محدودیتی

ـ برای بحث تبلیغات و معرفی محصولات داخلی صنعت نساجی چه اقداماتی شده است؟
ج ــ  در چند سال اخیر برای این مقوله نیز اقداماتی صورت گرفته است . در بحث تبلیغات و استفاده از تولیدات داخلی و معرفی محصولات صنایع نساجی به مردم فعالیتهایی درحال انجام است . یکی از این کارها برپایی نمایشگاهی است که در شهریور و مهر امسال قرار است برگزار شود و هم اکنون از نساجی‌ها درخواست کرده‌ایم که کالاهای خود را عرضه کنند تا مردم با توانایی‌های صنعت نساجی کشور آشنا شوند .

 

  از پورتال وزارت صنایع ومعادن

سه‌شنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸٩
پوشاک مردان آذری ... نظرات() 

پوشاک مردان:مردان نیز مانند زنان آداب و رسوم خاص خودرا دارند ، وتا قبل از کشف حجاب رضا خان همه مردان اذر بایجان مخصوصا خوی ،تبریز،اردبیل،زنجان وبه ویژه بازاریان حتما از کلاه استفاده میکردند بعضی از مردم مانند تجار و بازرگانان از کلاه های پوستی ومدل قفقازی  استفاده میکردند و طبقات مختلف اجتماع بسته به کار و حرف خود از کلاه های مختلف استفاده مینمودند. البته این کلاه ریشه در فرهنگ دیرینه مادارد وبعد از ظهور اسلام علما ودانشمندان وروحانیان به جای کلاه   عمامه برسر گذاشتند . در زمانهای قدیم کلاه برای مرد در حکم چادر برای زن بود این موضوع آنقدر مهم بود که مردان در منزل نیز کلاه مخصوص استراحت یعنی همان عرقچین  (کلاه پارچه ای )برسر میگذاشتند. البته در فصول سرد نیز به جای آن از کلاه دست بافت پشمی استفاده میکردندوشاید به همان خاطر رضاشاه اپتدا کلاه  فرنگی (کلاه شاپو)که در منطقه به سیلیندر معروف شده بودرابه جای کلاه بومی مرسوم نموده وسپس کلاه گذاشتن در بین مردان علی الخصوص کارمندان دولت برچیده شد.البته قشر بازاریان وروحانیان از این نظر متمایز بوده اند و در همین دوره اکثر بازاریان مخصوصا از کلاه پوستی و کلاه قفقازی که همان باشلق مادی ( منسوب به قوم ماد ) میباشد استفاده می کردند.

لازم به ذکر است که علاوه برکلاه  یقه کت (کت کلمه انگلیسی ونیز مالباسی به این اسم در بین لباسهای سنتی مان نداریم) یا همان قبای مردان که اولین لباس رسمی جهان ولباس جنگ نیز به شمار میاید. نیز در زمان رضاخان دچار تغییر وتحول شد وآنهم این بود که یقه  ایستاده یا یقه محمدی جای خودرا به یقه انگلیسی (یقه فعلی کت مردانه)دادوبدین گونه مردان بیکباره لباس سنتی را با کت انگلیسی عوض کردند.

از جمله لباس های متداول مردان چوخا ، جوبه ، قبا ، پتاوا  (مچ پیچ یا مچ بند ) ، جوراب ، چکمه وکفش ، کمربند   وشال مخصوص بازرگانان (برای گذاشتن پول) ، انواع کلاه ،کوینک (پیراهن) ، جلیققا (جلیقه)، شال دست باف و کارگاهی ، ارخالیق  و شلواربوده است.

جنس لباس مردان از کرک ، پشم ، کتان ، پنبه ای ، پوست وچرمی بوده است.

طرح وبافت پارچه های مردان از پارچه های ترمه باطرح بته جقه ای کتان وکرباس راه راه وآبی ونیلی وسفید رنگ بوده است.

استفاده از شال پرپشت و پرچین و عمامه در بین ترکها مورد توجه نبوده است واین مورد تنها ویژگی متمایز کننده پوشاک مردان ترک وکرد میباشد.

کردها بر عکس ترکها در طی قرون متمادی از عمامه (چپیه مانند وچهارخانه سفید ومشکی  ) وشال کمر پهن وعریض از پارچه های گلدار وساده استفاده می کردند، در صورتی که ترکها همانند اجداد باستانی خود از دیر زمان از کمر بندی سگگ دار استفاده میکنند.مردان این منطقه استفاده از کمربند را نشانی از حمیت ومردانگی میدانند.

پوشاک مردان بطور کلی عبارتند از:                             

بورک : کلاه از هرنوع وهر جنس

تیفتیک بورک: کلاه پشمی مخصوصی که از موی بز ویا موی زیرین گوسفند تهیه میشود.

جلیققا(جلیقه) : کت بی آستین وجلو باز برای پوشیدن از روی پیراهن  وغیره ، قسمت جلوی آن از جنس شلوار وپشت از آستری همرنگ شلوار.

جوت ارخا : کت وجلیقه ای ترمه ای که از روی (کوینه ک )میپوشند.

جوراب: آنچه که به پا میپوشند از جنس لطیف یا پشمی  ودست باف

ترمه بورک : کلاه مردان که از ترمه دوخته میشد ومخصوص منزل بود . دور آن یراق دوزی میشد.

پاپاق: کلاه از همه نوع در معنی مجاز هم به کار گرفته می شود نشان از مردی ومردانگی است.

پته وا : بندهای پهنی که از پشم بافته می شود و مردان روستایی و مسافران به دور پاهای خود تا زانو می پیچند.

پوتون: کفشهای چرمی ساقه بلند وبندداری که مخصوص سربازان وکوهنوردان است.

شاپو: کلاه های مردانه از جنس ماهوت با دور لبه گرد.

شیخ بورکو: کلاه های نیم دایره ودست باف بدون هرگونه آهار وزینت مخصوص افراد مسن و معتمد.

عبا: لباس بلند وبا یقه ایستاده ودر بالا تنه تنگ ودر پایین تر کمی گشاد میشود .

عرقچین : کلاه سفید ودست دوزی که از زیر عمامه گذاشته میشود.

کاسکت: کلاههایی نیم دایره با آفتاب گیری در قسمت مقابل آن .

کئچورقان : جورابهای بدون کف  وتا زیرزانو از جنس نمد که در انتهای آن دوبند بلند وجود دارد برای بستن جوراب به پا .

کورچ: پالتو هایی که از پوست گوسفند تهیه میشود ، برای تهیه این لباس پوست گوسفند از پشم جدانشده  وبهمان حالت نمک سود کرده وخشک میکنند.

کوکوله ته : پالتو هایی که دارای کلاه از جنس خود هستند  ودور کلاه  وآستین ها پردوزی ویا پوست دوزی شده است . این لباس جزو لباسهای باستانی است وبیشتر در تن سکائیان دیده شده است.

کوله جه : ارخایق مانندی که از پارچه های نازک دوخته شده باشد در قسمت پشت لباس دامن به کمر چین میخورد.

کوینه ک: هما ن پیراهن امروزی بااین تفاوت که یقه کوینه ک سنتی یقه ایستاده ویا یقه محمدی میباشد.

قافقاز بورکی : (کلاه قفقازی) کلاه پوستی با برگرد هایی در رو پیشانی و گوش وگردن که در سرما این برگردها باز شده واز بدن محافظت میکند . در جلو این کلاه بندی تعبیه شده است که در مواقع غیر ضروری این برگردهاروی سر بسته میشود. این کلاه همان باشلق مادی منقوش در تخت جمشید است  که به جای نمد از پوست  استفاده شده است و امروزه هم در مناطق سردسیر مورداستفاده قرار میگیرد.طرح این کلاه  اولین کلاه جنگ نیز هست بدین صورت که به جای پوست وپشم از فلزات استفاده میکردند.

شلوار: شلوار معمولا از پارچه های راه راه ویا ساده باگشادی متوسط وبیشتر از رنگهای آبی وسفید  استفاده میکردند.

 

                                                          تهیه وتنظیم از صفورا محمدزاده

یکشنبه ۱ اسفند ۱۳۸٩
روش نوین تدریس دروس مهارتی کاردانش وفنی وحرفه ای ... نظرات() 

بسمه تعالی

یادگیری مشارکتی و شیوه کاربرد آن در امر آموزش

 

مقدمه

مقوله آموزش امری پیچیده، تعهد آور و تخصصی می باشد که می تواند با استفاده از شیوه های نوین تدریس به موضوعی لذت بخش برای معلم و دانش آموز تبدیل گردد. آنچه در ذیل آمده، خلاصه یکسال و نیم تلاش اینجانب برای نگارش پایان نامه دوره کارشناسی ارشد بوده که در ترکیب با تجربه بیست ساله خویش در امر تدریس به صورت مقاله ای چند صفحه ای در آمده است که در این مسیر لاجرم مجبور به حذف بسیاری از قسمتهای تئوریک  آن گردیدم تا به صورت مجموعه ای عملی و کاربردی درآید. در اینجا قبل از شروع هر گونه توضیح بیشتر لازم می دانم که اولا متذکر گردم این شیوه تدریس می تواند تقریبا برای کلیه دروس در تمامی مقاطع کاربرد داشته باشد و ثانیا ازکلیه همکاران تقاضا نمایم در صورت داشتن هر گونه انتقاد ، پیشنهاد یا سوال در مورد این مقاله بطور حضوری یا از طریق تلفن و یا پیامک به شماره موبایل (09144624716) با نگارنده، تماس گرفته و راهنمایی های لازم را ابلاغ و یا دریافت نمایند.                                                                                                                                                             نگاه کلی به وضعیت کنونی امر تدریس در مدارس      آنچه در مدارس ما فعلا رخ می دهد به اینگونه است که هر معلم در دوره راهنمایی و دبیرستان بطور میانگین مسئولیت تدریس 10 کلاس را به عهده دارد و تقریبا هر کلاس نیز حدود 30 دانش آموز را شامل می شود. بنابر این هر معلم وظیفه تدریس حدود 300 دانش آموز را در هر سال تحصیلی متقبل می گردد. نتیجه آنکه هر معلم اگر بخواهد در مسیر روند آموزش  دانش آموزان خویش، آنان را مورد ارزیابی قرار دهد باید بطور میانگین حد اقل هر دو هفته یکبار امتحانی از دانش آموزان اخذ نماید و این به مفهوم به خانه بردن حداقل حدود 300 ورقه امتحانی هر دو هفته یکبار می باشد که بسیاری از همکاران طبعا توانایی اعمال چنین ارزشیابی را ندارند . از طرف دیگر ارزشیابی کم معادل است با   بی خیالی دانش آموزان در مورد آن درس و ضعف دانش آموزان نتیجه حتمی آن خواهد بود وتازه همین     امتحانات هم اگر اخذ شود، عده ای از دانش آموزان نمرات پایینی خوهند گرفت که این می تواند ناشی از تنبلی، کمی سواد و یا نا امیدی آنان از امر یادگیری باشد و همین اوراق امتحانی نیز نمی تواند دلیلی بر یادگیری  پایا از سوی دانش آموزان باشد. وقتی معلم در کلاس تدریس می کند مطمئن نیست که از نفر اول تا آخر چند نفر و آنهم چه مقداراز مطالب درسی او را فرا گرفته اند و دانش آموزان نیز بواسطه ترس و استرس که از معلم و در کل از محیط آموزشی دارند در جواب این سوال معلم که" آیا    مطالب گفته شده را فهمیدید" معمولا ترجیح می دهند که با تایید توسط سرشان و گفتن"بلی" مسئله را فیصله دهند و خود را از محیط اضطراب و استرس خارج نمایند. البته واقعیت این است که بیشترین درصد آموزش، در حین تدریس در کلاس رخ میدهد و این بخش مهمترین قسمت آموزش را تشکیل   می دهد و مابین جلسات آموزشی، حد اکثر کاری را که دانش آموزان معمولا به عمل می آورند، انجام تکالیف محوله از سوی معلم است که آنهم با وجود این همه کتابهای راهنما در بازار معلوم است که به کجا ختم می شود. لذا دانش آموزان مابین این جلسه تا جلسه بعد چندان درگیر مطالب علمی مطرح شده از طرف معلم خویش نیستند.از طرف دیگر، معلم که تمام درس را خودش بیان کرده دچار خستگی مفرط می گردد که در جلسات آخر تدریس در هر روز، برای همه همکاران امری معمولی و عادی است.البته آنچه در بالا بیان شد ، تنها برای معلمینی  است که 24 ساعت در هفته تدریس دارند در حالیکه بسیاری از همکاران تدرسیهای 36 ساعت تا 70 ساعت را نیز در طول هفته انجام می دهند که موضوعات فوق  برای ایشان تشدید شده و عملا معلم را به یک دستگاه پخش صوت تبدیل می کند و در نتیجه امر تدریس و آموزش دچار اختلال می گردد و گاها موجب به خطر افتادن سلامت جسمی همکاران نیز می شود که موارد متعدد آن برای همگان مشهود است.                                                                                  شیوه های کلی آموزش                                               

یک موسسه آموزشی که معمولا از آن به عنوان مدرسه نام برده می شود تنها مجموعه ای از ساختمانها، برنامه های درسی و تجهیزات موجود در آن نمی باشد. اگرچه این موارد مهم هستند ولی مهمترین و اساسی ترین موضوع در هر محیط آموزشی روابط حاکم وتعاملات مابین افراد حاضر در مدرسه      می با شد. معمولا وقتی صحبت از از روابط حاکم بر محیط آموزشی به میان می اید، آنچه به ذهن خطورمی کند، روابطی همچون : روابط مدیر با معلمان و بر عکس، دانش آموزان با معلمان و بر عکس، دانش آموزان با مدیر و معاونان و بر عکس و دانش آموزان با مواد درسی ،می باشد. این در حالی است که یکی از مهمترین قسمتهای این روابط، تعاملاتی است که ما بین دانش آموزان  با دانش آموزان رخ می دهد که از این قسمت می توان به عنوان بخش مورد غفلت واقع شده در امر آموزش نام برد. در حالیکه با استفاده از این روابط و هدفمند نمودن آن می توان تغییرات مفید شگرفی را در امر آموزش ایجاد نمود.اینک با توجه به این مطالب  میتوان نگرش به شیوه های تدریس را در سه بخش کلی زیر تقسیم نمود.                                                                                                         

1- یادگیری انفرادی  2- یادگیری رقابتی 3- یاد گیری مشارکتی

1- یادگیری انفرادی:(Individualistic learning ) در امر یادگیری انفرادی، هر دانش آموز به صورت یک جزیره منفرد و جدا از سایر دانش آموزان عمل می کند و به امر یادگیری می پردازد و سرنوشت آموزشی او ابدا هیچ ربطی با با سرنوشت  همکلاسی خویش ندارد. قبول یا رد شدن( موفقیت یا شکست) او به خود او مرتبط است و سایر دانش آموزان سهمی در آن ندارند. معیار سنجش و ارزشیابی، رسیدن به یک سطح از نمره خاصی است که هر کس موفق به دریافت آن شود، توانسته آن مرحله درسی و آموزشی را بگذراند. این تقریباهمان شیوه ای است که در مدارس ما کاملا رواج داشته و معلمین با آن آشنایی کافی و دیرینه دارند. در جلسات امتحانی نیز هر دانش آموز مسئول نمره خویش است و معلم نیز نگهبان امتحانات آنهاست و عبارت مشهور" تقلب ممنوع" در این شیوه کاملا رایج است.  

 2- یادگیری رقابتی: ( (Competitive learning در این شیوه تدریس، معلم معمولا جایزه و هدفی را مشخص می کند و دانش آموزان  برای رسیدن به آن هدف با یکدیگر رقابت می کنند. از ویژگیهای این روش این است که دانش آموزان از یاد دادن به یکدیگر اجتناب نموده و علیه همدیگر فعالیت      می کنند و به اصطلاح پیروزی خویش را در شکست دیگری می دانند. در اینگونه کلاسها معمولا عده ای بی خیال می شوند زیرا می دانند که هیچوقت شانس برنده شدن در این رقابتها را ندارند و  شور و شوق رقابت مابین عده معدودی به چشم می خورد. این در حالی است که رقابت هنگامی مستحسن است که در فرایند آموزش شخص با خودش رقابت کند و نه با دیگران، چرا که استعدادها متفاوت است و توانایی ها هم همینطور. در این شیوه نیز به هنگام ارزشیابی و امتحان، معلم به مثابه یک نگهبان ظاهر می شود و مراقب است تا دانش آموزان تقلب ننمایند.                                                                              

3- یادگیری مشارکتی:((Cooperative learning  تاریخچه این روش آموزشی و یادگیری تقریبا مساوی با طول تاریخ بشریت است. اولین مقاله علمی ارائه شده در این باره، به سال 1898 میلادی    بر میگردد و از آن زمان تاکنون، صدها مقاله و کتب زیادی در مورد یادگیری مشارکتی منتشر شده و افراد زیادی در بسط و گسترش این شیوه تدریس، زحمات بسیاری را متحمل شده اند. پایه و اساس این شیوه تدریس بر اساس نظرات افرادی همچون پیاژه و وایگوتسکی می باشد که در حیطه روانشناسی کاملا شناخته شده اند. یادگیری مشارکتی را می توان اینگونه تعریف نمود: " انجام کار گروهی برای رسیدن به اهداف مشترک" . شیوه کار آسان و روان است، اینگونه که افراد کلاس به گروههای 4-6 نفره ( ترجیحا 5 نفره) تقسیم شده و برای رسیدن به اهداف مشترک با هم همکاری می نمایند. در این شیوه، رسیدن گروه به یک هدف خاص بر علایق شخصی اعضا گروه اولویت دارد و شعار مشهور آن عبارت است از " یا همه با هم شنا می کنیم یا همه با هم غرق می شویم". چون نتیجه برای کل گروه یکسان است پس اعضای گروه تقریبا از نظر امتیازگیری سرنوشت یکسانی دارند. گروه پنج نفره معمولا شامل یک دانش آموز زرنگ، دو دانش آموز متوسط و دو دانش آموز ضعیف می باشد. شیوه تشخیص توانایی علمی دانش آموزان را در این تقسیم بندی میتوان با انجام یک پیش آزمون ویا از طریق پرس و جو از سایر معلمین یا مدیر و معاونین مدرسه و یا بررسی معدل سال قبل دانش آموزان انجام داد. در نامگذاری گروهها اختیار را به دانش آموزان بدهید تا با انتخاب اسامی زیبا و دلخواه احساس تعلق بیشتری به گروه داشته باشند . در این شیوه  طبعا دانش آموزان بصورت گروهی و دایره وار در کلاس می نشینند. هر گروه یک سرپرست دارد که معمولا همان   دانش آموز زرنگ است وهر گروه یک رابط نیز باید داشته باشد که بهتر است از توانایی بیان خوبی برخوردار باشد. در اجرای این روش اولین وشاید مهمترین مشکلی که معلم با آن برخورد خواهد نمود مشکل فرهنگی است، به این مفهوم که عده ای از مدیران که به شیوه سنتی مدیریت می کنند از این شیوه تدریس استقبال نکرده و آن را بواسطه سر و صدای احتمالی که دارد پسند نمی کنند این در حالی است که سر وصدای کنترل شده، خود قسمتی از آموزش است. مدیران سنتی از کلاسهای پر سر و صدا وحشت دارند و کلاسهای با سکوت مطلق را می پسندند، این در حالی است که مدیران خوش فکرو تحصیلکرده و آشنا به مدیریت آموزشی، ارزش عالی این شیوه آموزشی را بخوبی می دانند. نکته دیگر آنکه معمولا اولیاء دانش آموزان نیز دوست ندارند که مثلا نمره یک دانش آموز ضعیف به نمره خوب فرزندشان سرایت بکند و آن را تقلیل دهد. به نظر می رسد بهتر است معلمی که شیوه فوق را می خواهد اعمال کند، با صحبت حضوری و یا نگارش توضیح کوتاه یک صفحه ای در مورد این روش و اثرات مفید آن و ارائه آن به مدیران و اولیاء ،      می تواند جو منفی علیه این روش تدریس را خنثی نموده حتی حمایت های جدی آنان را جلب کند. البته این مشکلات معمولا حدود یک ماه و نیم پس از شروع سال تحصیلی بشدت کاهش می یابد و زیبایی و کارکرد و کاربرد عالی این شیوه تدریس نمایان خواهد گردید.  از نتایج مفید این روش که مورد تایید و تاکید علمای آموزش است، میتوان به مواردی همچون دریافت بالا توسط دانش آموزان، روابط هدفمند و متعهدانه بین دانش آموزان، افزایش اعتماد به نفس دانش آموزان و روابط اجتماعی آنان به خصوص در مقوله ارتباط چهره به چهره، کاهش تقریبی استرس بین دانش آموزان در روند یادگیری خصوصا برای دانش آموزان متوسط و ضعیف، تعمیق یادگیری برای دانش آموزان، خصوصا دانش آموزان زرنگ، اشاره نمود. در این شیوه، معلم نقش رهبری کلی حرکت را بعهده دارد که این امر بسیار مهم است و اگر نتواند نقش خویش را به خوبی اعمال نماید شاید نتایج معکوس نیز حاصل گردد. در امر آموزش به این شیوه، معلم علاوه بر امر تدریس گاهی یک ناظر، گاهی یک مشاور و گاها به عنوان یک مشوق ایفای نقش می کند ودر یک نگاه کلی سعی دارد که روابط بین دانش آموزان را جهت افزایش توانایی های علمی و اجتماعی آنان گسترش دهد.                                                                                                                             

  یک کلاس عملی                                                  

در این قسمت در نظر داریم چگونگی کارکرد یک کلاس عملی را به شیوه مشارکتی و بطور مختصر بیان نمائیم :

معلم وارد کلاس گردیده و دانش آموزان در گروههای خویش که قبلا مشخص شده ، نشسته اند .هر گروه پنج نفر بوده و دانش آموزان بصورت دایره در گروه خویش نشسته اند(میتوان در مواردی که بصورت میز تحریر است با جابجایی میز تحریرها گروه را تشکیل داد). لیست هرگروه با نام و اعضاء دردفتر کلاسی و در  صفحه قبل از اسامی دانش آموزان که معمولا سفید است بصورت جداگانه نوشته شده       ( البته هر معلم می تواند برای این مورد دفترچه جداگانه ای داشته باشد)،معلم قبلا به دانش آموزان نحوه عمل در این شیوه آموزش را توضیح داده و آشنایی مختصری به دانش آموزان ارائه نموده است. او همچنین گفته که هنگامی که دستم را بلند کردم به این معنی است که سروصدا زیاد است و سرگروهها باید گروهها را کمی آرامتر کنند . البته همانطور که گفته شد سروصدای هدفمند لازمه آموزش وبخصوص در این شیوه آموزشی است ونباید از آن واهمه داشت .

معلم ابتدا مطلب جدید را با نگاهی کوتاه به مطالب جلسات قبلی بیان میکند و به اصطلاح درس جدید را برای دانش آموزان به صورت مختصر تدریس می نماید . در حین این تدریس ، دانش آموزانی که پشت به معلم هستند می توانند با کمی جابجایی ، به سمت معلم برگردند . سپس معلم از گروهها میخواهد که در محدوده زمانی معینی که بسته به مورد تدریس میتواند متغیر باشد و بهتر است بیشتر از 15 دقیقه طول نکشد ، مطالب ارائه شده را از طریق کتابهای خویش و همچنین یادداشت های برداشت شده توسط دانش آموزان در درون گروه خویش مورد چالش و بحث و بررسی قرار دهند و در این بحث و بررسی دانش آموزان ضعیف با توضیحاتی که از طریق دانش آموزان قوی ارائه می گردد می توانند مطالب را یاد بگیرند .

در این مرحله که مرحله بسیار حساسی است ، دانش آموزان ضعیف بدون هیچگونه اضطراب و استرس مطالب را از دوستان خویش یاد می گیرند که این نوع آموزش به مقوله "آموزش از طریق دوست"

( peer teaching ) مشهور می باشد . در حین این قسمت از آموزش ، معلم ما بین گروهها گردش نموده و همچون یک مشاور ،راهنماییهای لازم را به گروهها ارائه داده، گرچه جواب هیچ سوالی را دقیقا بیان نمی کند. بهتر است که در این کلاسها حتما ساعت دیواری جهت اطلاع دانش آموزان موجود باشد . وقتی زمان مورد نظر به پایان رسید معلم بصورت تصادفی و اکثرا از میان دانش آموزان ضعیف یا متوسط هر گروه افرادی را صدا میکند که در پای تخته و یا همانطور نشسته در گروه خویش           (که متناسب با ماده درسی ارائه شده میتواند متفاوت باشد) به سوالهای مطرح شده از طریق معلم جواب دهد و سپس نمره دریافت شده توسط هر دانش آمور را به کل گروه اعطاء می کند . در طول یک کلاس این فرایند ممکن است چندین بار تکرار شود و هرگروه دو یا سه نمره اخذ نمایند که بهتر است متوسط میانگین این دو سه نمره را به عنوان نمره آن گروه در آن جلسه محاسبه نمود . ضمنا بهتر است طوری طراحی گردد که دانش آموزی که نمره خوب اخذ کرده از طرف هم گروههای خویش مورد تشویق قرار گرفته و دانش آموزی که نمره ضعیف کسب نموده با دلخوری از طرف اعضای گروه خویش مواجه گردد و در این خصوص معلم بهتر است در مورد توبیخ و تشویق چندان دخالتی نکند ، البته از موارد افراطی نیز باید جلوگیری نمود . در پایان جلسه درس معلم میتواند تکالیفی را برای گروهها معین نماید که تا جلسه بعد بصورت اشتراکی باهم انجام داده و جلسه بعد معلم بصورت اتفاقی از یکی از اعضای گروه خواهد خواست که توضیحات مربوطه در مورد آن تکالیف را ارائه دهد. در این کلاس سرگروه میتواند هنگام تجزیه و تحلیل مطالب معلم در گروه خویش ، تقسیم کار نماید و عضو رابط نیز به هنگام برخورد به بن بست در گروه می تواند مشکل را با معلم در میان بگذارد .

در پایان کلاس آنچه رخ داده این است که دانش آموزان با کمترین استرس و اضطراب با مطالب درسی درگیر شده و چالش علمی بین آنان بوجود آمده است . از طرف دیگر دانش آموزان همگی دارای نمره در دفاتر کلاس شده اند و معلم نیز در محدوده زمانی که دانش آموزان به چالش علمی ما بین خودشان در گروه خویش پرداخته اند، دارای زمان استراحت نیز بوده است . 

جلسه امتحان

 معلم در اولین جلسه امتحان به دانش آموزان توضیح میدهد که امتحان بصورت گروهی انجام خواهد شد و هرگروه به تعداد اعضای گروه به اضافه یک برگ امتحانی بیشتر را دریافت خواهند کرد که آن برگه اضافی را به عنوان برگه امتحانی گروه به معلم در همان جلسه برگشت خواهند داد .     

معلم همچنین می گوید که جلسه بعد هنگامی که ورقه های گروهها را با خود می آورد، دانش آموزان بصورت اتفاقی درهر گروه در مورد پاسخهای صحیح آن ورقه مورد سوال واقع خواهند شد و اگر همه اعضای گروه به سوالات پاسخ دادند نمره دریافتی برای اعضای گروه در دفتر ثبت می گردد وگرنه به تعداد هر سوالی که افراد گروه قادر به پاسخ نباشند از ورقه کل گروه کسر خواهد شد . 

آنچه در اولین جلسه امتحان رخ خواهد داد اینگونه است که معمولا دانش آموزان زرنگ و متوسط ورقه امتحانی را می نویسند و احتمالا دانش آموزان تنبل بی خیالی کنند و در پایان اولین جلسه امتحان ، اعضای گروه احتمالا کاملا راضی باشند چون پنج نفره یک ورقه را نوشته اند . از طرف دیگر معلم به جای اینکه مثلا 30 برگ امتحانی را به خانه ببرد ، 5 یا 6 برگ امتحانی را با خود به خانه می برد که طبعا اصلاح آن آسان ، دقیق و در وقت اندک انجام خواهد شد که موجب تعدد امتحانات ماخوذه         می گردد. معلم به دانش آموزان توصیه می کند که تا جلسه بعد ورقه های امتحانی را با هم بطور گروهی بررسی نمایند تا نمره آنان که احتمالا خیلی عالی خواهد بود، خراب نشود .

جلسه بعد از امتحان

معلم اعضای گروهها را به دور میز خویش فرا می خواند و یا شخصا به کنار هر گروه می رود و ورقه هر گروه را و نمره اخذ شده را به دانش آموزان نشان می دهد . این نمره معمولا خیلی خوب است . سپس از اعضای گروه به طور انفرادی از همان سوالات ورقه که درست نوشته اند پرسش به عمل    می آورد که اگر دانش آموزان موفق به پاسخگویی شدند یعنی امر آموزش و یادگیری رخ داده و در فاصله دو جلسه محتویات این ورقه به هر طریق ممکن از دانش آموزان زرنگ به دانش آموزان تنبل انتقال یافته است و به اصطلاح معلم به هدف آموزشی خویش دست یافته است (دانش آموزان  ما بین دو جلسه را برای معلم در مسیر آموزش مطلب علمی ارائه شده تلاش کرده اند  ).

اما اگر تعدادی از اعضا ء نتوانستند به سوالات معلم جواب دهند نمره ورقه تقلیل پیدا می کند و ممکن است نمره 19 یا 20 به 11 یا 12 نیز تقلیل یابد که باز این نمره به عنوان نمره امتحانی برای گروه در نظر گرفته می شود . نتیجه این عمل اینست که دانش آموزانی که نمره را هدر داده اند از طرف دوستانشان مورد توبیخ قرار می گیرند و ادامه این روند موجب ایجاد یک کار گروهی با تعهد فراوان می گردد و در جلسات بعدی نمرات ورقه ها تغییرات کمتری را به خود خواهند دید یعنی اینکه آموزش و یادگیری بیشتر رخ خواهد داد .

نتیجه پایانی بازاینچنین است که سطح نمرات کلاسی و امتحانی معمولا متوسط به بالا می باشد و آموزش نیز با زحمت کمتری برای معلم و اضطراب کمتری برای دانش آموزان رخ داده است .

چند نکته مهم

  • - معلم از دانش آموزان بخواهد که در پایان ساعت ورزشی یا ساعات پرورشی و یا از طریق تلفن یا پیام کوتاه ورقه ها و مطالب درسی را مورد کنکاش قرار دهند تا موضوع عدم ارتباط ما بین دانش آموزان تقلیل یابد ضمنا این امر در مدارس شبانه روزی به بهترین شیوه قابل اجراست .
  • - اگر امتحان معمولی است دانش آموزان از کتاب یا جزوه استفاده نکنند ولی اگر سطح سوالات بالا باشد میتوانند در بعضی رشته ها از کتاب درسی خویش نیز استفاده نمایند .
  • - بهتر است معلم در طول هرترم (ترجیحا در اواخر ترم) یک مورد نیز امتحان انفرادی داشته باشد چرا که بالاخره طبق قانون دانش آموزان در پایان هر ترم به صورت انفرادی مورد ارزشیابی قرار خواهند گرفت .
  • - ممکن است دانش آموز زرنگی از کار در گروه اجتناب نماید که معلم می تواند با تشویق، او را ترغیب به کار در گروه نماید و اگر نشد بطور استثنایی از او انفرادی امتحان بگیرد و چون معمولا او زودتر به پایان حل ورقه خواهد رسید در بقیه ساعت امتحانی می توان از او به عنوان معلمیار به شرط اینکه فقط راهنمایی نماید و جواب سوالها را نگوید ، استفاده نمود (البته دانش آموزان زرنگ از اینکه سرپرست گروه باشند معمولا خوشنودند ).

- اگردانش آموزی تنبل بوده و در گروه کار نمی کند می توان با شیوه های همچون : توبیخ و نصیحت از طرف اعضای گروه خویش، صحبت توسط معلم، صحبت توسط مشاور، صحبت توسط مدیر و معاون ، صحبت با اولیای دانش آموز مشکل را حل نموده و او را به کار گروهی ترغیب نماید. اما در مرحله آخر میتوان او را از گروهها کنار گذاشته و با او انفرادی کار کرد که تبعات آن متوجه خود دانش آموز می گردد و معمولا پس از مدت کوتاهی او دوباره به گروه برمی گردد .

- این مقاله و نسخه انگلیسی آن در سایت دبیر خانه معین زبان انگلیسی خوی به آدرس www.khoyenglish.blogfa.com   موجود می باشد.

  • - این شیوه تدریس با نکات ابتکاری، غنی تر میگردد مشروط بر آنکه مبتنی بر اصول علمی باشد.
  • - در پایان تعدادی از کتب و سایتهای مربوطه جهت مطالعه بیشتر ارائه می گردد.

منابع

Cohen, E. (1994). Restructuring the classroom: Conditions for productive small           groups. Review of Educational Research, 64, 1-35. Retrieved August 1, 2007      http://journals.springer-ny.com     

Deutsch, M. (1962). Cooperation and trust: Some theoretical notes. University of Nebraska Press.

Johnson, D.W., & Johnson, R. (1974). Instructional goal structure: Cooperative, competitive, or individualistic. Review of Educational Research, 44,213-240. Retrieved August 22, 2007 from  

     http://www.clcrc.com/pages/overviewpaper.html

Johnson, D. W., & Johnson, R. (1989). Cooperation and competition: theory and research. Edina, MN: Interaction Book Company.

Kagan, S. (1985). Cooperative learning resources for teachers. Riverside, CA: University of California at Riverside.

Nunan, D. (2001). Collaborative Learning and Teaching. Cambridge Univ. Press.

Pepitone, E. (1980). Children in cooperation and competition.                                       Lexington,MA: Lexington Books.

Slavin, R. E. (1988). Cooperative learning and student achievement. In R.  E. Slavin (Ed.), School and classroom organization. Hillsdale, NJ: Erlbaum.      

Wood, p. (1995). Cooperative learning in college classrooms: Getting started. College Student Journal, 29, 458-459. Retrieved October 11, 2006 from

http://www.ed.gov/pubs/OR/ConsumerGuides/cooplear.html    

                                                                                                                                                                                               رضاابراهیمی - کارشناس ارشد آموزش زبان انگلیسی    

   گروههای اموزشی خوی          زمستان ٨٩