اخبار پوشاک و طراحی ودوخت آذربایجان غربی
افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند ، بلکه کارها را بطریق متفاوت انجام میدهند ...
چهارشنبه ٢٢ آذر ۱۳٩۱
چرانباید شلوار تنگ پوشید ... نظرات() 
بررسی‌های اخیر نشان می‌دهند تعداد، شکل و حرکت اسپرم مردان
نسبت به سی سال گذشته تا حد زیادی آسیب‌ دیده است. زندگی مدرن امروزی، آثار زیانبار
زیادی روی دستگاه تناسلی مردان و زنان داشته است.

به گزارش تعامل، حیات هر عضوی در
بدن، به گردش خون و اکسیژن‌رسانی مناسب به آن بستگی دارد. به همین دلیل وقتی جریان
خون به قلب مختل می‌شود، دچار سکته قلبی می‌شویم.

لباس‌های نامناسب و نشستن
طولانی‌مدت به‌خصوص در وضعیت‌های خاص نیز جریان خون ناحیه دستگاه تناسلی را مختل
می‌کند و گاهی آن را تا حد زیادی کاهش می‌دهد. علاوه بر این، تحت‌فشار قرارگرفتن بوی عرق در دو قسمت از بدن خیلی آزار‌دهنده است، این دو ناحیه عبارتند از زیربغل‌ها
و ناحیه دستگاه تناسلی. علت این بوی زننده، تولید پروتئین و مواد چربی به‌وسیله غدد
عرق این نواحی است که باکتری‌ها از آنها تغذیه می‌کنند. از آنجا که عرق سایر نقاط
بدن حاوی مقادیر زیادی نمک است، باکتری‌ها به آسانی نمی‌توانند از محتویات عرق
استفاده کنند.

اگر تهویه ناحیه تناسلی به علت پوشیدن لباس‌های تنگ به‌خوبی            برقرار نباشد، کم‌‌کم ناحیه تناسلی بوی خاص آزار‌دهنده‌ای می‌گیرد که حتی با شستشو
نیز از بین نمی‌رود و چون این ناحیه همیشه به‌علت وجود عرق مرطوب است، احتمال بروز
عفونت‌های قارچی نیز بالا می‌رود.

افرادی که در تمام طول روز با شلوارهای
تنگ و فاق کوتاه کار می‌کنند، اگر به کشاله‌های ران خود با ‌دقت نگاه کنند، ممکن
است لکه‌های قهوه‌ای رنگی را ببینند که همان قارچ پوستی است.



اعصاب این ناحیه نیز مزید بر علت‌ می‌شود و آسیب‌های وارده را دو چندان می‌کند. پس
بهتر است به شلواری که می پوشید بیشتر بیندیشید. اما چرا و چگونه؟

برای حفظ
سلامت جسم، در طراحی لباس باید آناتومی و فیزیولوژی قسمتی از بدن که لباس برای آن
طراحی می‌شود، در نظر گرفته شود. این امر معمولا در کارخانه‌هایی که لباس استاندارد
تهیه می‌کنند، رعایت می‌شود، ولی خیلی از تولید‌کنندگان پوشاک، فقط به سود خود
می‌اندیشند و سلامت و بهداشت اعضای بدن مصرف‌کننده برای آنها اهمیتی
ندارد.

امروزه تعداد بسیار زیادی از شلوارها بسیار تنگ و از پارچه‌های سخت
دوخته می‌شوند. میزان پارچه این شلوارها، تقریبا یک سوم شلوارهای معمولی و
استاندارد است. از طرفی چون از جنس نامرغوب تهیه می‌شوند، زود استهلاک پیدا‌
می‌کنند و مصرف‌کننده مجبور می‌شود شلوار جدیدی تهیه ‌کند.
شلوارهای تنگ و فاق
کوتاه، جریان خون دستگاه تناسلی را به‌شدت مختل می‌کنند. این وضعیت در حالت نشسته
بدتر می‌شود

متاسفانه پوشیدن لباس نامناسب در ناحیه دستگاه تناسلی، باعث
ایجاد علایم خاصی نمی‌شود که فرد متوجه آن شود، ولی در درازمدت آسیب‌هایی به وجود
می‌آید که ممکن است غیرقابل برگشت باشند.

علت اینکه بیضه‌ها خارج از بدن
قراردارند، این است که برای عملکرد طبیعی، درجه حرارت آنها باید نیم درجه
سانتی‌گراد از درجه حرارت بدن کمتر باشد، بنابراین هر عاملی که باعث افزایش درجه
حرارت آنها شود، باعث آسیب به فرایند تولید نطفه مردان (اسپرم) می‌شود؛ به عنوان
مثال در بیماری شایع واریکوسل، وریدهای اطراف بیضه متسع می‌شوند. این اتساع وریدها
باعث افزایش درجه حرارت بیضه‌ها و آسیب به تولید اسپرم و ناباروری مرد
می‌شود.

لباس زیر و شلوارهای تنگ فاق کوتاه و از جنس پارچه سخت، با سه
مکانیسم باعث آسیب به بیضه‌ها می‌شوند: مختل‌شدن جریان خون ناحیه تناسلی، اختلال در
تهویه آن و بالارفتن درجه حرارت بیضه‌ها. نزدیک‌‌شدن و چسبیدن بیضه‌ها به بدن و یکی
شدن درجه حرارت آنها با بدن‌ در درازمدت باعث واردآمدن آسیب به تولید اسپرم می‌شود.
لازم به ذکر است که درجه حرارت ایده‌آل برای تولید اسپرم طبیعی، تقریبا ۳۳ درجه
سانتی‌گراد است.

در دستگاه تناسلی مردانه، قسمتی به نام «میاندوراه» یا در
اصطلاح پزشکی «پِرینه» وجود دارد. میاندوراه در ناحیه بین مقعد و قاعده کیسه‌های
بیضه قرار دارد و اعصاب مهم دستگاه تناسلی از این قسمت عبور می‌کنند. هر عاملی که
باعث ضربه یا اختلال در این قسمت شود، اعصاب آن را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد و این
موضوع باعث اختلال در نعوظ می‌‌شود.

شلوارهای تنگ و فاق کوتاه، یک درز دوخت
سفت در خط وسط دارند که ناحیه میاندوراه را به‌شدت تحت‌فشار
قرارمی‌دهد.

برای داشتن یک رابطه زناشویی موفق باید جریان خون و عصب‌گیری
ناحیه دستگاه تناسلی مرد طبیعی باشد، ولی بعضی بیماری‌ها مانند بیماری قند،
فشارخون، چربی بالا، آسیب به نخاع به هر علتی و... از طریق مختل‌کردن جریان خون و
جریان عصبی دستگاه تناسلی به ناتوانی جنسی یا اختلال در نعوظ منجر می‌شوند. به همین
دلیل حدود ۱۵ درصد افرادی که دوچرخه‌سواری حرفه‌ای انجام می‌دهند، به علت فشار
مداوم به ناحیه میاندوراه که باعث اختلال در عصب‌گیری و اختلال در خون‌رسانی ناحیه
دستگاه تناسلی می‌شود، دچار ناتوانی جنسی می‌شوند، یعنی همان اثری که شلوارهای تنگ
و فاق کوتاه در درازمدت بر بدن دارند.
افرادی که در تمام طول روز شلوارهای تنگ
می پوشند، ممکن است لکه‌های قهوه‌ای رنگی را در کشاله ران خود ببینند که همان قارچ
پوستی است

عرق انسان به خودی خود بویی ندارد، ولی سطح پوست بدن ما از هزاران
نوع میکروب پوشیده شده است. اگر راه مناسبی برای تبخیر عرق وجود نداشته باشد، در
سطح پوست جمع می شود و توسط باکتری‌ها تجزیه می‌شود. با تجزیه عرق توسط باکتری‌ها،
مواد شیمیا‌یی آزاد می شوند که بوی بدی دارند.بوی عرق در دو قسمت از بدن خیلی آزار‌دهنده است، این دو ناحیه عبارتند از زیربغل‌ها
و ناحیه دستگاه تناسلی. علت این بوی زننده، تولید پروتئین و مواد چربی به‌وسیله غدد
عرق این نواحی است که باکتری‌ها از آنها تغذیه می‌کنند. از آنجا که عرق سایر نقاط
بدن حاوی مقادیر زیادی نمک است، باکتری‌ها به آسانی نمی‌توانند از محتویات عرق
استفاده کنند.

اگر تهویه ناحیه تناسلی به علت پوشیدن لباس‌های تنگ به‌خوبی
برقرار نباشد، کم‌‌کم ناحیه تناسلی بوی خاص آزار‌دهنده‌ای می‌گیرد که حتی با شستشو
نیز از بین نمی‌رود و چون این ناحیه همیشه به‌علت وجود عرق مرطوب است، احتمال بروز
عفونت‌های قارچی نیز بالا می‌رود.

افرادی که در تمام طول روز با شلوارهای
تنگ و فاق کوتاه کار می‌کنند، اگر به کشاله‌های ران خود با ‌دقت نگاه کنند، ممکن
است لکه‌های قهوه‌ای رنگی را ببینند که همان قارچ پوستی است.


حال شما
راننده‌ای را تصور کنید که در فصل تابستان با شلوار نامناسب روزی ۱۰ ساعت مسافرکشی
می‌کند. حدس بزنید که این فرد به‌علت گرمای بیش از حد ناحیه دستگاه تناسلی،
مختل‌شدن جریان خون، مختل‌شدن جریان عصبی و تعریق بیش از حد که امکان تبخیر مناسب
آن وجود ندارد، در دراز مدت دچار چه مشکلاتی خواهد شد.

منبع: هفته نامه
سلامت - دکتر محمدرضا صفری نژاد، اورولوژیست


 

چهارشنبه ٢٢ آذر ۱۳٩۱
گزارشی از وضعیت زنان ودختران عراق بعداز جنگ ... نظرات() 
قریب به یک دهه جنگ و اشغال و بی‌سرپرست شدن صدها هزار زن و دختر عراقی چشم طمع گروه‌های فساد و فحشاء را به سمت عراق گردانده است. رستوران‌ها و باشگاه‌های عراق در حال تبدیل به شدن به خانه‌های فساد هستند و زنان بازمانده از جنگ و آوارگان عراقی از شهرهای مختلف راهی بغداد می‌شوند.

به گزارش تعامل، حمله آمریکا به عراق گرچه مردم این کشور را از دیکتاتوری صدام حسین رها ساخت، اما قریب به یک دهه اشغال این کشور و ادامه جنگ فرسایشی باعث از بین رفتن زیرساخت‌های اقتصادی شد. آمار بالای تلفات غیرنظامیان و رشد زنان و دختران بدون سرپرست از یکسو و ورود دموکراسی غربی به عراق چهره فرهنگی این کشور مسلمان را دستخوش تغییر کرده است.

 

پایگاه خبری المانیتور در گزارشی به رواج روسپی‌گری در شهرهای غیرمذهبی عراق پرداخته است و می‌نویسد رستوران‌ها و زیرزمین‌های بغداد یکی پس از دیگری در حال تبدیل به فاحشه‌خانه هستند و زنان و دختران عراقی که در جنگ بیوه و آواره شده‌اند در پی کسب درآمد از این راه، شهرهای خود را به مقصد بغداد ترک می‌کنند.

 

"سه ماهه باردار بودم که شوهرم جواهراتم را دزدید و برای همیشه ترکم کرد. من هم از بصره آمدم بغداد و اینجا به هر کس که پول بدهد لذت می‌دهم."

این آغاز داستان زندگی ورده، 23 ساله، است که در آپارتمانی در مرکز شهر امروز را نیز به پایان می‌رساند؛ جایی که وی در ازای250 دلار و یک بطری مشروب شب را با مردی می‌گذراند.

بدون شک ورده نام اصلی او نیست، و حتی شاید او اهل بصره هم نباشد. اوضاع روسپی‌ها در بغداد این گونه است. برگزیدن نام‌ مستعار یکی از اقدامات احتیاطی است که آن‌ها در جامعه‌ انجام می‌دهند.

جلب اعتماد این افراد و مصاحبه با آن‌ها کار بسیار دشواری است. آن‌ها از کشوری گله می‌کنند که امکانات لازم برای داشتن یک زندگی شرافتمندانه را در اختیارشان قرار نداده است و به دیده حقارت به آن‌ها می‌نگرد.

در یک پایگاه پلیس در بغداد تعداد زیادی روسپی را که پس از یورش پلیس در سطح شهر بازداشت شده بودند در سلولی کوچک زندانی کرده بودند. آن شب آن‌ها شام خود را از رستورانی مجلل و بسته‌های سیگار و دیگر لوازم را از نگهبانان بند گرفتند.

یک افسر پلیس به خبرنگار روزنامه الحیات می‌گوید: "زندان برایشان فرقی با بیرون ندارد. اینجا برایشان مثل هتل است و آن‌ها هم انگار آمده‌اند تعطیلات."

دو تا سه روز پس از دیدار خبرنگار الحیات از پاسگاه پلیس، دخترها به قید ضمانتی بالا آزاد شدند. این تنها یکی از حوادث روزانه زندگی شبانه در بغداد است.


 

حاشیه امن گروه‌های فحشاء سازمان‌یافته با حمایت پنهان پلیس

در منطقه‌ای نزدیک به شرق مرکز پایتخت، در ساختمان‌های مسکونی بلند زنانی زندگی می‌کنند که مردان جوان آن‌ها را "شیخه" می‌خوانند. در این شرایط اجتماعی و امنیتی بی‌ثبات، این زنان ، علاوه بر خدماتی همچون اقدامات پیش‌گیرانه سلامتی، مسئول اسکان زنان جوانی هستند که به روسپیگری مشغولند. آن‌ها مسئول تأمین امنیت زنان هستند و البته سهم قابل توجهی از درآمد آنان را نیز می‌گیرند و این مراقبت بیشتر برای تضمین درآمدهای خودشان است.

برای تامین امنیت زنان و دختران از نیروهای پلیس و و دیگر شبه نظامیان کمک گرفته می‌شود و گاه تا 20 درصد مبلغ پرداختی مشتریان به این نیروها داده می‌شود تا روسپی مورد نظر را اسکورت کنند!

شیخه‌ها اغلب سنشان بالاتر از آن است که خودشان بتوانند مردان را جذب کنند، و حتی اگر هم بتوانند مردی را جذب کنند دستمزدشان به مراتب کمتر از زنان بیست و چند ساله خواهد بود. بنابراین، روسپیان پس از چند سال شیخه می‌شوند و می‌توانند روسپیانی تحت نظر خود داشته باشند.

جناح 34 ساله که همسرش پس از جنگ ناپدید شد و بدلیل مشکلات اقتصادی در دام شبکه‌های فساد افتاد

پلیس در حرکتی ضربتی، به باشگاه شبانه‌ای در مرکز بغداد، که پس از سالیان سال زندگی شبانه‌اش دوباره از سر گرفته شده است، ریخته و باشگاه را بسته است. این گونه حملات بخشی از مبارزات دولتی علیه فروشگاه‌های مشروب‌فروشی و کلوب‌های شبانه‌اند. مبارزاتی که مقطعی و بدون ضمانت قانونی و کیفری در همان مراحل اولیه متوقف می‌شود.

یکی از مقامات بلندپایه امنیتی به الحیات گفته است که "بنا بر تصمیم مقامات بالاتر، راه‌اندازی این قبیل مراکز تفریحی ممنوع است."

به گفته مقامات بغداد مردم از گسترش این گونه مکان‌ها بسیار عصبانی هستند. کمپین‌هایی که در فیس بوک در مخالفت با باشگاه‌های شبانه با نام "no to night clubs" نیز در همین رابطه به راه افتاده‌اند.

این کلوب پیش‌تر رستوران بوده است. نمای رنگارنگ و بخشی از داخل آن پیش از آن که رسماً تعطیل شود در آتش سوخته است. الحیات از یکی از کارکنان این باشگاه درباره حادثه آتش‌سوزی پرسید. اما او از پاسخ دادن سرباز زد و تنها گفت که "یک شب که کلوب شلوغ بود [...] این اتفاق به دلیل ایراد در سیستم برق رخ داد."


 

فضای افسرده و جنگ‌زده حاکم بر عراق علت افزایش گرایش به فحشاء و فساد

اما اکنون فضای داخل کلوب نه تنها بسیار آشفته است، بلکه به شدت نشانگر تعارض در بغداد و نیز احساس فرسودگی و سنگینی بار زندگی بر دوش مردمانش است. مردان عراقی آشفته از اوضاع اقتصادی و اجتماعی دور میزهای این باشگاه‌ها جمع می‌شوند تا هرزه‌گی دختران و زنان هموطن خود را تماشا کنند و در ازای آن پولی بپردازند. معمولا درگیری و دعوا بر سر این زنان به امری عادی تبدیل شده است.

جمعیت تماشاچیان متشکل است از مردان جوانی که به دلیل نبود فرصت‌های زندگی سرخورده شده‌اند، تاجرهایی که پس از جنگ به نان و نوایی رسیده‌اند و افسرانی که در آن منطقه دارای نفوذند.

مأمور پلیس مستقر در نزدیکی یکی از باشگاه‌ها می‌گوید "یک بار چندین افسر در یک میهمانی شرکت کرده بودند، و میهمانی پایان خوشی نداشت. علتش نیز شرط‌بندی بر روی یک دختر بود." بدیهی است که این حقایق به طور رسمی به ثبت نرسیده‌اند، یا حتی در رسانه‌ها نیز سخنی از آن‌ها به میان نیامده است.

زنان بی‌همسر و دخترانی که سرپرست خود را در جنگ از دست داده‌اند اولین قربانیان گروه‌های فساد هستند

 

"ورده" که پسر 4 ساله‌اش "حماده" را هنگام کار نزد یکی از دوستانش می‌گذارد می‌گوید: "من با پنچ دختر دیگر روی صحنه [...] . معمولا حدود 15 مرد مست حضور دارند و دسته‌های اسکناس خود را باز می‌کنند و روی ما می‌ریزند. یکی از افرادی که برای شیخه کار می‌کند پول‌ها را جمع می‌کند. وقتی یکی از مردان یکی از ما انتخاب می‌کند، هزینه میز و یک بطری مشروب را می‌پردازد و [...]."

این زنان خطرات بسیاری را نیز در کمین دارند و حتی جان خود را نیز در این راه از دست می‌دهند.

"ورده" که یک سال پیش از حمله مردی معتاد جان سالم به در برد، یکی از دوستانش را که شب در مکان یک باند مواد مخدر در شمال شرق بغداد بود از دست داد.


 

طراحی خانه‌های فساد در بغداد به عهده کیست؟

اما پرسشی که همه می‌کوشند پاسخی برای آن بیابند این است که این دختران چگونه توانسته‌اند به این دنیای زیرزمینی در پایتخت راه یابند. پیش‌تر گفته می‌شد که رومانیایی‌ها این زندگی شبانه را به راه انداخته‌اند. اما این داستان قدیمی شده و به زمانی بازمی‌گردد که مهره‌های کلیدی رژیم صدام حسین امنیت رومانیایی‌ها را تأمین می‌کردند، چرا که تعدادی از آن‌ها مشتاق بودند اوقات خود را با آن‌ها بگذرانند.

یکی از افسران "پلیس اجتماعی" داستان متفاوتی نقل کرد: "روسپیان آخرین حلقه از زنجیری هستند که از تاجران و دلالان پشت پرده‌ای هستند که پولشان را در تجارت سکس سرمایه‌گذاری می‌کنند. این اتفاق جدیدی در بغداد نیست. منتهی دختران عراقی که به تازگی از کشورهایی که در آن‌ها پناهنده شده بودند به عراق بازگشته‌اند کلوب‌ها و خانه‌های فساد را قرق کرده‌اند."

تصویری از یک باشگاه شبانه و خانه فساد در بغداد


این افسر پلیس می‌گوید که تلاش برای افشای هویت دلالان به شکست انجامید، زیرا برخی گروه‌های بانفوذ برای احیای این بازار اعمال فشار می‌کنند.

وقتی از ورده درباره از بین بردن صنعت قاچاق انسان پرسیده شد، وی که خود الکلی شده بوده، پاسخ داد: "این چیزی جز رویا نیست."


قاچاق زنان در رتبه چهارم جرایم عراقی‌ها

گرچه پلیس بغداد گاهی با انجام عملیات‌های محدود سعی در مبارزه با گسترش خانه‌های فساد در بغداد و دیگر شهرها می‌کند، اما در مجموع اراده‌ چندانی برای برخورد جدی با این معضل وجود ندارد. اندکی قبل پلیس با حمله به برخی از خانه‌های فساد، 50 تن از دلالان را در مرکز بغداد دستگیر کرد.

یک منبع امنیتی گفته است که "دلالان علاوه بر پناه دادن به عوامل تحت تعقیت، اقدام به تجارت قرص‌های روان‌گردان نیز می‌کرده‌اند."

به گفته منابع امنیتی، در عراق قاچاق زنان پس از تروریسم، قتل و قاچاق دارو در رتبه چهارم جرایم قرار دارد.

لازم به ذکر است که وزارت حقوق بشر عراق در سال 2010 اعلام کرد که قاچاق زنان از سال 2006 به معضلی بدل شده است، که با به ثبات رسیدن نیروهای امنیتی فروکش کرده بود، اما به دلیل پیگیری‌ها و نظارت‌های ضعیف، این صنعت دوباره جان گرفته است.

قربانیان اغلب از نواحی فقیر هستند که مجبورند یا خودفروشی کنند و یا ساعات طولانی با دستمزد پایین یا اصلاً بدون دستمزد کار کنند. این معضل محصول شرایط وخیم اقتصادی است.


 

شیوخ حاشیه خلیج فارس مشتری ثابت نوامیس مردم عراق

بنا به گفته یکی از منابع پلیس محلی به تازگی فردی در ارتباط با تجارت روسپیان و سوءاستفاده از دختران جوان ساکن در مناطق فقیرنشین در بغداد دستگیر شده است. این فرد به همکاری با یکی از شبکه‌های فساد بزرگ که شبکه‌های دیگر را در داخل و خارج از عراق تغذیه می‌کند اقرار کرد. کار این شبکه‌ها اغوا و استثمار زنان و دختران است. این شبکه‌ها قربانیان خود را به کشورهای همسایه و کشورهای حوزه خلیج فارس منتقل می‌کنند. در تاریخ 11 اکتبر امسال در یک وبسایت کاریابی عراقی برای جذب نیروی کار در یک شرکت نفتی کویتی یک آگهی منتشر شد که یکی از مشاغل نام برده شده " اسکورت زنان" بوده است.

یکی از کسانی که علاقه‌ای به ممنوعیت فعالیت خانه‌های فساد ندارد یک کارآگاه پلیس است. به گفته وی، "روسپی‌ها بهترین منبع کسب اطلاعات هستند. درباره اعضای جیش المهدی و القاعده هر اطلاعاتی که بخواهید دارند."

به گفته یکی از مشتریان یک باشگاه شبانه در سوریه، 95 درصد دخترانی که در این کلوب کار می‌کنند عراقی‌اند و مشتریان اهل کشورهای حوزه خلیج فارس، به خصوص عربستان سعودی، هستند.

یکی از این دخترها زهرا نام دارد. 16 سالش است. وی پس از آغاز جنگ از بغداد به سوریه گریخته است و از آن زمان در این کلوب فعالیت می‌کند. می‌گوید "علاقه‌ای به این کار ندارم، اما چه کار کنم؟ امیدوارم شرایط در عراق بهتر شود چون دلم برای کشورم تنگ شده. دلم می‌خواهد برگردم اما باید از خواهرم مواظبت کنم." زهرا به دختری لاغراندام با موهای بلند مشکی اشاره می‌کند [...]. نامش نادیاست و 13 سالش است. کارش را در کلوب از دو ماه پیش شروع کرده است.


 

آوارگان عراقی اولین طعمه‌های گروه‌های فساد در عراق و کشورهای همسایه

در حال حاضر بیش از یک میلیون پناهنده عراقی در سوریه سکونت دارند، که بیشترشان زنانی هستند که یا همسرشان و یا پدرشان کشته شده‌اند. آن‌ها که به طور قانونی اجازه کار کردن ندارند گزینه‌های چندانی جز خودفروشی برایشان باقی نمانده است. آماری از تعداد زنانی که به خودفروشی روی آورده‌اند در دست نیست، اما حنا ابراهیم، بنیان‌گذار گروه "اراده زنان" در عراق، این رقم را 50 هزار تن ذکر می کند.

یکی دیگر از این زنان فاطمه نام دارد که در خانه فسادی مخفی در محله سیده زینب در دمشق کار می‌کند. او می‌گوید "وقتی شوهرم کشته شد و من را با دو بچه تنها گذاشت به سوریه آمدم. عمه‌ام از من خواست با او کار کنم، و برادرهایم هم بهم فشار آوردند که قبول کنم." او خبر نداشت کاری که عمه‌اش از آن می‌گوید چه کاری است، تا این که به اینجا آمد.

فاطمه اکنون در اواسط دهه سوم زندگیش است، اما فعالان اجتماعی می‌گویند که تعداد کودکان عراقی که به خودفروشی مشغولند بالاست. بسام الکدی عضو انجمن دیده‌بان زنان می‌گوید: "برخی از این کودکان در عراق مورد آزار جنسی قرار گرفته‌اند، اما بسیاری نیز به اجبار پدر و عموهایشان که به بهانه محافظت از آن‌ها اینجا آورده‌ شده‌اند به این کار مشغولند. آن‌ها باکره‌اند، به آن‌ها به چشم نوعی سرمایه‌گذاری نگاه می‌شود و به شیوه‌ای بسیار وقیح استثمار می‌شوند."

 

 

 

ساجده محمد زنی عراقی است که خانواده‌اش در فقر شدیدی به سر می‌بردند. وقتی 28 سال داشت با مردی ازدواج کرد که کاملاً غریبه بود اما قول داده بود که به ساجده و خانواده‌اش کمک مالی کند.

ازدواج آن دو سر گرفت اما یک ماه بعد ساجده دریافت که همسرش وی را فروخته است. وی می‌گوید: "او برای مدت کوتاهی رفتار خوبی با من داشت و به خانواده‌ام مقداری پول داد. تا این که به آپارتمان کوچکی نقل مکان کردیم و یک روز او چند تن از دوستانش را به منزلمان دعوت کرد و به من گفت که باید هر کاری آن‌ها می‌خواهند انجام دهم، حتی رابطه جنسی."


تصویر دیگری از یک خانه فساد در بغداد

"اول زیر بار نرفتم، اما شوهرم مست بود و من را به باد کتک گرفت." این حمله به حدی شدید بود که ساجده از هوش رفت. بعد از به هوش آمدن همسرش آب پاکی را روی دستش ریخت: باید برای او کار کند و با هر کس که او به خانه‌شان، واقع در مرکز بغداد، می‌آورد همبستر شود. اگر هم اعتراض کند دیگر به خانواده‌اش پول نمی‌دهد و حتی او را می‌کشد. "چاره‌ای نداشتم. برای همین کاری که ازم خواست را انجام داد. به مدت یک سال به همین شیوه زندگی کردم. با هر مردی که شوهرم به خانه می‌آورد می‌خوابیدم. هیچ راه فراری از این شرایط پیدا نمی‌کرد و به کسی هم نگفته بودم چه بلایی داشت بر سرم می‌آمد.

در عراق، و دیگر کشورهای خاورمیانه، چنین قربانیانی به شدت مورد قضاوت دیگران قرار می‌گیرد. این گونه تصور می‌شود که زنانی که مورد تجاور قرار می‌گیرند لکه ننگی برای خانوادهشان هستند و از سوی بستگان خود یا طرد می‌شوند و یا به قتل می‌رسند. به همین دلیل ساجده در سکوت خود زجر کشید و به خانواده خود حرفی نزد. بخت زمانی به او روی آورد که حدود یک سال پس از ازدواجش پلیس برای تفتیش به خانه‌شان آمد و همسرش را به جرم اقدام تروریستی دستگیر و زندانی کردند.

بنا بر تحقیقات پلیس، مردی که ساجده با وی ازدواج کرده بود عضوی از یک باند فساد بود. او چند زن داشت و دارای هویت‌های مختلف بود. در زمان پیگیری پرونده ساجده با یکی از اعضای "سازمان زنان بغداد" آشنا شد. این سازمان متشکل از گروهی از فعالان اجتماعی است که برای حقوق زنان مبارزه می‌کنند و زنان نیازمند، از جمله زنانی که برای روسپیگری فروخته شده‌اند، را مورد حمایت قرار می‌دهند. داوطلبان به او کمک کردند تا از شوهرش طلاق بگیرد و ساجده پیش خانواده‌اش، که با آغوش باز پذیرای او بودند، بازگشت.

با این که هیچ گونه آمار رسمی از چنین مواردی در دست نیست، لیسا نیسان، رئیس سازمان زنان بغداد، می‌گوید که تجارت زنان از زمان حمله آمریکا به عراق در سال 2003 به شدت رونق گرفته و روز به روز نیز بدتر می‌شود.

"تشکیلات سازمان‌یافته‌ای پشت این وقایع است و برخی از مقامات دولتی نیز با آن‌ها همکاری می‌کنند و کارهای اداریشان را راه می‌اندازند، خصوصاً در رابطه با زنانی که به خارج از کشور صادر می‌شوند." خانم نیسان با انتقاد از مقامات عراقی که هیچ اقدامی برای خاتمه دادن به این تجارت یا رسیدگی به پیامدهایش نمی‌کنند گفت: "ما در رابطه با این معضل به دولت هشدار داده‌ایم. اما همچنان کمک‌های مالی تاجران عراقی، برخی سازمان‌های بشردوستانه و حتی نمایندگان عراقی است که در پیشبرد اهدافمان کمکمان می‌کند. دولت هیچ‌گونه کمک مالی به ما نمی‌کند."

با ورود نیروهای آمریکایی به عراق، براساس گزارش‌های منتشر شده، گروه‌هایی از قطر، عربستان و کویت در پی زنان آواره عراقی وارد این کشور شدند و به شکار طعمه‌های خود پرداختند. همزمان در حدود 50 هزار روسپی نیز از کشورهای دیگر به عراق و سوریه منتقل شد تا شبکه فساد به راحتی در پایتخت گسترش پیدا کند. نیروهای خارجی حاضر در عراق از اولین مشتریان خانه‌های فساد راه‌اندازی شده با کمک شیوخ عرب بودند و همین حاشیه امنیت سبب آزادی عمل بیشترین این گروه‌ها شد و هم‌اکنون نیز چتر پنهان حمایتی نیروهای امنیتی حاضر در عراق و حتی پلیس این کشور، از فعالیت‌های آنان حمایت می‌کند.

شاید با ادامه این روند، کشور عراق که پیش از این با شهرهای مقدس و عتبات عالیات شناخته می‌شد، با استقرار کامل دموکراسی آمریکایی و گذار از فرهنگ غالب اسلامی به فرهنگ لیبرال - که از جمله اهداف ادامه حضور نیروهای آمریکا در این کشور بوده است -، چهره‌ ناخوشایند دیگری به خود بگیرد.

 
 
 
منبع: مشرق

 

 
 
 
چهارشنبه ٢٢ آذر ۱۳٩۱
زنان پلیس افغان ... نظرات() 

 

 

 

جمعه ۱٧ آذر ۱۳٩۱
تصاویر زنان برای نخستین بار در کتابهای آموزشی عربستان سعودی ... نظرات() 

تصاویر زنان برای نخستین بار در کتابهای آموزشی عربستان سعودی

  •   تصاویر زنان برای نخستین بار در کتابهای آموزشی عربستان سعودی

در تاریخ آموزش و پرورش عربستان این نخستین باری است که قواعد آموزشی پیشرفته ی زبان انگلیسی – که مخصوص دانش آموزان دبیرستانی می باشد – تصاویری از زنان را با خود همراه دارد.

به گزارش سرویس ترجمه ی شفقنا به نقل از العربیه، از سال 1346 هجری قمری(1926 میلادی) که آموزش و پرورش سعودی بنیان نهاده شد در کتابهای آموزشی دختران و پسران، چاپ عکس زنان ممنوع بوده است. اما هم اکنون در نسخه ی آزمایشی کتاب درسی آموزش قواعد زبان انگلیسی دوره ی متوسطه عکس زنان در چندین صفحه دیده می شود. این کتاب که نسخه ای آزمایشی است پس از پایان سال تحصیلی جاری آماده ی ویرایش و تصحیح می باشد تا به صورت دائمی تدریس شود.
با وجود این که کلیه عکسهای زنان موجود در کتاب نقاب هایی دارند که نیمی از چهره ی آنان را پوشانده است اما حضور آنان به صدور مجوز برای چاپ عکس بانوان در کتابهای درسی اشاره دارد، زنانی که تا چندی پیش فقط نقاشی آنان در کتابها دیده می شد.

این تصاویر که کاملا مشخص است مربوط به زنان بی حجاب می باشد توسط ویرایش های کامپیوتری صاحب نقاب شده اند. در یکی از این تصاویر مربوط به کتاب انگلیسی سوم متوسطه در درسی که از پایبندی به ارزشها و سنتها سخن به میان آمده است، پرستاری با ماسکی که نیمی از چهره اش را پوشانده است مشغول تزریق واکسن می باشد.

در این دروس به دختران آموزش داده می شود که با رعایت حجاب و قرار دادن پوشش بر روی چهره ی خود آداب و رسوم پیشینیان خود را حفظ کنند. یکی از این موارد نقل قول از دختری است که در یکی از دروس در آزمایشگاه مشغول کار است: بسیاری از دوستانم بر این باورند که من بیش از حد جدی و سختگیر هستم اما من واقعا اینگونه نیستم و به خوبی از زندگی لذت می برم و از نعمت آموزش دروسی همچون زیست شناسی و شیمی برخوردار هستم، معلمهایم می گویند امید زیادی به من در پروژه های علمی دارند، من اکنون خوب درس می خوانم تا به دانشگاه بروم تا فردا استاد شوم و به نسلهای آینده درس بیاموزم.

این تغییرات در کتابهای درسی عربستان باعث تعجب بسیاری از مردم گردیده است چرا که پیش از این سختگیری های بسیاری در این زمینه لحاظ می شده است.

انتهای پیام

www.shafaqna.com/persian

 
 
 
جمعه ۱٧ آذر ۱۳٩۱
باربی رویایی از آمریکا تا ایران ... نظرات() 

به گزارش پارس ، عروسک وسیله ایست که هر دختر را خوشحال می کند اما باربی عروسکی است که رویای بسیاری از دختران دنیا شده است. رویایی که نمی دانند در ورای زیباییش چه اهدافی پنهان شده است.

 

تاریخچه باربی:
کمپانی متل که در نهایت توانست باربی را عرضه کند، در سال ۱۹۴۵، توسط زوج «هندلر» و «مت» در ایالت کالیفرنیای جنوبی آمریکا تاسیس شد. در سال ۱۹۵۶ روث هندلر در سفری به آلمان به عروسکی که بایلد لی لی نامیده می‌شد برخورد کرد که دقیقا مطابق آن چیزی بود که در سر می‌پروراند. او سه عدد از این عروسک‌ها را خریداری کرد. یکی را به دخترش داد و دوتای دیگر را به متل برد.

 

عروسک لی لی براساس شخصیت محبوب ظاهر شده در کمیک استریپی شکل گرفته بود. عروسک لی لی اولین بار در سال ۱۹۵۵ در آلمان به فروش رفت و اگر چه در آغاز به بزرگسالان فروخته می‌شد، اما کم کم محبوبیتی بین کودکان بدست آورد که از پوشاندنش با قطعاتی که جداگانه در دسترس بودند، لذت می‌بردند.

 

روث پس از بازگشت به آمریکا با کمک مهندسی به نام جک راین عروسک مشابهی را طراحی کرد و به نام دخترش باربارا نام باربی را بر آن گذاشت. عروسک باربی برای اولین بار در نهم ماه مارس سال ۱۹۵۹ در شهر نیویورک به نمایش گذاشته شد.

 

اولین باربی لباس شنا مشکی با خطوط راه راه سفید برتن داشت و با مدل موی دم اسبی و موی بور و خرمایی عرضه شد. اولین عروسک باربی در ژاپن ساخته شد و در سال نخست حدود ۳۵۰٫۰۰۰ عدد از آن به فروش رفت.

 

طراح باربی، طراح موشک پنتاگون بود!
طراح تغییرات «باربی» در آمریکا در کمپانی «متل»، «جک رایان» است. وی سابقه طراحی موشک اسپارو و هاوک را در پنتاگون داشت. او بخاطر تخصص و استعدادش در شناخت فرم هیکل زنان استخدام شده بود! جک رایان توانست به خاطر استعداد ویژه اش در شناخت فرم بدن زنان، باربی را خلق کند. دختر ۲۰ ساله ای با پاهای بلند و فیزیک بدنی لاغر که نمایشگر یک قد ۱۹۵ سانتی متری است.


طراحی چهره باربی به گونه ای انجام شده است که تمام زیبایی ها را یکجا داشته باشد. «موی بور و طلایی، گردن باریک و کشیده، گونه های برآمده، دماغ و دهان کوچک، چشمانی درشت و آبی، لبانی پرگوشت، چهره شاداب، پوست روشن، پیشانی و سری متناسب و … مجموع اعضای چهره ی باربی را تشکیل می دهد که به ندرت- حتی با هنرمندی تیغ جراحی پزشکان حاذق- هم زمان در یک فرد جمع می شود.

 

طراحی باربی به عروسک دختر محدود نشد. در سال ۱۹۶۱، کمپانی« متل» دوست پسر باربی یعنی عروسک «کن» را تولید کرد. این عروسک پسری بود با لباس های شیک و موهای قهوه ای با نامی بر گرفته از نام پسر آقای هندلر(رئیس کمپانی متل). به این ترتیب بود که عروسک باربی صاحب یک دوست پسر شد.

 

بعدها در سال ۱۹۶۳، عروسک «میچ» و در سال ۱۹۶۵، عروسک «اسکیپر» به جمع «کن» و« باربی» پیوستند.

 

در سال ۱۹۶۸، کمپانی «متل» برای اینکه به باربی یک شخصیت تربیتی جهانی ببخشد، اقدام به ساخت و فروش عروسک های سیاه و زردی نمود که هیکل و اندام آنها کاملا همانند اندام باربی، ولی رنگ پوست و چهره آنها متفاوت است. عروسک دو رگه آفریقایی ـ آمریکایی برای کودکان سیاه پوست در آمریکا و آفریقا که به باربی سیاهان معروف شد، با نام «کریستین» توسط کمپانی «متل» به بازار آمد. این همه مسئله نبود؛ بازار بیش از یک میلیاردی زرد پوستان در آسیا و همچنین تربیت غربی دختران آنان، ضرورت نگاه فرهنگ غربی به آن عرصه را جدی ساخت. در سال ۱۹۹۰، «کی یرا» باربی ژاپنی ها و چینی ها را ساخته و روانه بازار کرد. در کنار این دوست زرد پوست باربی، دو سال قبل از آن (۱۹۸۸) ترزای آمریکای لاتین به جمع دوستان باربی پیوسته بود.

 

در طی سالیان گذشته، باربی بیش از ۵۰۰ بار در نقش ها و شخصیت های متفاوت عرضه شده است از جمله: پرستار، افسر پلیس، آموزگار، پزشک، دندانپزشک، دامپزشک، خواننده موسیقی راک، ژیمناست، کارآگاه، افسر نیروی دریایی، افسر خلبان، مهماندار هواپیما، دزد، گدا و… که این شخصیت پردازی ها، برای کارکردهای تربیتی این عروسک است.

 

باربی و سیاست:
در طول ۴۰ سال گذشته عروسک باربی فعال در عرصه سیاست آمریکا بوده است. امریکا
” در آن زمان بعد از اینکه سیاستمداران آمریکایی متوجه کاهش نرخ رشد جمعیت شدند، پس از تحقیقاتی فهمیدند که دختران جوانی که عروسک باربی دارند به تقلید از این عروسک ها، هیچ تمایلی به بزرگ شدن و تغییرات ظاهری ندارند. این شد که کمپانی باربی عروسک های بزرگسال خود را به بازار ارائه کرد تا کودکانی که علاقه ای به بزرگ شدن نداشتند با الگو قرار دادن باربی بزرگ شوند. “


همواره از این عروسک برای پیشبرد اهداف خود استفاده کرد. نباید فکر کرد که تنها هالیوود است که ابزار راهبرد و تاثیرگذاری روحیه امریکایی است بلکه آمریکا از هر ابارز تاثیرگذاری برای اهداف خود استفاده می کند؛ حتی اگر آن بازار یک عروسک باشد. در طول انتخابات ایالتی و ملتی، باربی بسیار فعال بوده است. در طول جنگ ویتنام، گرانادا، پاناما و در انتهای جنگ سرد، باربی نقشهای متفاوتی ایفا کرد.

در طول جنگ عراق و آمریکا در سال ۱۹۹۰، عروسک باربی با پوشش یونیفورم نظامی آمریکایی نقش مهمی در تهییج افکار عمومی مردم آمریکا داشت. باربی حتی در واقع ۱۱ سپتامبر نیز بیکار نبود و با یک یونیفورم نظامی، تبدیل به نیروی نظامی ضدتروریست شد. تیتر آگهی های تبلیغاتی باربی، برای نبرد ضد تروریسم این بود: باربی ـ روح آمریکایی.

 

باربی و تعلیم و تربیت:
برخلاف آنچه که تصور می شود باربی یک عروسک ساده برای بازی دختربچه ها نیست. باربی پدیده ای بود برای گسترش فرهنگ تربیت از نوع غربی آن. عروسک های باربی توانستند فرهنگ غرب را تغییر دهند. خانم «روت هندلر» همسر رئیس کمپانی متل دریافته بود همچنان که فرزندش باربارا رشد می کند، به شخصیت سازی و تقلید از بزرگسالان در رفتار با عروسکهای کاغذی می پردازد، بنابراین طرح ایده ابداع عروسک واقعی (سه بعدی) به ذهن او خطور کرد.

 

پس از ساخت باربی، تصمیم بر این شد تا مدل های گوناگونی از لباسها در اختیار کودکان قرار گیرد تا آنان بتوانند شخصیت دلخواه خود را در مدل های مختلف به باربی ببخشند. به مرور زمان باربی کارکرد مهمی یافت؛ باربی به دختران آموزش می داد که جامعه مدرن از آنها به عنوان یک زن چه انتظاری دارد.

 

کمر باریک و اندام کشیده باربی باعث شده است تا دختران نوجوان در غرب و سایر کشورها برای اینکه اندامشان شبیه باربی شود یا از الگوی باربی خیلی فاصله نداشته باشد، از خوردن غذا به اندازه کافی در سن رشد خود پرهیز کنند. لذا آمار حیرت آور سازمانهای بهداشتی غرب از سوء تغذیه دختران غربی خبر می دهد.

 

چون مطرح می شد که ترکیب اندام باربی هیچگاه به هم نخواهد خورد، لذا در تربیت دختران برای اینکه در سنین بزرگسالی هیچگاه آبستن نشوند، در حفظ تناسب اندام آنان بسیار موثر بود. در دهه ۹۰ میلادی به دلیل کاهش نرخ تولید مثل در غرب به ویژه در آمریکا، باربی برای تربیت دختران در آن زمینه وارد صحنه شد و در ۱۹۵۵ این عروسک با یک جنین در شکم خود، به بازار عرضه شد تا دختران نوجوان با وضع حمل باربی به دست خود، اشتیاق مادر شدن بیابند. امروزه اسکیپر که خواهر کوچک باربی محسوب می شود، بخشی از پاسخ به درخواست سیاست گذاران فرهنگی برای بچه دار بودن باربی است.

 

همچنین در آن زمان بعد از اینکه سیاستمداران آمریکایی متوجه کاهش نرخ رشد جمعیت شدند، پس از تحقیقاتی فهمیدند که دختران جوانی که عروسک باربی دارند به تقلید از این عروسک ها، هیچ تمایلی به بزرگ شدن و تغییرات ظاهری ندارند. این شد که کمپانی باربی عروسک های بزرگسال خود را به بازار ارائه کرد تا کودکانی که علاقه ای به بزرگ شدن نداشتند با الگو قرار دادن باربی بزرگ شوند.

 

متاسفانه تا به حال هیچ کشور و ملتی نتوانسته است در برابر باربی، رقیبی ماندگار و جدی بتراشد و در این عرصه کاملاً شکست نخورده باشد که از جمله «عروسک سندی» در انگلیس است.


در سال ۲۰۰۳ کشور عربستان فروش باربی را به دلیل عدم تطابق با فرهنگ و اندیشه‌های اسلام غیر قانونی کرد.هیئت امر به معروف و نهی از منکر اعلان کرد که عروسک‌های یهودی باربی با پوشش آشکار و وضعیت ننگین و متعلقات و ابزارشان نمادی از فساد و انحراف غرب هستند.


بعد از آن عروسکی مشابه باربی و با پوشش اسلامی و با نام فولا به بازار عرضه شد تا بتواند تا حدودی جای باربی را بگر که متاسفانه این عروسک نیز مثل دارا و سارای ایرانی به اندازه باربی ایرانی تاثیر گذار نبوده است.

 

باربی در ایران
هرچند که فروش عروسکهای باربی در ایران در سال ۱۹۹۶ به دلیل اشاعه فرهنگ غربی ممنوع شد اما در فروردین سال ۱۳۸۸ بود که حکم «خطرناک بودن باربی» توسط دادستان کل کشور صادر شد. پیش از آن هم فروختن این عروسک‌های آمریکایی در ایران ممنوع شده بود و هر از چندگاهی مقاله‌هایی در مطبوعات وابسته به دولت بر ضد باربی منتشر می‌شد. سرانجام در دی ماه سال ۹۰، پلیس نظارت بر اماکن دستور جمع آوری عروسک‌های باربی از مغازه‌ها را صادر و اعلام کرده پس از این فروش این عروسک ممنوع است.

 

در سال ۲۰۰۲ نیز نسخه ایرانی این عروسکها به نام دارا و سارا تولید شد، تجربه ای که در مبارزه با اربی آمریکایی چندان موفق نبود.

 

هرچند پلیس اماکن اقدام به جمع آوری باربی ها می کند اما باربی های حاضر در بازار ایران که همگی از راه قاچاق وارد کشور می شوند، باربی های آمریکایی نیستند بلکه نسخه چینی باربی هستند که در اختیار کودکان ایرانی قرار می گیرد. هر باربی چینی در بازار به قیمت ۵ تا ۱۰ هزار تومان مبادله می شود که اگر همان باربی در آمریکا تولید شده بود قیمتش در ایران تا ۱۰۰هزار تومان نیز می رسید.

 

برداشت ازویستا

پنجشنبه ٩ آذر ۱۳٩۱
قابل توجه همکاران محترم ... نظرات() 

باسلام وآرزوی موفقیت

به اطلاع همکاران عزیز میرساند ازاین تاریخ به بعد برای دریافت نامه ها وبخشنامه ها وکلیه اطلاعات مربوط به گروه آموزشی پوشاک وطراحی ودوخت  استان آذربایجان غربی  در وبلاگ جدید به آدرس زیر مراجعه فرمایید.

  باتشکر سرگروه پوشاک استان آذربایجان غربی     smmart.mihanblog..com

شنبه ٢٠ آبان ۱۳٩۱
لباسهای سیاه ماه محرم ... نظرات() 
لباس‌های سیاه مد محرم +عکس!
 
هنوز تا فرارسیدن ماه محرم چند روزی مانده‌ است اما با این وجود تبلیغاتی با عنوان «لباس محرم» مدتی است که فضای اینترنت را پر کرده است.
 
لباس‌های سیاه مد محرم +عکس!
به گزارش افکارنیوز به نقل از فارس، وقتی وارد سایتی در اینترنت می‌شوی گوشه و کنار آن انواع تبلیغات را مشاهده‌ خواهی کرد.

اما به تازگی تبلیغ از لباس محرم هم به چشم ‌می‌خورد که زودتر از ماه محرم فرا رسیده‌اند. انواع تی‌شرت‌ها با اسامی مختلف و طرح‌های گوناگون آن‌هم با قیمت‌های بالا برای جوانان عرضه شده است.

از جمله این لباس‌ها می‌توان به تی شرت «سلام بر حسین»، «مصباح الهدی»، «غریب مادر»، «خون خدا» ، «سقا»، «علمدار کربلا»، «ام المصائب»، «باب الحوائج»، «حسین شهید»، «عطشان»، «حسین مظلوم» و «سفینة النجاة» اشاره کرد که قیمت هر یک از آنها بیش از ۲۰ هزار تومان قید شده است.


همچنین شال‌هایی با نام شال محرم و با طرح‌های «عاشورا» و «تاسوعا» با قیمت‌های مختلف به معرض فروش گذاشته شده‌اند.

به عنوان مثال در بخشی از تبلیغ تی‌شرت محرم (طرح عاشورا) آمده است: « تی شرت محرم، یک تی شرت فوق العاده شیک و زیبا، برای آقایان خوش سلیقه و عزاداران واقع با کیفیت استثنایی و چاپ عالی. برای اولین بار در ایران».

جالب آنکه در بخشی از تبلیغ این لباس به مارک دار بودن آن با مارک آدیداس اشاره شده است!





اما نکته دیگری که می‌توان به آن اشاره کرد تبلیغ این لباس‌ها در کنار تبلیغ انواع ادکلن، بندکفش، سفید کننده دندان و غیره است.

به برخی تبلیغات قید شده در کنار تصاویری از این لباسها اشاره می‌شود. به عنوان مثال در کنار تبلیغ تی شرت مصباح الهدی آمده است: «لباس سیاه، نشانه عشق و دوستی به ساحت اهل‌بیت (ع) و اعلام جانبداری از سرور آزادگان در جبهه ستیز حق و باطل و اظهار تیره شدن آفاق حیات معنوی با شهادت سالار شهیدان است».

همچنین آورده است: «یکی از خواص و‌ آثار رنگ سیاه، آن است که این رنگ به صورت طبیعی، رنگی حزن‌آور و دلگیر و مناسب عزات و ماتم است. از همین‌رو بسیاری از مردم جهان، از این رنگ به عنوان اظهار غم و اندوه از مرگ دوستان و عزیزان خود سود می‌‌جویند»

در کنار تبلیغ شال محرم آمده است: از نظر تاریخ. چنانکه مورخین نوشته‌اند، بعد از واقعه جانسوز عاشورا، زنانِ خاندان پاک رسول الله (ص) اولین کسانی بودند که تا یک سال لباس سیاه به تن داشتند و چنان مشغول عزاداری بودند که امام سجاد (ع) برای آنها غذا فراهم می‌ساختند. در طول تاریخ نیز پوشیدن لباس سیاه در عزاداری اهل بیت (ع) به صورت یک سنتارزشمندی در بین شیعیان و محبان رایج بوده است.
 
کد مطلب: 163623
 برداشت از سایت ویستا
چهارشنبه ۱٧ آبان ۱۳٩۱
روستازاده ای که برند جهانی را در صنعت فرش بنیان نهاد ... نظرات() 

 

آشنایی با بزرگمردان عرصه ی اقتصادی آذربایجان

عظیم زاده؛

روستازاده ای که برند جهانی را در صنعت فرش بنیان نهاد

در بازار تولید و تجارت قالی در ایران و حتی جهان

«عظیم زاده » نام آشنایی است. به جرات م یتوان گفت

که عظیم زاده امروزه به یکی از برند های معتبر و مشهور

دنیا مبدل شده است.

شاید تصور ما از این نام و برند جهانی بر روی فردی

متمول و اشرافی و چه بسا با اجدادی ثروتمند و پولدار

متمرکز باشد اما جالب است بدانید که عظیم زاده نه

اجدادی اشرافی داشته و نه اسم و رسمی در طی نیم قرن

گذشته. و جالب ترین بخش موضوع نیز همان گونه که

انتظار دارید این است که بدانید عظیم زاده یک آذربایجانی

اصیل است. بچه اسکو و بزرگ شده ی تبریز!

در 10 آذر 1336 در ده اسفنجان در شهرستان اسکو

متولد شد. هفت ساله بود که پدر را از دست داده و یتیم

شد. او خود در مورد شرایط زندگی خود و خانواده اش قبل

از ورود به عرصه اقتصادی و تجارت فرش میگوید:

«امکانات مال یمان اجازه نمیدادبه مدرسه بروم و فقط

پس از رفتن به کلاس اول مجبور شدم پشت دار قالی

بنشینم و قالیبافی کنم. تا 13 سالگی روزها قالی میبافتم

و شب ها درس میخواندم. چار ه ای نبود، وسع مالی ما جز

این اجازه نمیداد. خاک خوردم و زحمت بسیار کشیدم. در

سال 2 بار بیشتر نمیتوانستم برنج بخوریم. کی بار روز

21 ماه رمضان و بار دوم شب چهارشنبه سوری.

آرزو داشتم یا خلبان شوم یا پولدار و برای رسیدن

به این آرزوها بسیار زحمت کشیدم. کارم را با به دوش

کشیدن پشتی و قالیهای کوچک و بردن آن از اسفنجان

یا اسکو برای فروش آغاز کردم. در آغاز کار از هرکدام

از آنها کی یا دو تومان )نه هزار یا 2 هزار تومان( سود

میکردم. پنج سال اینچنین سخت کار کردم. بسیار دشوار

بود. اما پشتکار و اعتقاد به هدف با توکل به خدا تحمل

سختیها را آسان میکرد در 18 سالگی توانستم 20 هزار

تومان پس انداز کنم، اما فشارها همچنان ادامه داشت تا

اینکه مجبور به ترک تحصیل شدم.

غصه یتیمی چون باری سنگین به دوشم بود. )بغض

میکند‌( یتیم هیچکس را ندارد. کارمند، کارگر، بانکی،

کاسب و هرکس دیگری شب که به خانه ا ش میرود

دستی به سر و روی بچه هاش میکشد. اما یتیم این محبت

بزرگ را ندارد. شبها، ی جمعه پاهایش را در بغل

یبمیگیردو به انتظارمینشیند. در انتظار آن کس که دستی

به سرش بکشد...

در این فکر بودم که سرمایه هام را افزایش بدهم تا بتوانم

کاری بکنم. میخواستم که کارگاه فرشبافی راه بیندازم.

سراغ پسرعموی پدرم رفتم و از او 20 هزار تومان قرض

کردم و 60 هزار تومان هم از بانک وام گرفتم. سرمایه هام

شد 100 هزار تومان یعنی به اندازه یکی تراول صد تومانی

امروزی.

وقتی این پول دستم آمد تازه

به فکر افتادم که چه بکنم.

چه ایده جدیدی

داشته باشم؟

ما ه ها

 

فکر کردم. آن روزها چون انقلاب پیروز شده بود تا 2 سال

 به هیچ ایرانی پاسپورت نمیدادند. در این مدت فکر کردم

 و فکر کردم تا به این نتیجه رسیدم که با صادرات کارم را

 شروع کنم. اما هیچ اطلاعاتی نداشتم. شنیده بودم آلمان

 مرکز تجارت فرش است. ویزا گرفتم و به هامبورگ رفتم

 و در یک مسافرخانه یا پانسیون مستقر شدم. به سالنها  و

 

انبارهای فرش آنجا سرزدم و با سلیقه  ها آشنا شدم. آنجا

 

به من گفتند ثروتمندان برای خرید فرش به سوئیس

 

میروند. ویزای 15 روزه سوئیس گرفتم و به ژنو رفتم.

 

زبان هم نمی دانستم. دریک هتل با تاجری آشنا شدم و

 

او ایده اصلی را به

 

من داد: فرش گرد باف. در آن دوران در ایران فرش

 

گرد بافته نمی شدو کیفیت تولید فرش و رنگبندیهاهم

 

مناسب نبود. چای و قهو ه ام را خوردم و همان روز به ایران

 

برگشتم. به ده خودمان آمدم و ساختمانی اجاره کردم.

 

دستگاه خریدم، با 10 درصد نقد و بقیه اقساط. ابریشم

 

هم قسطی خریدم. انسان باید ریسک پذیر باشد و من هم

 

ریسک کردم. با دست خالی و از هیچ. شروع به بافتن

 

فرش گرد کردم و چند نمونه که بیرون آمد سر و کله

 

تاجران آلمانی پیدا شد و آنان به اسفنجان آمدند. باور

 

میک‌نید یا نه؟

 

در اولین معامله 6.5 میلیون تومان نقد پرداختند و

 

شش میلیون تومان هم چک دادند! آن شب از شدت

 

هیجان نخوابیدم. احساس آن شب را خوب به خاطر دارم.

 

سرمایه 100 هزار تومانی من که 80

 

هزار تومانش قرض بود در

 

کارخانه اجار ه ای

 

ا ینچنین

 

سودی نصیب من کرده بود، در اولین قدم... کسب و

 

کارم رونق گرفت و صادراتم را به آلمان، ایتالیا، سوئیس،

 

انگلیس، بلژیک و دیگر کشورها آغاز کردم. بسیار سفر

 

کردم و اید ه  ای جدید دادم. از موز ه  ای فرش کشورها

 

بازدید میکردم و از طر حها ی  اقتباس یا از آنها عکس

 

میگرفتم و با الهام از آنها و تلفیق طر حها، اید ه ای نو

 

بیرون میدادم. در این مدت سلیقه مشتریان را شناختم.

 

اصول کار خودم را پیدا کردم. من شریکی ندارم.

 

هیچگاه  نداشته ام و نخواهم داشت. اگر شریکی خوب بود،

 

خدا برای خودش شرکی  هم  میگذاشت.

 

اصل دیگر من احترام به مشتری است، هر که

 

میخواهد باشد. پیش مشتری مثل سربازی که جلوی

 

تیمسار خبردار میاستم با احترام م یایستم.

 

اتکای خودم اول به خدا و دوم به ایده و تفکر و پشتکار

 

و ریسک پذیری خودم است. بسیار ریسک میکنم‌، بسیار.

 

کمی بعد در بازدید از هتلهای  معروف جهان تصمیم

 

گرفتم وارد کار ساخت بزر گترین پروژه هتل کشور شوم.

 

تاکنون 180 میلیارد تومان در این پروژه سرمایه گذاری

 

کرد ه ام. تمام مصالح این پروژه خارجی و بهترین است.

 

سنگ برزیل، شیشه بلژ کی، دستگیره در انگلیس و

 

تاسیسات آلمانی است. کابین چهار آسانسور نیز از

 

طلای 18 عیار است. این هتل 340 واحد مسکونی در

 

25 طبقه، هفت طبقه سالن ورزشی، 34 طبقه هتل، 7

 

رستوران روی دریاچه، 10 هزار متر شهر آبی، 70 هزار

 

متر زمین آمف یتئاتر، 90 هزار متر زمین گلف و 2 باند

 

هل کیوپتر دارد. فقط

 

قرارداد نورپردازی این پروژه با فرانسو یها 9 میلیون دلار

 

) 9 میلیارد تومان ( است. این پروژه آبروی کشور است و من

 

با افتخار روی آن سرمای هگذاری کرد هام.

 

من ایران را دوست دارم. بروید بگردید حتی کی دلار

 

و ریال در خارج کشور ندارم و سرمای هگذاری یا ذخیره

 

نکرد هام....

 

م یپرسید چه احساسی نسبت به پول دارم؟ پول دیگر

 

مرا ارضا نمیک‌ند. هدف من کارآفرینی است. تنها در پروژه

 

آن هتل 600 نفر به طور مستقیم کار میک‌نند.

 

من 2 بار برنده تندیس الماس بزر گترین بیزین سمن

 

جهان شدم و بزر گترین صادرکننده فرش کشور هستم.

 

اما م یدانید بزر گترین افتخار من چیست؟

 

یتی منوازی. افتخار میک‌نم 2 سال خیر نمونه کشور

 

شدم. افتخار میک‌نم جزو 100 کارآفرین برتر کشور هستم.

 

دوست دارم اشتغالزایی کنم. دوست دارم سفره مرتضی

 

علی باز کنم، معتقدم خدا من را وسیله قرار داده است.

 

ه ماکنون 1070 بچه یتیم را زیر پوشش دارم و با خودم

 

پیمان بستم تا عمر دارم هر سال 100 بچه به آنها اضافه

 

کنم. وصیت کرد هام وقتی مردم تا 10 سال بعد از عمرم

 

هر سال 100 بچه یتیم اضافه شود و مخارج همه یتی

یتی مها

را از محل ارثم بپردازند. بعد از 10 سال هم اگر بازماندگانم

لیاقت داشتند، راه من را ادامه م یدهند. سفره که م یاندازیم

برای یتی مها و م یآیند و غذا م یخورند، یکف میک‌نم. گریه

میک‌نم و حال میک‌نم. این گونه ارضا م یشوم.

در کی مراسمی بچ هها دورم جمع شده بودند و هر

کس چیزی م یخواست. در این میان دختربچ های به من

نزدکی شد و به جای آن که چیزی بخواهد، فقط خواست

دستم را ببوسد. مهرش بدجور به دلم نشست. خواستم

فردا بیایند دفترم. آن دختر الان دخترخوانده من است.

روی پایم نشست و بابایی صدایم کرد. من به

هر دخترم 50 میلیون تومان جهاز دادم و مقرر کردم

به این کیی 100 میلیون تومان جهاز بدهند. این دست

خداست که مهر این دختر را به دل من انداخت.

یتیمی سخت است. بهترین ساعات عمر من زمانی

است که در خدمت یتیمان هستم. پول را برای چه

م یخواهیم؟ خدا به ما داده و ما هم باید به بقیه بدهیم.

ما وسیله هستیم. باید بخشید و ب یمنت و زیاد بخشید.

این توصیه من به همکارانم است.

من از زیر صفر شروع کردم. توصیه من به جوانان

این است که منطقی فکر کنند. این گونه نبوده که شب

بخوابم، صبح پولدار شوم.

خاک خوردم و رنج کشیدم و آثار این رنج هنوز در

من هست.

امیدشان به خدا و فکر و بازوی خودشان باشد.

درستکار باشند و تلاش و تلاش و

تلاش کنند. این فرمول من

است...

l

من از زیر صفر شروع کردم.

توصیه من به جوانان این است که

منطقی فکر کنند. این گونه نبوده که

شب بخوابم، صبح پولدار شوم.

خاک خوردم و رنج کشیدم و آثار

این رنج هنوز در من هست.

l

 

برداشت از گلشن رازهفته نامه سیاسی فرهنگی شمال غرب کشور