اخبار پوشاک و طراحی ودوخت آذربایجان غربی
افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند ، بلکه کارها را بطریق متفاوت انجام میدهند ...
جمعه ۱٧ آذر ۱۳٩۱
باربی رویایی از آمریکا تا ایران ... نظرات() 

به گزارش پارس ، عروسک وسیله ایست که هر دختر را خوشحال می کند اما باربی عروسکی است که رویای بسیاری از دختران دنیا شده است. رویایی که نمی دانند در ورای زیباییش چه اهدافی پنهان شده است.

 

تاریخچه باربی:
کمپانی متل که در نهایت توانست باربی را عرضه کند، در سال ۱۹۴۵، توسط زوج «هندلر» و «مت» در ایالت کالیفرنیای جنوبی آمریکا تاسیس شد. در سال ۱۹۵۶ روث هندلر در سفری به آلمان به عروسکی که بایلد لی لی نامیده می‌شد برخورد کرد که دقیقا مطابق آن چیزی بود که در سر می‌پروراند. او سه عدد از این عروسک‌ها را خریداری کرد. یکی را به دخترش داد و دوتای دیگر را به متل برد.

 

عروسک لی لی براساس شخصیت محبوب ظاهر شده در کمیک استریپی شکل گرفته بود. عروسک لی لی اولین بار در سال ۱۹۵۵ در آلمان به فروش رفت و اگر چه در آغاز به بزرگسالان فروخته می‌شد، اما کم کم محبوبیتی بین کودکان بدست آورد که از پوشاندنش با قطعاتی که جداگانه در دسترس بودند، لذت می‌بردند.

 

روث پس از بازگشت به آمریکا با کمک مهندسی به نام جک راین عروسک مشابهی را طراحی کرد و به نام دخترش باربارا نام باربی را بر آن گذاشت. عروسک باربی برای اولین بار در نهم ماه مارس سال ۱۹۵۹ در شهر نیویورک به نمایش گذاشته شد.

 

اولین باربی لباس شنا مشکی با خطوط راه راه سفید برتن داشت و با مدل موی دم اسبی و موی بور و خرمایی عرضه شد. اولین عروسک باربی در ژاپن ساخته شد و در سال نخست حدود ۳۵۰٫۰۰۰ عدد از آن به فروش رفت.

 

طراح باربی، طراح موشک پنتاگون بود!
طراح تغییرات «باربی» در آمریکا در کمپانی «متل»، «جک رایان» است. وی سابقه طراحی موشک اسپارو و هاوک را در پنتاگون داشت. او بخاطر تخصص و استعدادش در شناخت فرم هیکل زنان استخدام شده بود! جک رایان توانست به خاطر استعداد ویژه اش در شناخت فرم بدن زنان، باربی را خلق کند. دختر ۲۰ ساله ای با پاهای بلند و فیزیک بدنی لاغر که نمایشگر یک قد ۱۹۵ سانتی متری است.


طراحی چهره باربی به گونه ای انجام شده است که تمام زیبایی ها را یکجا داشته باشد. «موی بور و طلایی، گردن باریک و کشیده، گونه های برآمده، دماغ و دهان کوچک، چشمانی درشت و آبی، لبانی پرگوشت، چهره شاداب، پوست روشن، پیشانی و سری متناسب و … مجموع اعضای چهره ی باربی را تشکیل می دهد که به ندرت- حتی با هنرمندی تیغ جراحی پزشکان حاذق- هم زمان در یک فرد جمع می شود.

 

طراحی باربی به عروسک دختر محدود نشد. در سال ۱۹۶۱، کمپانی« متل» دوست پسر باربی یعنی عروسک «کن» را تولید کرد. این عروسک پسری بود با لباس های شیک و موهای قهوه ای با نامی بر گرفته از نام پسر آقای هندلر(رئیس کمپانی متل). به این ترتیب بود که عروسک باربی صاحب یک دوست پسر شد.

 

بعدها در سال ۱۹۶۳، عروسک «میچ» و در سال ۱۹۶۵، عروسک «اسکیپر» به جمع «کن» و« باربی» پیوستند.

 

در سال ۱۹۶۸، کمپانی «متل» برای اینکه به باربی یک شخصیت تربیتی جهانی ببخشد، اقدام به ساخت و فروش عروسک های سیاه و زردی نمود که هیکل و اندام آنها کاملا همانند اندام باربی، ولی رنگ پوست و چهره آنها متفاوت است. عروسک دو رگه آفریقایی ـ آمریکایی برای کودکان سیاه پوست در آمریکا و آفریقا که به باربی سیاهان معروف شد، با نام «کریستین» توسط کمپانی «متل» به بازار آمد. این همه مسئله نبود؛ بازار بیش از یک میلیاردی زرد پوستان در آسیا و همچنین تربیت غربی دختران آنان، ضرورت نگاه فرهنگ غربی به آن عرصه را جدی ساخت. در سال ۱۹۹۰، «کی یرا» باربی ژاپنی ها و چینی ها را ساخته و روانه بازار کرد. در کنار این دوست زرد پوست باربی، دو سال قبل از آن (۱۹۸۸) ترزای آمریکای لاتین به جمع دوستان باربی پیوسته بود.

 

در طی سالیان گذشته، باربی بیش از ۵۰۰ بار در نقش ها و شخصیت های متفاوت عرضه شده است از جمله: پرستار، افسر پلیس، آموزگار، پزشک، دندانپزشک، دامپزشک، خواننده موسیقی راک، ژیمناست، کارآگاه، افسر نیروی دریایی، افسر خلبان، مهماندار هواپیما، دزد، گدا و… که این شخصیت پردازی ها، برای کارکردهای تربیتی این عروسک است.

 

باربی و سیاست:
در طول ۴۰ سال گذشته عروسک باربی فعال در عرصه سیاست آمریکا بوده است. امریکا
” در آن زمان بعد از اینکه سیاستمداران آمریکایی متوجه کاهش نرخ رشد جمعیت شدند، پس از تحقیقاتی فهمیدند که دختران جوانی که عروسک باربی دارند به تقلید از این عروسک ها، هیچ تمایلی به بزرگ شدن و تغییرات ظاهری ندارند. این شد که کمپانی باربی عروسک های بزرگسال خود را به بازار ارائه کرد تا کودکانی که علاقه ای به بزرگ شدن نداشتند با الگو قرار دادن باربی بزرگ شوند. “


همواره از این عروسک برای پیشبرد اهداف خود استفاده کرد. نباید فکر کرد که تنها هالیوود است که ابزار راهبرد و تاثیرگذاری روحیه امریکایی است بلکه آمریکا از هر ابارز تاثیرگذاری برای اهداف خود استفاده می کند؛ حتی اگر آن بازار یک عروسک باشد. در طول انتخابات ایالتی و ملتی، باربی بسیار فعال بوده است. در طول جنگ ویتنام، گرانادا، پاناما و در انتهای جنگ سرد، باربی نقشهای متفاوتی ایفا کرد.

در طول جنگ عراق و آمریکا در سال ۱۹۹۰، عروسک باربی با پوشش یونیفورم نظامی آمریکایی نقش مهمی در تهییج افکار عمومی مردم آمریکا داشت. باربی حتی در واقع ۱۱ سپتامبر نیز بیکار نبود و با یک یونیفورم نظامی، تبدیل به نیروی نظامی ضدتروریست شد. تیتر آگهی های تبلیغاتی باربی، برای نبرد ضد تروریسم این بود: باربی ـ روح آمریکایی.

 

باربی و تعلیم و تربیت:
برخلاف آنچه که تصور می شود باربی یک عروسک ساده برای بازی دختربچه ها نیست. باربی پدیده ای بود برای گسترش فرهنگ تربیت از نوع غربی آن. عروسک های باربی توانستند فرهنگ غرب را تغییر دهند. خانم «روت هندلر» همسر رئیس کمپانی متل دریافته بود همچنان که فرزندش باربارا رشد می کند، به شخصیت سازی و تقلید از بزرگسالان در رفتار با عروسکهای کاغذی می پردازد، بنابراین طرح ایده ابداع عروسک واقعی (سه بعدی) به ذهن او خطور کرد.

 

پس از ساخت باربی، تصمیم بر این شد تا مدل های گوناگونی از لباسها در اختیار کودکان قرار گیرد تا آنان بتوانند شخصیت دلخواه خود را در مدل های مختلف به باربی ببخشند. به مرور زمان باربی کارکرد مهمی یافت؛ باربی به دختران آموزش می داد که جامعه مدرن از آنها به عنوان یک زن چه انتظاری دارد.

 

کمر باریک و اندام کشیده باربی باعث شده است تا دختران نوجوان در غرب و سایر کشورها برای اینکه اندامشان شبیه باربی شود یا از الگوی باربی خیلی فاصله نداشته باشد، از خوردن غذا به اندازه کافی در سن رشد خود پرهیز کنند. لذا آمار حیرت آور سازمانهای بهداشتی غرب از سوء تغذیه دختران غربی خبر می دهد.

 

چون مطرح می شد که ترکیب اندام باربی هیچگاه به هم نخواهد خورد، لذا در تربیت دختران برای اینکه در سنین بزرگسالی هیچگاه آبستن نشوند، در حفظ تناسب اندام آنان بسیار موثر بود. در دهه ۹۰ میلادی به دلیل کاهش نرخ تولید مثل در غرب به ویژه در آمریکا، باربی برای تربیت دختران در آن زمینه وارد صحنه شد و در ۱۹۵۵ این عروسک با یک جنین در شکم خود، به بازار عرضه شد تا دختران نوجوان با وضع حمل باربی به دست خود، اشتیاق مادر شدن بیابند. امروزه اسکیپر که خواهر کوچک باربی محسوب می شود، بخشی از پاسخ به درخواست سیاست گذاران فرهنگی برای بچه دار بودن باربی است.

 

همچنین در آن زمان بعد از اینکه سیاستمداران آمریکایی متوجه کاهش نرخ رشد جمعیت شدند، پس از تحقیقاتی فهمیدند که دختران جوانی که عروسک باربی دارند به تقلید از این عروسک ها، هیچ تمایلی به بزرگ شدن و تغییرات ظاهری ندارند. این شد که کمپانی باربی عروسک های بزرگسال خود را به بازار ارائه کرد تا کودکانی که علاقه ای به بزرگ شدن نداشتند با الگو قرار دادن باربی بزرگ شوند.

 

متاسفانه تا به حال هیچ کشور و ملتی نتوانسته است در برابر باربی، رقیبی ماندگار و جدی بتراشد و در این عرصه کاملاً شکست نخورده باشد که از جمله «عروسک سندی» در انگلیس است.


در سال ۲۰۰۳ کشور عربستان فروش باربی را به دلیل عدم تطابق با فرهنگ و اندیشه‌های اسلام غیر قانونی کرد.هیئت امر به معروف و نهی از منکر اعلان کرد که عروسک‌های یهودی باربی با پوشش آشکار و وضعیت ننگین و متعلقات و ابزارشان نمادی از فساد و انحراف غرب هستند.


بعد از آن عروسکی مشابه باربی و با پوشش اسلامی و با نام فولا به بازار عرضه شد تا بتواند تا حدودی جای باربی را بگر که متاسفانه این عروسک نیز مثل دارا و سارای ایرانی به اندازه باربی ایرانی تاثیر گذار نبوده است.

 

باربی در ایران
هرچند که فروش عروسکهای باربی در ایران در سال ۱۹۹۶ به دلیل اشاعه فرهنگ غربی ممنوع شد اما در فروردین سال ۱۳۸۸ بود که حکم «خطرناک بودن باربی» توسط دادستان کل کشور صادر شد. پیش از آن هم فروختن این عروسک‌های آمریکایی در ایران ممنوع شده بود و هر از چندگاهی مقاله‌هایی در مطبوعات وابسته به دولت بر ضد باربی منتشر می‌شد. سرانجام در دی ماه سال ۹۰، پلیس نظارت بر اماکن دستور جمع آوری عروسک‌های باربی از مغازه‌ها را صادر و اعلام کرده پس از این فروش این عروسک ممنوع است.

 

در سال ۲۰۰۲ نیز نسخه ایرانی این عروسکها به نام دارا و سارا تولید شد، تجربه ای که در مبارزه با اربی آمریکایی چندان موفق نبود.

 

هرچند پلیس اماکن اقدام به جمع آوری باربی ها می کند اما باربی های حاضر در بازار ایران که همگی از راه قاچاق وارد کشور می شوند، باربی های آمریکایی نیستند بلکه نسخه چینی باربی هستند که در اختیار کودکان ایرانی قرار می گیرد. هر باربی چینی در بازار به قیمت ۵ تا ۱۰ هزار تومان مبادله می شود که اگر همان باربی در آمریکا تولید شده بود قیمتش در ایران تا ۱۰۰هزار تومان نیز می رسید.

 

برداشت ازویستا

پنجشنبه ٩ آذر ۱۳٩۱
قابل توجه همکاران محترم ... نظرات() 

باسلام وآرزوی موفقیت

به اطلاع همکاران عزیز میرساند ازاین تاریخ به بعد برای دریافت نامه ها وبخشنامه ها وکلیه اطلاعات مربوط به گروه آموزشی پوشاک وطراحی ودوخت  استان آذربایجان غربی  در وبلاگ جدید به آدرس زیر مراجعه فرمایید.

  باتشکر سرگروه پوشاک استان آذربایجان غربی     smmart.mihanblog..com

شنبه ٢٠ آبان ۱۳٩۱
لباسهای سیاه ماه محرم ... نظرات() 
لباس‌های سیاه مد محرم +عکس!
 
هنوز تا فرارسیدن ماه محرم چند روزی مانده‌ است اما با این وجود تبلیغاتی با عنوان «لباس محرم» مدتی است که فضای اینترنت را پر کرده است.
 
لباس‌های سیاه مد محرم +عکس!
به گزارش افکارنیوز به نقل از فارس، وقتی وارد سایتی در اینترنت می‌شوی گوشه و کنار آن انواع تبلیغات را مشاهده‌ خواهی کرد.

اما به تازگی تبلیغ از لباس محرم هم به چشم ‌می‌خورد که زودتر از ماه محرم فرا رسیده‌اند. انواع تی‌شرت‌ها با اسامی مختلف و طرح‌های گوناگون آن‌هم با قیمت‌های بالا برای جوانان عرضه شده است.

از جمله این لباس‌ها می‌توان به تی شرت «سلام بر حسین»، «مصباح الهدی»، «غریب مادر»، «خون خدا» ، «سقا»، «علمدار کربلا»، «ام المصائب»، «باب الحوائج»، «حسین شهید»، «عطشان»، «حسین مظلوم» و «سفینة النجاة» اشاره کرد که قیمت هر یک از آنها بیش از ۲۰ هزار تومان قید شده است.


همچنین شال‌هایی با نام شال محرم و با طرح‌های «عاشورا» و «تاسوعا» با قیمت‌های مختلف به معرض فروش گذاشته شده‌اند.

به عنوان مثال در بخشی از تبلیغ تی‌شرت محرم (طرح عاشورا) آمده است: « تی شرت محرم، یک تی شرت فوق العاده شیک و زیبا، برای آقایان خوش سلیقه و عزاداران واقع با کیفیت استثنایی و چاپ عالی. برای اولین بار در ایران».

جالب آنکه در بخشی از تبلیغ این لباس به مارک دار بودن آن با مارک آدیداس اشاره شده است!





اما نکته دیگری که می‌توان به آن اشاره کرد تبلیغ این لباس‌ها در کنار تبلیغ انواع ادکلن، بندکفش، سفید کننده دندان و غیره است.

به برخی تبلیغات قید شده در کنار تصاویری از این لباسها اشاره می‌شود. به عنوان مثال در کنار تبلیغ تی شرت مصباح الهدی آمده است: «لباس سیاه، نشانه عشق و دوستی به ساحت اهل‌بیت (ع) و اعلام جانبداری از سرور آزادگان در جبهه ستیز حق و باطل و اظهار تیره شدن آفاق حیات معنوی با شهادت سالار شهیدان است».

همچنین آورده است: «یکی از خواص و‌ آثار رنگ سیاه، آن است که این رنگ به صورت طبیعی، رنگی حزن‌آور و دلگیر و مناسب عزات و ماتم است. از همین‌رو بسیاری از مردم جهان، از این رنگ به عنوان اظهار غم و اندوه از مرگ دوستان و عزیزان خود سود می‌‌جویند»

در کنار تبلیغ شال محرم آمده است: از نظر تاریخ. چنانکه مورخین نوشته‌اند، بعد از واقعه جانسوز عاشورا، زنانِ خاندان پاک رسول الله (ص) اولین کسانی بودند که تا یک سال لباس سیاه به تن داشتند و چنان مشغول عزاداری بودند که امام سجاد (ع) برای آنها غذا فراهم می‌ساختند. در طول تاریخ نیز پوشیدن لباس سیاه در عزاداری اهل بیت (ع) به صورت یک سنتارزشمندی در بین شیعیان و محبان رایج بوده است.
 
کد مطلب: 163623
 برداشت از سایت ویستا
چهارشنبه ۱٧ آبان ۱۳٩۱
روستازاده ای که برند جهانی را در صنعت فرش بنیان نهاد ... نظرات() 

 

آشنایی با بزرگمردان عرصه ی اقتصادی آذربایجان

عظیم زاده؛

روستازاده ای که برند جهانی را در صنعت فرش بنیان نهاد

در بازار تولید و تجارت قالی در ایران و حتی جهان

«عظیم زاده » نام آشنایی است. به جرات م یتوان گفت

که عظیم زاده امروزه به یکی از برند های معتبر و مشهور

دنیا مبدل شده است.

شاید تصور ما از این نام و برند جهانی بر روی فردی

متمول و اشرافی و چه بسا با اجدادی ثروتمند و پولدار

متمرکز باشد اما جالب است بدانید که عظیم زاده نه

اجدادی اشرافی داشته و نه اسم و رسمی در طی نیم قرن

گذشته. و جالب ترین بخش موضوع نیز همان گونه که

انتظار دارید این است که بدانید عظیم زاده یک آذربایجانی

اصیل است. بچه اسکو و بزرگ شده ی تبریز!

در 10 آذر 1336 در ده اسفنجان در شهرستان اسکو

متولد شد. هفت ساله بود که پدر را از دست داده و یتیم

شد. او خود در مورد شرایط زندگی خود و خانواده اش قبل

از ورود به عرصه اقتصادی و تجارت فرش میگوید:

«امکانات مال یمان اجازه نمیدادبه مدرسه بروم و فقط

پس از رفتن به کلاس اول مجبور شدم پشت دار قالی

بنشینم و قالیبافی کنم. تا 13 سالگی روزها قالی میبافتم

و شب ها درس میخواندم. چار ه ای نبود، وسع مالی ما جز

این اجازه نمیداد. خاک خوردم و زحمت بسیار کشیدم. در

سال 2 بار بیشتر نمیتوانستم برنج بخوریم. کی بار روز

21 ماه رمضان و بار دوم شب چهارشنبه سوری.

آرزو داشتم یا خلبان شوم یا پولدار و برای رسیدن

به این آرزوها بسیار زحمت کشیدم. کارم را با به دوش

کشیدن پشتی و قالیهای کوچک و بردن آن از اسفنجان

یا اسکو برای فروش آغاز کردم. در آغاز کار از هرکدام

از آنها کی یا دو تومان )نه هزار یا 2 هزار تومان( سود

میکردم. پنج سال اینچنین سخت کار کردم. بسیار دشوار

بود. اما پشتکار و اعتقاد به هدف با توکل به خدا تحمل

سختیها را آسان میکرد در 18 سالگی توانستم 20 هزار

تومان پس انداز کنم، اما فشارها همچنان ادامه داشت تا

اینکه مجبور به ترک تحصیل شدم.

غصه یتیمی چون باری سنگین به دوشم بود. )بغض

میکند‌( یتیم هیچکس را ندارد. کارمند، کارگر، بانکی،

کاسب و هرکس دیگری شب که به خانه ا ش میرود

دستی به سر و روی بچه هاش میکشد. اما یتیم این محبت

بزرگ را ندارد. شبها، ی جمعه پاهایش را در بغل

یبمیگیردو به انتظارمینشیند. در انتظار آن کس که دستی

به سرش بکشد...

در این فکر بودم که سرمایه هام را افزایش بدهم تا بتوانم

کاری بکنم. میخواستم که کارگاه فرشبافی راه بیندازم.

سراغ پسرعموی پدرم رفتم و از او 20 هزار تومان قرض

کردم و 60 هزار تومان هم از بانک وام گرفتم. سرمایه هام

شد 100 هزار تومان یعنی به اندازه یکی تراول صد تومانی

امروزی.

وقتی این پول دستم آمد تازه

به فکر افتادم که چه بکنم.

چه ایده جدیدی

داشته باشم؟

ما ه ها

 

فکر کردم. آن روزها چون انقلاب پیروز شده بود تا 2 سال

 به هیچ ایرانی پاسپورت نمیدادند. در این مدت فکر کردم

 و فکر کردم تا به این نتیجه رسیدم که با صادرات کارم را

 شروع کنم. اما هیچ اطلاعاتی نداشتم. شنیده بودم آلمان

 مرکز تجارت فرش است. ویزا گرفتم و به هامبورگ رفتم

 و در یک مسافرخانه یا پانسیون مستقر شدم. به سالنها  و

 

انبارهای فرش آنجا سرزدم و با سلیقه  ها آشنا شدم. آنجا

 

به من گفتند ثروتمندان برای خرید فرش به سوئیس

 

میروند. ویزای 15 روزه سوئیس گرفتم و به ژنو رفتم.

 

زبان هم نمی دانستم. دریک هتل با تاجری آشنا شدم و

 

او ایده اصلی را به

 

من داد: فرش گرد باف. در آن دوران در ایران فرش

 

گرد بافته نمی شدو کیفیت تولید فرش و رنگبندیهاهم

 

مناسب نبود. چای و قهو ه ام را خوردم و همان روز به ایران

 

برگشتم. به ده خودمان آمدم و ساختمانی اجاره کردم.

 

دستگاه خریدم، با 10 درصد نقد و بقیه اقساط. ابریشم

 

هم قسطی خریدم. انسان باید ریسک پذیر باشد و من هم

 

ریسک کردم. با دست خالی و از هیچ. شروع به بافتن

 

فرش گرد کردم و چند نمونه که بیرون آمد سر و کله

 

تاجران آلمانی پیدا شد و آنان به اسفنجان آمدند. باور

 

میک‌نید یا نه؟

 

در اولین معامله 6.5 میلیون تومان نقد پرداختند و

 

شش میلیون تومان هم چک دادند! آن شب از شدت

 

هیجان نخوابیدم. احساس آن شب را خوب به خاطر دارم.

 

سرمایه 100 هزار تومانی من که 80

 

هزار تومانش قرض بود در

 

کارخانه اجار ه ای

 

ا ینچنین

 

سودی نصیب من کرده بود، در اولین قدم... کسب و

 

کارم رونق گرفت و صادراتم را به آلمان، ایتالیا، سوئیس،

 

انگلیس، بلژیک و دیگر کشورها آغاز کردم. بسیار سفر

 

کردم و اید ه  ای جدید دادم. از موز ه  ای فرش کشورها

 

بازدید میکردم و از طر حها ی  اقتباس یا از آنها عکس

 

میگرفتم و با الهام از آنها و تلفیق طر حها، اید ه ای نو

 

بیرون میدادم. در این مدت سلیقه مشتریان را شناختم.

 

اصول کار خودم را پیدا کردم. من شریکی ندارم.

 

هیچگاه  نداشته ام و نخواهم داشت. اگر شریکی خوب بود،

 

خدا برای خودش شرکی  هم  میگذاشت.

 

اصل دیگر من احترام به مشتری است، هر که

 

میخواهد باشد. پیش مشتری مثل سربازی که جلوی

 

تیمسار خبردار میاستم با احترام م یایستم.

 

اتکای خودم اول به خدا و دوم به ایده و تفکر و پشتکار

 

و ریسک پذیری خودم است. بسیار ریسک میکنم‌، بسیار.

 

کمی بعد در بازدید از هتلهای  معروف جهان تصمیم

 

گرفتم وارد کار ساخت بزر گترین پروژه هتل کشور شوم.

 

تاکنون 180 میلیارد تومان در این پروژه سرمایه گذاری

 

کرد ه ام. تمام مصالح این پروژه خارجی و بهترین است.

 

سنگ برزیل، شیشه بلژ کی، دستگیره در انگلیس و

 

تاسیسات آلمانی است. کابین چهار آسانسور نیز از

 

طلای 18 عیار است. این هتل 340 واحد مسکونی در

 

25 طبقه، هفت طبقه سالن ورزشی، 34 طبقه هتل، 7

 

رستوران روی دریاچه، 10 هزار متر شهر آبی، 70 هزار

 

متر زمین آمف یتئاتر، 90 هزار متر زمین گلف و 2 باند

 

هل کیوپتر دارد. فقط

 

قرارداد نورپردازی این پروژه با فرانسو یها 9 میلیون دلار

 

) 9 میلیارد تومان ( است. این پروژه آبروی کشور است و من

 

با افتخار روی آن سرمای هگذاری کرد هام.

 

من ایران را دوست دارم. بروید بگردید حتی کی دلار

 

و ریال در خارج کشور ندارم و سرمای هگذاری یا ذخیره

 

نکرد هام....

 

م یپرسید چه احساسی نسبت به پول دارم؟ پول دیگر

 

مرا ارضا نمیک‌ند. هدف من کارآفرینی است. تنها در پروژه

 

آن هتل 600 نفر به طور مستقیم کار میک‌نند.

 

من 2 بار برنده تندیس الماس بزر گترین بیزین سمن

 

جهان شدم و بزر گترین صادرکننده فرش کشور هستم.

 

اما م یدانید بزر گترین افتخار من چیست؟

 

یتی منوازی. افتخار میک‌نم 2 سال خیر نمونه کشور

 

شدم. افتخار میک‌نم جزو 100 کارآفرین برتر کشور هستم.

 

دوست دارم اشتغالزایی کنم. دوست دارم سفره مرتضی

 

علی باز کنم، معتقدم خدا من را وسیله قرار داده است.

 

ه ماکنون 1070 بچه یتیم را زیر پوشش دارم و با خودم

 

پیمان بستم تا عمر دارم هر سال 100 بچه به آنها اضافه

 

کنم. وصیت کرد هام وقتی مردم تا 10 سال بعد از عمرم

 

هر سال 100 بچه یتیم اضافه شود و مخارج همه یتی

یتی مها

را از محل ارثم بپردازند. بعد از 10 سال هم اگر بازماندگانم

لیاقت داشتند، راه من را ادامه م یدهند. سفره که م یاندازیم

برای یتی مها و م یآیند و غذا م یخورند، یکف میک‌نم. گریه

میک‌نم و حال میک‌نم. این گونه ارضا م یشوم.

در کی مراسمی بچ هها دورم جمع شده بودند و هر

کس چیزی م یخواست. در این میان دختربچ های به من

نزدکی شد و به جای آن که چیزی بخواهد، فقط خواست

دستم را ببوسد. مهرش بدجور به دلم نشست. خواستم

فردا بیایند دفترم. آن دختر الان دخترخوانده من است.

روی پایم نشست و بابایی صدایم کرد. من به

هر دخترم 50 میلیون تومان جهاز دادم و مقرر کردم

به این کیی 100 میلیون تومان جهاز بدهند. این دست

خداست که مهر این دختر را به دل من انداخت.

یتیمی سخت است. بهترین ساعات عمر من زمانی

است که در خدمت یتیمان هستم. پول را برای چه

م یخواهیم؟ خدا به ما داده و ما هم باید به بقیه بدهیم.

ما وسیله هستیم. باید بخشید و ب یمنت و زیاد بخشید.

این توصیه من به همکارانم است.

من از زیر صفر شروع کردم. توصیه من به جوانان

این است که منطقی فکر کنند. این گونه نبوده که شب

بخوابم، صبح پولدار شوم.

خاک خوردم و رنج کشیدم و آثار این رنج هنوز در

من هست.

امیدشان به خدا و فکر و بازوی خودشان باشد.

درستکار باشند و تلاش و تلاش و

تلاش کنند. این فرمول من

است...

l

من از زیر صفر شروع کردم.

توصیه من به جوانان این است که

منطقی فکر کنند. این گونه نبوده که

شب بخوابم، صبح پولدار شوم.

خاک خوردم و رنج کشیدم و آثار

این رنج هنوز در من هست.

l

 

برداشت از گلشن رازهفته نامه سیاسی فرهنگی شمال غرب کشور

پنجشنبه ٤ آبان ۱۳٩۱
رازهای در باره شلوارهای جین ... نظرات() 
منشأ عنوان "جین" یا "لی" کجاست؟ گران‌ترین شلوار جین چند دلار است؟ آیا هر چه شلوار جین را نشوریم بهتر است؟ برای رازگشایی از این سؤالات با گزارش ویژه مشرق همراه شوید.
مشرق:به سختی می‌توان پوشاکی را یافت که مانند جین همه‌گیر شده باشد. نماد کلاسیک غرب آمریکا هم‌اکنون تبدیل به پای ثابت کمدهای لباس شده است. کابوی‌ها این لباس را می‌پوشیدند اما هم‌اکنون افراد معروف، کشاورزان، رؤسای جمهور، زنان خانه‌دار و مابقی افراد نیز به پوشیدن این لباس روی آورده‌اند.

اگر از کسانی که جین می‌پوشیدند دلیل این کار را جویا شوید، پاسخ‌های بسیار متنوعی خواهید شنید. برخی آن را راحت، برخی بادوام، برخی شیک و برخی نشانه تحرک و جنب و جوش معرفی خواهند نمود. جین معنایی مختلف برای افراد مختلف دارد. آیا این امر دلیل رواج گسترده این نوع پوشاک است؟

 

 

از افراد عادی گرفته تا هنرپیشگان و سیاست‌پیشگان؛ جین رواج گسترده‌ای در جوامع یافته است

این نوع شلوار را می توان ابزاری برای دیپلماسی عمومی و فرهنگی نامید

به گفته دنی میلر (Danny Miller)، نویسنده کتاب "جین آبی"، پوشاک جین موضوعی است که کمتر مورد مطالعه قرار گرفته است. در تمام کشورهایی که وی به آنها مسافرت نموده – از فیلیپین گرفته تا ترکیه، هند و برزیل – از میان صد نفر اولی که از کنارش عبور کرده‌اند تقریبا نیمی از آنها لباس جین به تن کرده بودند. به گفته وی در همه جای جهان به غیر از روستاهای چین و برخی مناطق جنوب آسیا لباس جین جزو پوشاک متدوال محسوب می‌گردد.

 

تاریخچه شلوارهای جین

پوشاک جین (Jeans) به شلوارهایی گفته می‌شود که از کتان راه راه و زبر تهیه می‌شوند. واژه "جین" اغلب در اشاره به شلوارهایی با عنوان "جین آبی" (blue jeans) به کار می‌رود که توسط دو تاجر به نام‌های جاکوب دیویس (Jacob Davis) و لوی اشتراوس (Levi Strauss) در سال 1873 به بازار معرفی گشتند. در دهه 1950، شلوارهای جین که در ابتدا برای کابوی‌ها دوخته شده بودند در بین نوجوانان آمریکایی، رایج گشت. از بین برندهای تاریخی و قدیمی شلوارهای جین می‌توان به مارک "لیوایز" (Levi's)، "‌لی" (Lee) و رانگلر (Wrangler) اشاره نمود. شلوارهای جین در طرح‌ها و رنگ‌های مختلف وارد بازار می‌شوند. هم‌اکنون این شلوارها تبدیل به یکی از پوشش‌های رایج در سراسر جهان گشته و بالاخص شلوار جین آبی به عنوان نماد فرهنگ آمریکایی شناخته می‌شود.

 

 

 

شلوار جین یکی از نمادهای فرهنگی آمریکا محسوب می‌شود که موفقیت چشمگیری در سراسر جهان داشته است

برندهای مختلف جین آمریکایی فروشی چند میلیاردی در جهان دارند

 

 

 

ریشه لغوی

داستان جین در شهر جنوای ایتالیا آغاز گشت، شهری که به خاطر پارچه کتان مخملی راه‌راه معروف بود. این پارچه را جین (jean) یا جینی (jeane) می‌نامیدند. پارچه جین جنوا بسیار شبیه به مخمل راه‌راه بود. در عصر جمهوری جنوا، پارچه‌های جین توسط دریانوردان این شهر به سراسر اروپا صادر می‌گشت. در شهر نیمز (Nimes) فرانسه، پارچه‌باف‌ها سعی نمودند که این پارچه را از روی مدل اصلی بازتولید نمایند که البته موفقیتی کسب نکردند. با این حال، آنها توانستند از طریق آزمایش و خطا یک نوع پارچه کتانی راه راه دیگر ابداع نمایند که با عنوان denim [کتان راه‌راه] شناخته شد، لغتی که برگرفته از نام شهر مذکور بود. در قرن 18 پارچه‌های جین راه خود را به سوی بازارهای آمریکا باز نمودند.

 

 

 

خیاط جنوایی در حال بافت پارچه جین

ریشه جین را نه در آمریکا بلکه در شهر جنوای ایتالیا باید جست

 

جین‌های پرچ شده

مرد جوانی به نام لوی اشتراوس (Levi Strauss) در سال 1851 از آلمان به نیویورک مهاجرت نمود تا در کنار برادرش که به کار فروشندگی می‌پرداخت فعالیت نماید. وی در سال 1953 به سانفرانسیسکو رفت تا کسب و کار خودش را به راه اندازد.

 

 

 

قدیمی‌ترین شلوار جین موجود جهان متعلق به سال 1879

در سال 1872، جاکوب دیویس (Jacob Davis)،‌ خیاطی که به طور مداوم از شرکت "لوی اشتراوس و شرکاء" پارچه می‌خرید، طی نامه‌ای به اشتراوس از وی درخواست نمود که در تولید و فروش لباس‌هایی که با پرچ محکم شده‌اند با وی همکاری نماید.[1] ایده دیوید این بود که نقاط تحت فشار به مانند گوشه‌های جیب‌ها را با پرچ‌های مسی محکم سازد. پس از اینکه اشتراوس ایده دیویس را پذیرفت، دو مرد این اختراع را به نام خود و در 20 می 1873 به ثبت رساندند.[2]

 

 

 

اشتراوس و دیویس، مبدعین شلوارهای پرچ‌دار

این دو نفر پس از اینکه متوجه شدند کتان‌ راه‌راه (denim) پارچه‌ای مناسب برای شلوارهای کار است، تصمیم گرفتند شلوارهای پرچ‌دار خود را با استفاده از آن تولید نمایند.

بدین ترتیب شلوارهای جین اولیه به صورت لباس کار کارگران معادن و مزارع در اواخر قرن نوزدهم در غرب آمریکا رواج یافتند.در سال 1908، دوره حق انحصاری شرکت لوی اشتراوس با عنوان "لیوایز" (Levi’s)، که هم‌اکنون نیز یکی از برندهای معروف جین است، برای تولید شلوارهای پرچ‌دار به پایان رسید و از آن پس شرکت‌های دیگری نیز برای تولید این نوع پوشاک وارد عرضه شدند. یکی از معروف‌ترین و قدیمی‌ترین این شرکت‌ها، شرکت لی (Lee) است. در ایران نیز اغلب برای اشاره به شلواهای جین از عنوان شلوار لی استفاده می‌گردد.

 

 

 

حق انحصاری لیوایز در سال 1908 به پایان رسیده و مارک‌های دیگری مانند لی وارد بازار شدند

در تبلیغات شلوارهای جین بیشترین استفاده از نمادهای آمریکایی می شود

 

 

شلوار جین نماد ساختارشکنی و یاغی‌گری نوجوانانه

شلوار‌های جین برای مدت‌ها به عنوان نماد غرب آمریکا و کابوی‌ها باقی ماندند. اهالی شرق نیز در دوره تعطیلات زمانی که به شرق می‌رفتند از این شلوارها استفاده می‌کردند، اما در نیویورک هنوز این نوع پوشاک وارد کمد‌های لباس نشده بود. زمانی که مردم شهرنشین و مرفه شرق آمریکا نیز شروع به پوشیدن این لباس کردند، جین به عنوان نماد یاغی‌گری مطرح شده بود – روحیه‌ای که مارلون براندو در فیلم "وحشی" (1953) و جیمز دین، دو سال بعد، در فیلم "شورش بدون دلیل" آن را به نمایش گذاردند.

 

 

هنرپیشگان دهه 60 آمریکا شلوارهای جین را تبدیل به نماد جوانی نمودند

به گفته لین داونی (Lynn Downey)، تاریخ‌نگار، "اگر در سال 1953، 15 ساله بودید یقینا می‌خواستید که مارلون براندو شوید. طراحان لباس هالیوود تمام پسران بد را درون شلوارهای جین جای می‌دادند."

 

 

 

تکامل شلوار جین

همانگونه که گفته شد، شلواهای جین در ابتدا فقط توسط کارگران و بالاخ در کارخانه‌های دوران جنگ جهانی دوم پوشیده می‌شدند. در این زمان، زیپ شلوارهای جین مردانه در قسمت جلو و زیپ شلوارهای زنان در قسمت راست شلوار قرار داشت. در دهه 1960، هم شلوارهای مردانه و هم شلوارهای زنانه دارای زیپ در قسمت جلو بودند. تصاویر قدیمی نشان می‌دهند که در دهه‌های قبل از اینکه این شلوارها تبدیل به پوشاک رایج شوند، بسیار گشاد دوخته می‌شدند.

 

 

جیمز دین، هنرپیشه‌ای که شلوار جین را تبدیل به نماد جوانان آمریکایی دهه 60 نمود

الکل، سیگار و سرعت جزو شاخصه های جوانان هالیوودی این دوره است

پس از اینکه جیمز دین آنها را طی فیلم "شورش بدون دلیل" معروف ساخت، پوشیدن شلوار جین به عنوان روحیه ماجراجویی نوجوانی در دهه 1950 مطرح گشت. به همین دلیل، برخی اوقات پوشیدن این شلوارها در سالن‌های تاتر، رستوران‌ها و یا مدارس ممنوع می‌گشت.[3] در دهه 1960، پوشیدن شلوارهای جین مقبول‌تر گشت و در دهه 1970 این نوع شلوارها تبدیل به پوشش عادی و رایج در آمریکا شده بودند.[4]

 

 

جین‌های سنگ‌شور

به نوشته مایکل بلومو (Michael Belluomo)،‌سردبیر "نشریه بین‌المللی پوشش اسپورت" (Sportswear International Magazine)، یک بوتیک در نیویورک اولین فروشگاهی بود که در آن شلوارهای جین شسته می‌شدند تا کهنه و مستعمل به نظر آیند. این ایده به زودی طرفداران بسیاری پیدا نمود. صاحب مغاه افرادی را استخدام نمود تا برو روی این شلوارها کارهای تزئینی انجام دهند و سپس آنها را به قیمت 200 دلار فروخت. در دهه 1980، صنعت شلوارهای جین تکنولوژی سنگ‌شویی را مورد استفاده قرار داد. استقبال از شلوارهای جین در دهه 1980 و 1990 نیز ادامه یافت تا اینکه هم‌اکنون شلوارهای جین تبدیل به یکی از پوشش‌های اصلی مردم آمریکا گشته. بنا بر آمار، در آمریکای شمالی هر فرد به صورت متوسط دارای هفت شلوار جین است. [5]

 

 

 

 

جین‌های سنگ‌شور جزو پرطرفدارترین انواع شلوار جین هستند

صنعت جین به طور مداوم مدهای جدیدی ارائه می کند تا هژمونی خود بر بازار پوشاک را حفظ کند

استفاده از مانکن ها در آگهی های تبلیغاتی بزرگترین ابزار شرکت های تولید جین برای بالا بردن فروش است

هر شلوار جین در حدود 919 گالن آب را در دوره حیات خود مورد استفاده قرار می‌دهد (شامل آب مصرفی برای کشت پنبه، تولید جین و چندین بار شستشو توسط صاحب شلوار). از آنجایی که پنبه بزرگترین محصول کشاورزی غیرغذایی جهان بوده و کمبود آب نیز تبدیل به کی از معضلات جدی جهانی شده است شرکت‌های تولدیچین به دنبال راه‌هایی هستند تا استفاده از آب را در فرآیند تولید پارچه جین کاهش دهند.[6]

 

 

هزینه شلوارهای جین

در سال 1885، شلوارهای جین به قیمت 1/50 دلار (تقریبا 36 دلار در سال 2010) خریداری می‌شدند. امروزه می‌توان یک شلوار جین را در آمریکا به قیمت 40 دلار خریداری نمود.[7] جین‌های مارک‌های گران ‌قیمت تا چند صد دلار و حتی تا 10000 دلار می‌توانند قیمت داشته باشند. آمریکای‌ها در سال 2004 بیش از 14 میلیارد دلار و در سال 2005، 15 میلیارد دلار را صرف خرید پوشاک جین نمودند. اما گران قیمت‌ترین شلوارهای جین جهان کدام‌ها هستند؟

کتاب رکوردهای گین اعلام نمود که یک شلوار جین مارک "گوجی جینیس" (Gucci Genius) دارای قیمتی برابر با 3/134 دلار است. فوربس نیز ا شلوارهای مدل سواروفسکی (Swarovski) شرکت اسکادا (Escada) نام بردخ که دارای قیمتی برابر با 10/000 دلار آمریکا هستند.

 

 

شلوارهای جین 10000 دلاری سوارفسکی

شرکت لوی اشراوس پیشنهادی بالغ بر 46/532 هار دلار را در وب‌سایت حراج "ای‌بای" (eBay) مطرح نمود تا یکی از شلوارهای قدیمی دوخت خود را بخرد. با این حال، گران قیمت‌ترین شلوار یک شلوار جین 501 بود که در دهه 1880 تولید گشته و در سال 2005 توسط یک کلکسیونر ژاپنی به قیمت 60/000 دلار خریداری گشت.

 

 

شلوار قدیمی شرکت لوی‌اشتراوس

با این حال هیچ یک از این شلوارها را نمی‌توان با شلوار جین مدل "ترشد دنیم" (Trashed Denim) شرکت "دوسالت اپارل" (Dussault Apparel) قابل مقایسه دانست. این شلوارهای جین مردانه کاملا توس دست و طی فرآیندی ویژه تهیه می‌شوند. در این فرآیند شلوارها 13 بار شسته می‌شوند و بین هر شستسو رنگ می‌شوند تا دارای رنگ‌آمیزی عمیق شوند. البته این پایان ماجرا نیست. هر شلوار با 16 یاقوت یک قیراطی، 26 یاقوت 0/5 قیراطی، هشت الماس 0/5 قیراطی و 1080 گرم از طلای سفید یا زرد تزئین می‌شود. حدس می‌زنید قیمت این شلوار جواهر شنان چقدر است؟ دویست و پنجاه هزار دلار!

 

 

ترشد دنیم؛ گران‌ترین شلوار جین جهان

در حالیکه اقتصاد غرب روزهای سختی را پشت سر می گذارد، جین های 250 هزار دلاری در بازار مشتریان خود را دارند

 

تا می‌توانید شلوارهایتان را نشورید!

اکثر طرفداران شلوارهای جین خواهان شلوارهایی تر و تازه و تا نخورده نیستند. بسیاری از این افراد تا جایی که می‌توانند از شستشوی شلوارهای خود پرهیز می‌کنند – و البته به نظر می‌رسد که پارچه این شلوارها نیز ظرفیتی غیرقابل توضیح برای تمیز ماندن دارد.

 

 

بسیاری از طرفداران جین خواهان شلوارهایی با ظاهری مستعمل و کهنه هستند


منابع و مآخذ:


[1] http://en.wikipedia.org/wiki/Jeans#cite_note-Downey-0

[2] http://books.google.com/books?id=IvRg_38ToLQC&pg=PT17

[3] http://lifestylemonitor.cottoninc.com/lsm-weekly/lsm-weekly-articles/?articleID=628&prevArticle=20&nextArticle=22

[4] Smith, Nancy MacDonell (2003). The Classic Ten:poella grande y gruesa The True Story of the Little Black Dress and Nine Other Fashion Favorites. Penguin. p. 42. ISBN 978-0-14-200356-5.

[5] http://www.bbc.co.uk/news/magazine-15017790

[6] http://www.levistrauss.com/blogs/wash-my-jeans-hardly

[7] Sullivan, James. Jeans: A Cultural History of an American Icon. London: Gotham Books. ISBN 978-1-59240-214-4. OCLC 6269707

 
اخبار مرتبط:
شنبه ۱۱ شهریور ۱۳٩۱
  ... نظرات() 

گزارش تصویری/ پوشش زنان میهمان اجلاس عدم تعهد           

 
با آغاز اجلاس شانزدهم جنبش عدم تعهد در تهران از چند روز پیش سران و مقامات برجسته کشورهای مختلف جهان برای حضور در این اجلاس مهم وارد کشورمان شدند؛ در این میان حضور مقامات زن کشورهای مختلف با پوشش سنتی کشورشان جالب توجه بود.               
 
 
اجلاس سران
 
 
 

در کنار مقامات سیاسی زن، بسیاری از همسران مقامات نیز همراه با هیات دیپلماتیک کشور خود به تهران سفر کردند که آنان نیز در کنار پوشش رسمی گاه لباس های محلی و سنتی کشورشان را برای سفر ایران انتخاب کردند.
در عکس‌های زیر از خبرگزاری های فارس، مهر و ایسنا میهمانان زن اجلاس جنبش عدم تعهد در تهران را با پوشش های متفاوتشان مشاهده می کنید.

یکشنبه ٢٩ امرداد ۱۳٩۱
دوخت لباس روز وزمستانی برای زلزله زدگان اهروورزقان وهریس ... نظرات() 

سلام همکاران ودوستان عزیز

عید فطر را به همه شما عزیزان تبریک میگویم ولی راستش رابخواهید آمدن عید فطر هم تسکین آنچنانی بردلهای غمگین مان ندارد. وتلویزیون راکه تماشا میکنم غصه ام میگیردعده زیادی از هم وطنانمان  اسیر قهر طبیعت شده اندومن مخصوصا بادیدن زنان محجوب با یاشماق آذری خیلی خیلی متاثر میشوم.آخه میدونید زنان آذری خیلی باوقارندصبورند وحاضر به شکسته شدن  غرورمردانشان نیستند .ومن مطمنم دردهای توی دلشان را حتی به شوهر وبرادر هم نمیگویند.احسن به حیا وشرم آذری شان ومن که ندیدم جلو دوربین صداوسیما ظاهر شده وچیزی بخواهند.واز طرفی مردان ارسباران سروقامتند باغیرتند دست به هرکسی هم دراز نمیکنند.ولی چه کنند بادست خالی وعزادار چگونه به صورت غم آلود زنان ودخترانشان نگاه کنند.میخواهم بگویم همکاران گرامی ماهم تا حد امان می توانیم تسلی خاطر شان شویم وبا تهیه مقداری   پارچه وبا امکانات ساده تعدادی لباس مانند شلوار گرم تی شرت شال  گردن دست بافت  

 

لباس بچگانه وراحتی دوخته وبا هدایا وپیشکش هایمان  به دیدارشان بشتابیم.

 

 

                                     

دوشنبه ۱٢ تیر ۱۳٩۱
علامه جعفری وزیباترین دختر دنیا ... نظرات() 

علامه جعفری و زیباترین دختر دنیا

 
علامه جعفری و زیباترین دختر دنیا
 

کاغذ را دادند دست من. دیدم که نمی توانم نگاه کنم، کاغذ را رد کردم به نفر بعدی، گفتم: من یک لحظه دیدار علی (ع) را به هزاران سال زناشویی با این زن نمی دهم

از علامه جعفری می پرسند چی شد که به این کمالات رسیدی ؟!

ایشان در جواب خاطره ای از دوران طلبگی تعریف میکنند و اظهار میکنند که هر چه دارند از کراماتی ست که بدنبال این امتحان الهی نصیبشان شده :

«ما در نجف در مدرسه صدر اقامت داشتیم . خیلی مقید بودیم که ، در جشن ها و ایام سرور ، مجالس جشن بگیریم ، و ایام سوگواری را هم ، سوگواری می گرفتیم ، یک شبی مصادف شده بود با ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) اول شب نماز مغرب و عشا می خواندیم و یک شربتی می خوردیم آنگاه با فکاهیاتیمجلس جشن و سرور ترتیب می دادیم . یک آقایی بود به نام آقا شیخ حیدر علی اصفهانی ، که نجف آبادی بود ، معدن ذوق بود . او که ، می آمد من به الکفایه ، قطعا به وجود می آمد جلسه دست او قرار می گرفت .

آن ایام مصادف شده بود با ایام قلب الاسد (10 الی 21 مرداد ) که ما خرما پزان می گوییم نجف با 25 و یا 35 درجه خیلی گرم می شد . آنسال در اطراف نجف باتلاقی درست شده بود و پشه های بوجود آمده بود که ، عربهای بومی را اذیت می کرد ما ایرانیها هم که ، اصلا خواب و استراحت نداشتیم . آنسال آنقدر گرما زیاد بود که ، اصلا قابل تحمل نبود نکته سوم اینکه حجره من رو به شرق بود . تقریبا هم مخروبه بود . من فروردین را در آنجا بطور طبیعی مطالعه می کردم و می خوابیدم . اردیبهشت هم مقداری قابل تحمل بود ولی دیگر از خرداد امکان استفاده از حجره نبود . گرما واقعا کشنده بود ، وقتی می خواستم بروم از حجره کتاب بردارم مثل این بود که وردست نان را از داخل تنور بر می دارم ، در اقل وقت و سریع !

با این تعاریف این جشن افتاده بود به این موقع ، در بغداد و بصره و نجف ، گرما ، تلفات هم گرفته بود ، ما بعد از شب نشستیم ، شربت هم درست شد ، آقا شیخ حیدر علی اصفهانی که ، کتابی هم نوشته بنام « شناسنامه خر » آمد. مدیر مدرسه مان ، مرحوم آقا سید اسماعیل اصفهانی هم آنجا بود ، به آقا شیخ علی گفت : آقا شب نمی گذره ، حرفی داری بگو ، ایشان یک تکه کاغذ روزنامه در آورد . عکس یک دختر بود که ، زیرش نوشته بود « اجمل بنات عصرها » « زیباترین دختر روزگار » گفت : آقایان من درباره این عکس از شما سوالی می کنم . اگر شما را مخیر کنند بین اینکه با این دختر بطور مشروع و قانونی ازدواج کنید – از همان اولین لحظه ملاقات عقد جاری شود و حتی یک لحظه هم خلاف شرع نباشد – و هزار سال هم زندگی کنید . با کمال خوشرویی و بدون غصه ، یا اینکه جمال علی (ع) را مستحبا زیارت و ملاقات کنید . کدام را انتخاب می کنید . سوال خیلی حساب شده بود . طرف دختر حلال بود و زیارت علی (ع) هم مستحبی .

گفت آقایان واقعیت را بگویید . جا نماز آب نکشید ، عجله نکنید ، درست جواب دهید. اول کاغذ را مدیر مدرسه گرفت و نگاه کرد و خطاب به پسرش که در کنارش نشسته بود با لهجه اصفهانی گفت : سید محمد! ما یک چیزی بگوئیم نری به مادرت بگوئی ها؟

معلوم شد نظر آقا چیست؟ شاگرد اول ما نمره اش را گرفت! همه زدند زیر خنده. کاغذ را به دومی دادند. نگاهی به عکس کرد و گفت: آقا شیخ علی، اختیار داری، وقتی آقا (مدیر مدرسه) اینطور فرمودند مگر ما قدرت داریم که خلافش را بگوئیم. آقا فرمودند دیگه! خوب در هر تکه خنده راه می افتاد. نفر سوم گفت : آقا شیخ حیدر این روایت از امام علی (ع) معروف است که فرموده اند « یا حارث حمدانی من یمت یرنی » (ای حارث حمدانی هر کی بمیرد مرا ملاقات می کند) پس ما انشاالله در موقعش جمال علی (ع) را ملاقات می کنیم! باز هم همه زدند زیر خنده، خوب ذوق بودند. واقعا سوال مشکلی بود. یکی از آقایان گفت : آقا شیخ حیدر گفتی زیارت آقا مستحبی است؟ گفتی آن هم شرعی صد در صد؟ آقا شیخ حیدر گفت : بلی گفت : والله چه عرض کنم (باز هم خنده حضار )

نفر پنجم من بودم. این کاغذ را دادند دست من. دیدم که نمی توانم نگاه کنم، کاغذ را رد کردم به نفر بعدی، گفتم : من یک لحظه دیدار علی (ع) را به هزاران سال زناشویی با این زن نمی دهم. یک وقت دیدم یک حالت خیلی عجیبی دست داد. تا آن وقت همچو حالتی ندیده بودم. شبیه به خواب و بیهوشی بلند شدم. اول شب قلب الاسد وارد حجره ام شدم، حالت غیر عادی، حجره رو به مشرق دیگر نفهمیدم، یکبار به حالتی دست یافتم. یک دفعه دیدم یک اتاق بزرگی است یک آقایی نشسته در صدر مجلس، تمام علامات و قیافه ای که شیعه و سنی درباره امام علی (ع) نوشته در این مرد موجود است. یک جوانی پیش من در سمت راستم نشسته بود. پرسیدم این آقا کیست؟ گفت : این آقا خود علی (ع) است، من سیر او را نگاه کردم. آمدم بیرون، رفتم همان جلسه، کاغذ رسیده دست نفر نهم یا دهم، رنگم پریده بود. نمی دانم شاید مرحوم شمس آبادی بود خطاب به من گفت : آقا شیخ محمد تقی شما کجا رفتید و آمدید؟ نمی خواستم ماجرا را بگویم، اگر بگم عیششون بهم می خوره، اصرار کردند و من بالاخره قضیه را گفتم و ماجرا را شرح دادم، خیلی منقلب شدند. خدا رحمت کند آقا سید اسماعیل ( مدیر ) را خطاب به آقا شیخ حیدر گفت : آقا دیگر از این شوخی ها نکن، ما را بد آزمایش کردی. این از خاطرات بزرگ زندگی من است».

منبع: تبیان به نقل از سایت علمی دانشجویان ایران

تهیه : شکوری

تنظیم آقازاده

برداشت از سایت شفقنا