اخبار پوشاک و طراحی ودوخت آذربایجان غربی
افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند ، بلکه کارها را بطریق متفاوت انجام میدهند ...
چهارشنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸٩
لباسهای سنتی ایران ... نظرات() 

لباسهای سنتی ایران



کشور ما ایران از لحاظ دستاوردهای مادی ومعنوی بسیار غنی می باشد این دستاوردهای مادی و معنوی که همان فرهنگ وتمدن یک جامعه نامیده می شوند.
کشور ما ایران از لحاظ دستاوردهای مادی ومعنوی بسیار غنی می باشد این دستاوردهای مادی ومعنوی که همان فرهنگ و تمدن یک جامعه نامیده می شوند درایران از دوران ما قبل تاریخ و زمان تمدن بین النهرین مطرح بوده وجایی بسیار ومهم دربین پژوهشگران دارد.
 دراین خصوص به دلیل وجود قوم های مختلف و پوشش ها و سنتها و آداب و رسوم خاص هر قوم در جای جای کشورمان، فرهنگ هایی خاص آن قسمت با شرایط اقلیمی و جغرافیایی و نیز اعتقادات و علایق وشیوه زندگی مربوط به خود می بینیم .
اما آنچه مهم است اینکه تمامی این اقوام دارای فرهنگی غنی که ریشه در گرایش های مذهبی، سنتها و شرایط زندگیتان دارد می باشند . ازاینرو ایران یکی از کشورهای مطرح از لحاظ فرهنگ غنی و هنر وفلسفه می باشد.
در وهله های اخیر همواره پژوهش گران وباستان شناسان به دنبال راهی برای دستیابی به شناخت فرهنگ وتمدن یک جامعه بوده اند ،‌یکی از این راهها شناخت لباس اقوام یک جامعه می باشد وبه عبارتی شناخت فرهنگ یک جامعه امکان پذیر نمی باشد مگر با شناخت وبررسی لباسهای سنتی اقوام آن .
چرا که با شناخت پوشاک یک قوم می توان شیوه زنذگی ، شرایط اقلیمی و اعتقادات و آداب ورسوم، گرایشهای مذهبی و سیاسی و شرایط اقتصادی یک جامعه را شناخت ونیز ازطرفی می توان به ذوق هنری مردم آن ناحیه پی برد و شناخت نقوش تزئینی و رنگبندی وکارهای دستی آنها برای پژوهشگران آسان می شود.اقوام ایرانی در درجه اول به کارایی لباس واصول اعتقادی خود در پوشش پایبند بوده که آن را مطابق با شرایط آب وهوایی واقلیمی خود انتخاب می کنند، دراین مورد جنس لباس و رنگبندی آن نمایانگر این مسئله می باشد و سپس از هنرها و ذوقهای دستی بانوان هرقوم برای تزئین روی لباس هااستفاده می کنند . این تزئینات شامل رودوزی ، سوزن دوزی، پولک دوزی و سایر شیوه های تزئینی می باشد که درهر قوم با نقوش خاص آن منطقه متداول می باشد.
لازم به ذکر است که منظور از پوشاک اقوام صرفا" لباس های آنها نمی باشد بلکه این پوشاک شامل کفش ، کلاه ، سربند، شال، شال کمر، ردا، بالاپوش، جلیقه، لچک، زیور آلات و جواهرات و سایرمتعلقات می باشد که درجای خود در ارتباط با هر قومی بررسی می گردد و جالب اینکه با توجه به تنوع اجزاء لباس درتمامی آنها مسئله راحتی استفاده کردن از آنها نیز مورد توجه بوده است و مردمـان هر ناحیه با توجه به زیاد بودن تکه های لباس در پوشیدن و استفاده کردن آن دچار مشکل نمی شوند.
در طی قرنها لباس های فولکلوریک ایرانی - همانند لباس های روزمره - دچار تغییر و تحولاتی شده است و بعضا" گرایش به سمت ساده شدن دارد ولی در اینجا سعی ما بر این است که از طرحهای اصیل و لباسهای فولکوریک استفاده شود و همان طرح اصلی به نمایش گذاشته شود. لازم به ذکر است که دوخت این لباسها با استفاده از روشهای ساده اقوام و قواعد خودشان قابل اجرا میباشد و نیز شیوه تزیینات مخصوص به قوم مربوطه است و حتی پارچه های این لباس ها اکثرا" در جاهای دیگر رایج نیست و پارچه هر قومی در بین خودشان استفاده می شود و جاص همان قوم است. ولی سعی ما بر این است که این امکان را فراهم کنیم که علاقمندان از این طریق بتوانند به این لباس ها دسترسی پیدا کنند و در صورت نیاز انها را تهیه فرمایند.
از زمانی که انسان‌ها اولین پوشش را برای خود برگزیدند تا امروز مقوله لباس در محاصره انواع مدها و سلایق گوناگون درآمده است. این مساله موجب شد تا در طول تاریخ پوشاک بارزترین نشانه فرهنگی هر ملت باشد و مقامات بلندپایه مملکتی نیز در خصوص فرهنگ‌سازی برای پوشش مناسب‌تر حساس شوند. لباس ایرانیان به خصوص زنان ایرانی از مهم‌ترین و چالش‌برانگیزترین موضوعات سال‌های اخیر بوده است و این موضوع برای زنان جامعه ما از اهمیت دوچندانی برخوردار است.
تغییر و تحول در زندگی ایرانیان موجب شده تا در سال‌های اخیر زنان بیشتری در محیط کار قرار گیرند و این مساله حساسیت پوشش آنان را دوچندان کرد
پوشش زنان در ایران باستان
پوشش زنان در ایران باستان یک نظریه است که بر اساس آن، پوشش حجاب از ایران پیش از اسلام سرچشمه می‌گیرد.
ویل دورانت معتقد است نقش پوشش و حجاب زنان در ایران باستان چنان برجسته‌است که می‌توان ایران را منشاء اصلی پراکندن حجاب در جهان دانست.
دایره‌المعارف لاروس نیز به وجود حجاب زنان در ایران باستان اشاره می‌کند. در تفسیر اثنی عشری چنین آمده‌است: «تاریخ نشان می‏دهد که حجاب در فرس(فارس) قدیم وجود داشته‌است.»
آیین زرتشتی
زرتشتدر حدود بیش از هزار سال (و به روایاتی بیش از هزاران سال) پیش از میلاد مسیح، در کتاب یسنا بر عفت سرشتین در کنار پوشش ظاهری پافشاری کرده‌است.
بر پایهٔ آنچه موبد «رستم شهرزادی» گفته‌است، پوشش زن باید به گونه‌ای باشد که حتا یک تار موی او نیز آشکار نگردد. در خرده اوستا، چنین آمده‌است: «همگان نامی ز تو بر گوییم و همگان سر خود را می‌پوشیم و آن گاه به درگاه دادار اهورمزدا نماز می‌کنیم».
در کتاب پوشاک باستانی ایرانیان در ذیل عنوان «پوشاک اقلیت‏های میهن ما» در مورد حجاب زنان زرتشتی چنین می‏خوانیم: «این پوشاک که بانوان زرتشتی از آن استفاده می‏کنند، شباهتی بسیار نزدیک به پوشاک بانوان نقاط دیگر کشور ما دارد. چنان‏ که روسری آنان از نظر شکل و طرز استفاده، نظیر روسری بانوان بختیاری است و پیراهن، شبیه پیراهن بانوان لُر در گذشته نزدیک است و شلوار، از لحاظ شکل و بُرش، همان شلوار بانوان کُرد آذربایجان غربی است و کلاهک، همان کلاهک بانوان بندری است».
مادها
برپایهٔ پذیرفته‌شده‌ترین نظریهٔ کنونی، آریاییانی که به فلات ایران آمدند، به سه دستهٔ اصلی تقسیم شدند: مادها، پارس‌ها و پارت‌ها. مادها نخستین دودمان ایرانی را در ایران تشکیل دادند.
کتاب «پوشاک باستانی ایرانیان» دربارهٔ پوشش زنان در دوران مادها با تکیه بر نقوش برجستهٔ برجا مانده می‌گوید که پوشاک زنان آن دوران از دید شکل با پوشاک مردان یکسان است. در ادامه دربارهٔ آن نقوش چنین می‌نویسد:«مرد و زن به واسطه اختلافی که میان پوشش سرشان وجود دارد، از هم تمیز داده می‌شوند. به نظر می‌رسد که زنان پوششی نیز روی سر خود گذارده‌اند و از زیر آن گیسوهای بلندشان نمایان است.»
 هخامنشیان
به نظر می‌رسد که پوشش زنان در دوران هخامنشیان با دوران مادها چندان تفاوتی نکرده باشد. پیرامون پوشاک زنان در این دوره چنین نوشته شده‌اند: «از روی برخی نقوش مانده ازآن زمان، به زنان بومی بر می‌خوریم که پوششی جالب دارند. پیراهن آنان پوششی ساده و بلند یا دارای راسته چین و آستین کوتاه است. به زنان دیگر آن دوره نیز برمی خوریم که ازپهلو به اسب سوارند. اینان چادری مستطیل برروی همه لباس خود افکنده و در زیر آن، یک پیراهن با دامن بلند و در زیر آن نیز، پیراهن بلند دیگری تا به مچ پا نمایان است.»
در دوران هخامنشیان هنگامی که خشایارشا در مجلسی از ملکه «وشی» ایرانی خواست تا عریان به مهمانی حاضر شود تا حاضران زیبایی اندام او را ببینند، او به این کار تن نداد و همین باعث شد تا عنوان «ملکهٔ ایران» را از دست دهد، در حالی که «استر» یهودی به انجام این کار پرداخت.
ویل دورانت دربارهٔ زنان در دوران هخامنشیان می‌گوید: «زنان طبقات بالای اجتماع جرأت آن را نداشتند که جز درتخت روان روپوش دار از خانه بیرون بیایند. هرگز به آنان اجازه داده نمی‌شد که آشکارا با مردان آمیزش (اختلاط) کنند. زنان شوهردار حق نداشتند هیچ مردی را، حتی پدر یا برادرشان باشد، ببینند. در نقش‌هایی که درایران باستان برجای مانده، هیچ صورت زنی دیده نمی‌شود و نامی از ایشان به نظر نمی‌رسد.»
 اشکانیان
پس از هخامنشیان و تاخت و تاز اسکندر مقدونی به ایران، هنگامی که وضعیت سلوکیان آشفته بود، اشکانیان ایرانی که از پارت‌ها بودند، به حکومت رسیدند. در این دوران که نفوذ ادیان بودایی و مسیحیت از شرق و غرب، آیین زرتشتی را کم‌رنگ نموده بود، زنان ایرانی همچون گذشته دارای حجاب پوشیده‌ای بوده‌اند.
در این باره چنین می‌خوانیم: «لباس زنان اشکانی پیراهنی بلند تا روی زمین، گشاد، پرچین، آستین‌دار و یقه راست بوده‌است. پیراهن دیگری داشته‌اند که روی اولی می‌پوشیدند و قد این یکی نسبت به اولی کوتاه و ضمنا یقه باز بوده‌است. روی این دو پیراهن چادری سرمی کردند.»

درجای دیگر آمده‌است: «چادر زنان اشکانی به رنگ‌های شاد و ارغوانی و یا سفید بوده‌است. گوشه چادر در زیر یک تخته فلزی بیضی منقوش یا دکمه که به وسیله زنجیری به گردن افکنده شده، بند است. این چادر به نحوی روی سر می‌افتاده که عمامه (نوعی کلاه زنانه) را در قسمت عقب و پهلوها می‌پوشانیده‌است.»

درکتاب «پارتیان» نیزآمده‌است: «زنان عهد اشکانی قبایی تا زانو برتن می‌کردند، با شنلی که برافکنده می‌شد و نیز نقابی داشتند که معمولا به پس سر می‌آویختند.»
همچنین از آثار این دوره، روسری ابریشمین خوش رنگ و نگار و نفیس زنان سنگسری به جا مانده‌است که «ساخته مکنه» نام دارد و سده‌هاست که زنان سنگسری آن را می‌بافند و می‌آرایند. آنان این روسری را به ترتیب خاصی بر سر خود می‌بندند، که این خود نمونهٔ کامل پوشش سر زنان در زمان اشکانیان می‌باشد.
در دورهٔ اشکانیان پوشش زنان شامل پیراهن شلوار و در مراسم‌های رسمی و مذهبی همراه با شال بلندی بودهذاست که نمونه‌های آن در مجسمه‌های دورهٔ اشکانیان نمایان است. این مجسمه‌ها بانو اوبال و دخترش را با کلاهی بلند وجواهر نشان همراه با شال بلندی که در پشت آویزان است و گیسوان بافته و جمع سده و پیراهنی دراپه(چیندار به صورت افقی) وشلوار دراپه و جواهرات فراوان نشان می‌دهد که بسیار یادآور پوشش بانوان هندی است.

 

 ساسانیان

در زمان ساسانیان همچون دوران پیش از آن، زنان از چادر به عنوان پوشاک رو استفاده می‌کردند، و در زیر آن پیراهنی می‌پوشیده‌اند.
همچنین در این دوره پوشاندن صورت با نقاب نیز در میان زنان ایرانی وجود داشته‌است. در این باره ماجرایی در تاریخ نقل شده‌است که در اینجا آن را می‌آوریم: «هنگامی که اعراب، شاهزادگان ایرانی(دختران «کسری» از پادشاهان ساسانی) را به همراه اموال بسیار برای فروش (به عنوان برده/کنیز) به نزد عمر برده بودند، عمر فرمان می‌دهد تا نقاب از صورت برکشند تا خریداران با دیدن چهرهٔ آنان پول بیش‌تری بپردازند. در این هنگام شاهزادگان ایرانی که از دستور عمر اطاعت نکرده بودند مشتی بر سینهٔ نمایندهٔ عمر که قصد انجام این کار به زور داشت می‌زنند. عمر که خشمگین شده بود، قصد نمود تا با تازیانه بر آنان بزند، که در این گاه، شاهزادگان ایرانی می‌گریستند. علی ابن ابی طالب که نظاره‌گر ماجرا بود، عمر را به آرامش تشویق کرده و این حدیث را از محمد، پیامبر اسلام نقل نمود: «بزرگ و شریف هر قومی را که خوار و فقیر شده، گرامی بدارید.» پس از این که عمر آرام شده‌بود، علی گفت: «با دختران شاهزاده، نباید معاملهٔ دختران بازاری (کنیزان) کرد».

http://fa.wikipedia.org/wiki/

http://www.refah.ir/articles/201
 
http://www.aftab.ir/news/2007/jul/09/c4c1183993968_social_directory_woman.php

 

 

 

نظر بدهید  

نوشته شده توسط مسعوده انصاری،سرگروه حرفه وفن م11تهران در ساعت موضوع | لینک ثابت